احتمال مشارکت اسرائيل در ائتلاف نظامي آمريکا و متحدانش در خليج فارس، با واکنش شديد ايران روبهرو شد. عباس موسوي سخنگوي وزارت خارجه ايران حضور اسرائيل در اين ائتلاف را تهديدي آشکار عليه ايران دانست و تاکيد کرد که مقابله با تهديد حضور صهيونيستها در خليج فارس حق ايران است. آمريکا و برخي از شرکاي غربياش در حال تشکيل ائتلافي نظامي به منظور تامين امنيت کشتيراني در خليج فارس هستند و ايزرائيل کاتز وزيرخارجه اسرائيل نيز اعلام کرده است که کشورش در اين ائتلاف مشارکت خواهد داشت. کاتز البته در باره نحوه حضور اسرائيل در ائتلاف تحت رهبري آمريکا در خليج فارس، توضيح روشني نداده است اما به نظر ميرسد که منظور او بيشتر پشتيباني اطلاعاتي اسرائيل از عمليات ناوگان جنگي اعضاي ائتلاف باشد. آمريکا در دو ائتلافي که در سالهاي 1990 و 2003 عليه دولت صدام حسين رئيسجمهور عراق تشکيل داد، اسرائيل را از هرگونه نزديکشدن به ائتلاف برحذر داشت. در آن سالها حضور اسرائيل در ائتلاف عليه يک کشور عربي، بين دولتها و تودههاي عرب و مسلمان به قدري حساسيتزا بود که دولتهاي بوش پدر و پسر، کمک اسرائيل را بيشتر مايه دردسر و گرفتاري خود ميدانستند و قاطعانه آن را از دخالت در ماجرا منع ميکردند. اکنون اما در برخي جوامع عربي و اسلامي، از حضور و شراکت اسرائيل در ائتلافهاي منطقهاي يا بينالمللي، تا اندازهاي حسياستزدايي شده است، گرچه ميزان حساسيت به حد صفر نرسيده است. در اين ميان، يک از اهداف عمده سياست دولت ترامپ در خاورميانه عاديسازي کامل وضعيت اسرائيل در منطقه حتي قبل از هرگونه توافقي در باره مساله فلسطين است. در واقع همين سياست، ايزرائيل کاتز را برانگيخته است تا بدون پردهپوشي از مشارکت اسرائيل در ائتلاف آمريکا و متحدانش براي حضور نظامي در خليج فارس سخن به ميان آورد. با اين حال، براي آمريکا و تمام متحدانش روشن است که هيچ موضوعي در خاورميانه به اندازه حضور اسرائيل در خليج فارس براي ايران تحريکآميز نيست. حال مساله اين است که آيا کاتز در هماهنگي با مقامهاي آمريکايي عمدا بحث مشارکت اسرائيل در ائتلاف را وسط کشيده است تا ايران را تا سرحد ممکن، عصباني و تحريک کند يا اينکه او بدون اطلاع آمريکاييها، صرفا علائق دولت خود را به زبان آورده است. البته واضح است که در صورت تشکيل هر نوع ائتلاف نظامي به رهبري آمريکا در خليج فارس، اسرائيل يکي از منابع عمده اطلاعاتي آنها خواهد بود، همانطور که در دو جنگ قبلي عليه صدام حسين نيز بهرغم منع دخالت آنها، به صورتي پنهان اين نقش را بازي کرد. با اين حساب، موضوع حضور اسرائيل در ائتلاف تحت رهبري آمريکا عملا به پنهان يا آشکاربودن نقش آن تقليل مييابد. چنانچه آمريکا بار ديگر اسرائيل را از ورود علني به ائتلاف بازدارد و تنها به کمکهاي اطلاعاتي پشت پرده آن بسنده کند، نشانه عدم تمايل آمريکا به تحريک فوري ايران است؛ اما اگر اين همکاري صورت آشکار و علني به خود بگيرد، در آن صورت ظاهرا سياست تحريک نظامي ايران بر کاخ سفيد مسلط شده است.