طي چند وقت اخير شوراي امنيت ملي کشور براي ايجاد استانداردهاي مورد نياز در ورزشگاهها ورود و تاکيدي ويژه داشته و اگر به مصاحبههاي مهدي تاج رياست فدراسيون فوتبال در روزها و هفتههاي اخير نگاهي بيندازيد به يک جمله آشنا برمي خوريد و آن اينکه از برگزاري مسابقات فوتبال خبري نخواهد بود؛ اگر استانداردها و زيرساختهاي مدنظر فدراسيون فوتبال در استاديومها رعايت نشود. اما حالا که ليگ آغاز ميشود اين اقدامات تا چهاندازه ميتواند موثر باشد.
گريزي از خشونت نيست
هوشنگ نصيرزاده كارشناس فوتبال در اين رابطه به «آرمان ملي» ميگويد: خشونت جزو ذات فوتبال نيست اما گريزي از بروز آن نيز در جريان بازي وجود ندارد، چراکه در بازي فوتبال ما شاهد مبارزه براي به دست آوردن توپ توسط رقيبان هستيم، شرايطي که در آن 22 بازيکن بايد براي تصاحب توپ به نفع تيم خود با حرکات نمايشي در برابر ديدگان تماشاگران بجنگند. از همين رو اين بازي خالي از خشونت نميتواند باشد و طبيعي است اگر اين درگيري و برخوردها سهمي نيز ميان تماشاگران داشته باشد. هيجان باعث پرتماشاگر شدن فوتبال ميشود و تعداد زياد بينندگان به حساسيتهاي فوتبال دامن ميزند. از همين رو خشونت نيز به ناگاه از مركز زمين به تماشاگران منتقل ميشود.فكر ميكنيد راهي براي كاستن از اين خشونت وجود دارد، او در پاسخ به اين سوال ميگويد: قوانين بازدارنده يکي از عوامل مهم در کاهش خشونتهاي فوتبال است، ضمن اينکه علاقه فوتباليست به افزايش عمر حضور خود در عرصه رقابت ها و مراقبت از سلامتش نيز ميتواند به اين امر کمک بسياري کند. اما آنچه ما روي سکوها شاهد آن هستيم، هيجاني است که تماشاگران را به ورزشگاه کشانده، هيجاني که هنگام برد يا باخت تيم محبوب، افراد آن را به اشکال مختلف نشان ميدهند. در واقع تنها نفع تماشاگران روي سکوها، علاقمنديشان است و زماني که احساس کنند اين علاقه در معرض خطر باخت است چه بسا در قالب هيجان دست به کارهايي بزنند که عواقب خوبي در پي نداشته باشد.او درباره مقايسه ميزان خشونت در فوتبال ايران و جهان نيز ميگويد: فوتبال جهان مانند مردم بالغي است، در حالي که فوتبال در کشور ما کودکي کوچک و نوپا است. اگرچه نميتوانيم منکر بهبود وضعيت اين ورزش طي سالهاي اخير شويم چون ما در سالهاي گذشته آمار اعتراض و خشونت هايمان خيلي بيشتر از امروز بود.
ورزش، بازنده اصلي خشونت
يک کارشناس ورزش و مدرس دانشگاه نيز در اين رابطه مي گويد: شنيدن برخي الفاظ و ديدن برخي صحنههاي منزجر كننده در استاديومهاي ورزشي و سالنهايي که روزي قرار بود محلي براي رسيدن به آرامش، تفريح و ديدن صحنههاي ورزش جوانمردانه باشد، خيلي اشتياقي براي حضور افراد در اين مراکز باقي نگذاشته است.عيسي طبيبيان همچنين با اشاره به اينکه افزايش ناهنجاريهاي اخلاقي در استاديومهاي ورزشي فوتبال باعث شده تا نه تنها زنان جامعه ما از حضور در اين صحنهها جا بمانند بلکه ديگر خانوادهها انگيزهاي براي همراه کردن کودکان و نوجوانان خود در اين مجامع نداشته باشند، خاطرنشان ميکند: اگرچه بداخلاقيهاي ورزشي محصور و محدود به ورزش ايران نيست، اما آنچه ورزش ايران را از ساير کشورهاي جهان متمايز ميکند غلبه روحيه پهلواني و ورزش جوانمردانه در آن، طي سالها و حتي قرنهاي گذشته است. بروز رفتارهاي خشونتآميز در ورزش ايران و به خصوص رشته فوتبال به چند بخش رفتارهاي خشونتآميز تماشاگران، بازيکنان و مربيان تقسيم ميشود که بررسي هر يک از آنها در حل و رفع آسيب پيش روي جامعه ورزشي لازم و ضروري است.يکي از مشکلات ورزش در جوامع فعلي خشونت و پرخاشگري تماشاچيان بهويژه در ورزش فوتبال است. انسانهايي که در هنگام تماشاي يک مسابقه ورزشي جان خود را از دست داده يا متحمل جراحتهاي سنگيني ميشوند -اتفاقاتي چون کشته شدن 318 تماشاگر طي سال 1964 در استاديوم ورزشي ليما در حين برگزاري مسابقه فوتبال آرژانتين و پرو- از آسيبهاي همين گروه محسوب ميشود؛ تماشاچياني که گاه به خاطر تعصب افراطي روي تيمشان کنترل اعصاب و روان خود را از دست داده يا در پي تحريك گروههاي مدافع تيمشان دست به کارهايي ميزنند که جبرانش هزينههاي زيادي براي ورزش دارد.