آمار بالاي تصادفات جادهاي و تعداد کشتهها و زخميها در جادهها در چند دهه گذشته همواره يکي از دغدغههاي مردم و مسئولان بوده و هست. حوادث و فوت ناشي از تصادفات رانندگي مختص ايران نيست و در همه جاي دنيا رخ ميدهد و به سه عامل ايمني خودرو، ايمني جاده و نيروي انساني مربوط ميشود. دليل عمده اين تصادفات در دنيا و کشور ما به نيروي انساني و رانندگان بازميگردد. مرگ ششهزار و 500 نفر از ابتداي سال تاکنون در تصادفات جادهاي آمار کمي نيست و نشان ميدهد هر ساعت دو نفر در تصادفات رانندگي فوت مي شود. البته ما چند برابر فوتيها، آمار زخمي و معلوليت را داريم و بهنظر ميرسد زماني ميتوانيم اين آمار را کاهش دهيم که آموزش صحيح و مهارت رانندگان را بالاتر ببريم و در کنار آن به سلامت رواني و اجتماعي رانندگان نيز توجه داشته باشيم. 40 سال قبل آمار تصادفات در کشور آلمان بيش از 21هزار کشته بود که اين آمار در سال 2017 به سههزار و 100 نفر رسيده است. آنها در کنار بالابردن ايمني خودرو و جادهها، تمرکز اصلي خود را روي آموزش نيروي انساني و رانندگان گذاشتند که آنها در کنار مدارا در رانندگي به قوانين و مقررات احترام بگذارند. بيشتر تصادفات ما ناشي از مدارا نکردن رانندگان در هنگام رانندگي است. نتيجه اين کل کل کردنهاي بيمورد پيامد خوشايندي براي رانندگي ندارد. آلمانيها اعتقاد دارند که آموزش نيروي انساني ميتواند آمار تلفات جادهاي و هزينههايي که کشور براي اين تصادفات پرداخت ميکند را کاهش دهد و آمارها نيز ميگويند که آنها به هدف خود رسيدهاند. ما در کشور چون جاده و خودروهاي ايمن نداريم، بايد تمرکز خود را بر روي آموزش رانندگان بگذاريم. در کشور ما حدود يک - سوم افرادي که در نهادهاي حمايتي، مستمري معلوليت دريافت ميکنند به خاطر تصادفات معلول شدهاند. اکثر زنان سرپرست خانوار به خاطر تصادفات همسرشان را از دست دادهاند، اگرچه در هنگام تصادف اميد همه به بيمه است، اما پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي تصادفات موضوع مغفول مديريت ترافيک به معناي عام است. آن بچهاي که پدر و مادرش را در تصادفات از دست ميدهد، قطعا ديه و بيمه نميتواند جايگزين آنها در زندگي آن بچه شود و زندگي او براي هميشه تغيير ميکند. فردي که شغل او رانندگي است و دچار معلوليت ميشود، زندگي و معيشت خانوادهاش براي هميشه دستخوش تغيير ميشود و فردي که بيمه ندارد و با يک تصادف همه زندگياش را حراج ميکند تا آخر عمر بدهکار ميشود و ممکن است سالها در زندان هم بماند.