سالها پیش وقتی هند مستعمره انگلیسیها بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و این یک خطر جدی محسوب میشد. دولت احساس کرد به تنهایی نمیتواند از عهده مدیریت این وضعیت بر بیاید. به همین دلیل تصمیم گرفتند که شهروندان به مشارکت دعوت شوند. برای هر مار مُردهای که تحویل میشد، جایزهای نقدی میدادند. این استراتژی ابتدا بسیار موفقیتآمیز بود و مارهای مرده زیادی تحویل شد. به نظر میآمد که در طول زمان باید تعداد مارهای مرده کم و کمتر میشد. اما با کمال تعجب تعداد مارهای مرده تحویلی هر روز در حال افزایش بود! برخی از مردم احساس کردند این کار درآمد خوبی دارد و بسیاری از آنها به پرورش مار کبرا پرداختند تا با تحویل آنها و دریافت جایزه نقدی به زندگیشان رونقی ببخشند! دولت پس از آگاهی از این ماجرا اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبرای مُرده جایزه نمیدهد! فاجعه از اینجا شروع شد. مردمی که مار پرورش میدادند آنها را به نقاط دورتر از خانه خود میبردند و رها میکردند! در اندک زمانی تعداد مارهای کبرای دهلی بیش از روز اول شد! نمونه دیگر این ماجرا در هانوی پایتخت ویتنام رخ داد. دولت برای مبارزه با موشها به شهروندانی که با موشها مبارزه میکردند هزینهای میپرداخت. معامله این طور بود که بر اساس تعداد دُم موش بریده دولت به آن شهروند پول میداد. اما بعد از مدتی تعداد بسیار زیادی موش دُم بریده در سطح شهر مشاهده شد. در واقع شهروندان بعد از گرفتن موشها، دُم آنها را میبریدند و رهایشان میکردند که بروند زاد و ولد کنند، دُم بریده را به عنوان موش مقتول تحویل میدادند و جایزه میگرفتند! ایکل وان مورخ انگلیسی میگوید در مورد مارهای کبرای هند شاید نتوان با قاطعیت حرف زد اما موشهای هانوی موردی ثبت شده و قطعی است! اثر کبرا یا cobra effect و اثر موش یا rat effect برای زمانی مثال زده میشود که راه حل احتمالی یک مساله در واقع آن مشکل را بیشتر میکند. وقتی که ما به حل کوتاه مدت یک مشکل فکر میکنیم و عواقب آن را در نظر نمیگیریم. چشمهایتان را ببندید و ببینید در این کشور مدیران چندین تصمیم به سبک مار کبرای هندی یا موش ویتنامی گرفتهاند؟ از این تصمیمها که به آن کارشناسی نشده میگویند. یارانه، دلار، تغییر نظامهای آموزشی مدارس، یکطرفه کردن خیابانها، برخورد قهرآمیز با شُل حجابی، راندن منتقدان دلسوز، منع و ملامت موسیقی، اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و... نمونههایی از این دست تصمیمات هستند که به اسم راهحل کوتاه مدت، تبعات بعدی را با خود به همراه داشت که خسارت آن را نه مدیران، که مردم و نظام داده است. تفاوت مدیران و تصمیمگیران با عوام آن است که دورتر را هم ببینند. افق دید داشته باشند و منافع آتی را فدای مطامع آنی نکنند. این مارهای رها شده و موشهای دُم بریده را نمیتوان انکار کرد، یک روز نیشتان میزنند یا از پاچه شلوارتان میروند بالا! از ما گفتن!