ديدار جان بولتون به عنوان مشاور امنيت ملي آمريکا با مقامات انگليسي به منظور هماهنگ کردن سياستهاي واشنگتن با لندن از جمله در قبال تهران قابل ارزيابي است. همچنين بايد اين نکته را مد نظر داشته باشيم که بريتانيا کمتر از ساير کشورهاي اروپايي در رابطه با ايران منتفع است. در حال حاضر نيز بريتانيا در پي خروج از اتحاديه اروپاست بايد بيشتر متکي به اتحاد با آمريکاييها باشد. بنابراين برنامهريزي آنها در قبال ايران بجاي خود قرار دارد. اما مسالهاي که مرتبط با هماهنگي در تحريم شرکت چيني هوآوي مطرح است، در اينجا براي چين بازار بريتانيا از آمريکا بسيار کوچکتر است. بنابراين ممکن است چينيها را برعکس مورد قبلي وادار کند تا براي پاسخگويي رابطه تجاري خودشان را با مشتريان توسعه دهند. به هرحال بحران جنگ ميان ايران و آمريکا که انگليس هم با اعزام ناو جنگي به خليج فارس جدي بودن خود را نشان ميدهد در صحنه اقتصادي ادامه دارد. بنابراين به نظر ميرسد آمريکاييها نيز با به درازا کشاندن جنگ اقتصادي فرسايشي به همين صورت راضي باشند. لذا ترجيح ميدهند تا با نيروهاي واشنگتن و يا تلآويو که از خود آنهاست مواجه نگردند و به همين صورت درگيري اقتصادي ادامه يابد. همچنين در خصوص نزديکي مواضع لندن- واشنگتن در قبال خليج فارس و تنگه هرمز ميتوان گفت؛ بهصورت سنتي بريتانيا نزديکترين متحد ايالات متحده آمريکاست. بنابراين شريک قابل اتکاي آمريکا در مسائل مختلف از زمان جنگ جهاني اول تاکنون بوده است. در مورد تنگه هرمز نيز توقيف نفتکش ايراني توسط بريتانيا و توقيف نفتکش بريتانيايي توسط ايران بحران را تشديد ميکند. به همين دليل بريتانياييها در مساله نفتکشها حاضر به مبادله نيستند. اين مساله نشانه آن است که توقيف نفتکش ايراني بهصورت شتابزده و به روشني در آبهاي بينالمللي به تقاضاي واشنگتن صورت گرفته است. اين مساله خود امري تحريکآميز بوده، همچنين آنها اينگونه قدرت نمايي ميکنند که ما ميتوانيم تنگه جبل الطارق را روي ايران ببنديم اما در مقابل بايد تنگه هرمز به روي ما باز باشد. اين مساله به نوعي به چالش کشاندن ايران است. بنابراين يا بايد با چالش متقابل مواجه گردد که نتايج بسيار وخيمي در منطقه پديد خواهد آورد، يا بايد کجدار و مريز رفتار شود که زيان روزانه ايران از تحريمهاي آمريکايي فرسايشيتر خواهد شد. در مورد خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا يا برگزيت ميدانيم که مساله خروج نيز با اکثريت بسيار بالايي اتفاق نيفتاد و تحت تاثير نوسانات و احساسات صورت گرفت. عده زيادي در داخل بريتانيا بر اين نظر هستند که برگزيت زيانهاي بسيار زيادي براي انگليس به بار خواهد آورد. بنابراين بريتانيا به نزديکترين و ثروتمندترين بازار جهان يعني کل اروپا ديگر دسترسي نخواهد داشت. ازاينرو در برابر سدهاي گمرکي قرار خواهد گرفت. بريتانيا نيز بازار بسيار بزرگي براي اروپا بوده است. به اين ترتيب براي اروپا هم چنين روندي زيان بخش خواهد بود. اما نزديکي شتابان آمريکا و بريتانيا به اين دليل است که به آنها اين اطمينان داده شود حال که ديگر با اروپا نيستند ميتوانند روي آمريکا حساب باز کنند. ازاين باب، اقدام بريتانيا در توقيف نفتکش ايراني در جبل الطارق در چارچوب هماهنگي و توافق ميان لندن- واشنگتن تلقي ميشود.