آرمان ملي: محمدجواد ظريف، در صفحه توئيترش نوشت: «با وليعهد و وزير امور خارجه کويت گفتوگوهاي خوبي داشتم. تاکيد کردم که پيشنهاد ايران براي مجمع گفتوگوهاي منطقهاي و پيمان عدم تجاوز بر اتکاي به بازيگران خارجي برتري دارد.» براي بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با فريدون مجلسي، کارشناس روابط بينالملل انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به سفر دکتر ظريف به کويت و تاکيد دوباره وزير خارجه کشورمان مبني بر گفتوگوهاي منطقهاي و معاهده عدم تجاوز تا چه ميزان اين پيشنهاد ميتواند به برقراري امنيت در منطقه کمک کند؟
ميتوان گفت اينگونه ديدارها تاثيراتي شايد حتي بهصورت مقطعي بر کاهش تنش در منطقه خواهد داشت. ميدانيم که کشورهاي عربي از قدرت ايران نگراني دارند. بنابراين عربستان و امارات تمايل دارند تا ايران درگير جنگ شده، اما در عين حال خودشان از چنين جنگي مصون بمانند. بنابراين شايد به نوعي مواضع تعديل شده از سوي عربستان و امارات به اين خاطر باشد که خود را کنار کشيده باشند. اما کويت بزرگترين پايگاه آمريکا را درخود دارد. همچنين عربستان، بحرين، امارات و حتي قطر نه تنها پايگاههاي آمريکاييها در اين کشورها قرار دارد بلکه اين پايگاهها در حال تجهيز بيشتر ادوات و سلاحهاي پيشرفته هستند. همچنين اين مساله را ميبايستي در نظر داشته باشيم که اروپا و آمريکا از انعقاد يک پيمان منطقهاي که بازيگر اصلي آن ايران باشد رضايت ندارند.
با توجه به امکان کليد زدن گام سوم کاهش تعهدات برجامي از سوي ايران تا چه ميزان اقدامات تهران ميتواند پايتختهاي اروپايي را در عمل به تعهدات برجاميشان ترغيب نمايد؟
طرفهاي اروپايي بر اساس اختلافاتشان تحت فشار آمريکا قرار ندارند آنها خودشان مستقلانه نظراتي دارند و تهران به خوبي ميداند اين اقدامات تا چه ميزان ميتواند در پيشبرد اهدافش موثر واقع شود.
با توجه به عملياتي شدن اينستکس، تاکنون تا چه ميزان سازوکار مالي اروپايي توانسته نيازها و نظرات ايران را تامين نمايد؟
چنين صندوقهايي بهانهاي براي عملي نشدن اساسي برجام است. اينستکس تلاش دارد بهصورت قطره چکاني مسائلي را که مشمول تحريمهاي يکجانبه آمريکا نيست همانند غذا و دارو از طريق اينستکس با چند معامله کوچک انجام دهد. اما مساله ايران مسالهاي اساسي است.
با توجه به خروج ايالات متحده از توافق هستهاي از يک سو و همچنين فشار همهجانبه آمريکا بر ايران چه آيندهاي ميتوان براي برجام متصور بود؟
به نظر ميرسد آن آينده هم اکنون در جريان است. جنگ اقتصادي در اين چارچوب قابل ارزيابي است. به گونهاي که ايران بهصورت روزانه ميليونها دلار خسارت آن را متحمل ميشود. اين وضعيت بهصورت خونريزي مداوم توسط آمريکا طرحي شده و ادامه دارد. لذا کشورهاي اروپايي، ژاپن، کره جنوبي، برزيل و... به بهوجود آورنده اين وضعيت کمک ميکنند. همچنين بهصورت اعمال ايذايي کارهايي ميکنند مانند اتفاقي که براي نفتکش ايراني در جبل الطارق پيش آمد، تمايل نهايي آنها در توقيف نفتکش ايراني، منزوي کردن هر چه بيشتر ايران است و ضربهاي اقتصادي و جنگي فرسايشي است بدون آنکه مشکلات جنگ گرم را براي آنها پديد آورد. آنها تلاش ميکنند تا در اين جنگ طرف مقابل را فرسوده کنند. چنين عملي را پيش از اين نيز با شوروي انجام دادهاند و فعلا تمايل و نيازي به اقدام نظامي نميبينند.
آمريکاييها از ميان دوگانه استراتژي حمله نظامي-استفاده از راهکار ديپلماتيک، چه سناريوي مشخصي را بعد از انتخابات 2020 در ايالات متحده دنبال ميکنند؟
ترامپ مسيري را پيموده که روساي جمهور بعدي هم در آمريکا ناچارند براي آنکه متهم به کوتاهي در حمايت از تلآويو نشوند به مسير کنوني ادامه دهند. اگر چنانچه دموکراتها در آمريکا روي کار آيند خروج ايالات متحده از برجام را غير قانوني اعلام کرده و به توافق هستهاي باز ميگردند. بنابراين آمريکا ضمن ماندن در برجام تحريمهاي کنوني بر ضد ايران را ادامه خواهد داد. به دليل آنکه آنها معتقدند اين تحريمها ربطي به برجام ندارد. اين جنگ جداگانهاي است که براي حمايت همه جانبه از موجوديت تلآويو از سوي آمريکا دنبال ميشود.
نتيجه و نقطه پاياني روند تخاصمي واشنگتن نسبت به تهران در کجا قرار دارد؟
به نظر ميرسد روند تخاصمي واشنگتن نسبت به تهران با جنگ اقتصادي به پيش ميرود. ايران از نظر اقتصادي توانايي اقدام متقابل بانکي ندارد. ايران نميتواند ساير کشورها را از معامله با آمريکا منع کند. اما در مقابل متاسفانه آمريکا چنين توانايي را داشته و اروپا و برخي از کشورهاي جنوب شرقي آسيا با واشنگتن همراهي ميکنند. در مورد توانمندي نظامي، ايران تا حدود زيادي توانايي دفاع منطقهاي از خود را دارد.
با توجه به رفع توقيف نفتکش ايراني گريس1 تا چه ميزان ميتوانيم از يک سو به کاهش تنش در خليج فارس و از سوي ديگر به کاهش تنش ميان تهران-لندن اميدوار باشيم؟
به آساني نميتوان به کاهش تنش ميان تهران-لندن اميدوار بود. بازي توقيف غيرقانوني نفتکش ايراني بيشتر به بازي موش و گربه شبيه است. اين تصور وجود دارد که غربيها و خصوصا آمريکاييها به اين نفتکش مشکوک بودند که اين نفتکش حامل سلاح بوده به گونهاي که اين نفتکش دو ماه تحت نظر آمريکاييها قرار داشته است. لذا نفتکش ايراني را متوقف کرده و پس از بازرسي از اين کشتي به دستور آمريکا با بهانههاي به ظاهر قانوني که مايه هر چه بيشتر آبروريزي نباشد به گونهاي با رفع توقيف نفتکش ايراني مساله را ختم کردند. بنابراين از سوي ديگر با شکايت مجدد آمريکاييها که به نتيجهاي نخواهد رسيد اين روند را ادامه ميدهند. اين مساله نشان ميدهد ساير نفتکشهاي ايراني در معرض تهديد قرار دارند.