آرمان ملي- مرتضي رفيعي: دکتر محمد جواد ظريف، در گفتوگو با شبکه الجزيره گفت: «غرق شدن منطقه در سلاح توسط آمريکا و همپيمانانش، منطقه ما را به بشکه باروت آماده انفجار تبديل کرده است. خليج فارس منطقه کوچکي است و هرچه حضور کشتيهاي بيگانه در آن بيشتر شود، امنيت در آن براي همه ما کمتر خواهد شد.» به همين منظور «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با رامين مهمانپرست سخنگوي اسبق وزارت امورخارجه ترتيب داده که در پي ميخوانيد:
با توجه به آنکه دکتر ظريف در گفتوگو با الجزيره گفت: «غرق شدن منطقه در سلاح توسط آمريکا و هم پيمانانش، منطقه را به بشکه باروت آماده انفجار تبديل کرده است.» اين ديدگاه وزير خارجه کشورمان حائز چه نکاتي است؟
به نظر ميرسد سياستمداران فعلي آمريکا به دنبال آن هستند تا به هر شکل ممکن در هر منطقهاي که ميتوانند بحراني را ايجاد کرده تا بدين وسيله موجبات حضور و مداخله بيشتر را براي خود فراهم کنند. آمريکاييها از چنين طرحهايي استفاده کرده تا با آرايش منطقه به حالت جنگي، ترس و تهديد نسبت به ساير کشورها ايجاد کرده تا در پشت آن سناريوهاي فروش سلاح فعال شده و بهگونهاي کارخانجات اسلحه سازي خودشان را فعال کنند. آمريکاييها تلاش ميکنند تا کارخانجات اسلحه سازي خودشان را فعال کرده و از راه کسب درآمد از فروش سلاح به کشورهاي مناطق مختلفي که مد نظر دارند بهره ببرند. آمريکاييها طي ساليان متمادي گذشته دست به هر جنايتي که براي تامين منافع خود ميتوانستهاند بزنند زدهاند. آمريکا از کشورهايي همچون عربستان و امارات به طور غيرمستقيم حمايت کرده و نتيجه آن نيز قتلعام هزاران انسان بيگناه است. بنابراين سياست آمريکا ممکن است اين باشد که فضا را براي ايجاد درگيري آماده کرده تا از چنين فضايي بهرهبرداري تسليحاتي کنند. آمريکاييها به دنبال بهرهبرداري از درگيري کشورهاي منطقه با يکديگر بوده تا بدين وسيله حداقل يک فضاي امني براي رژيم صهيونيستي ايجاد کنند. بنابراين کشورهاي منطقه بايد هوشيار باشند، چون اگر خودشان دقت نکنند و اسير توطئههاي آمريکا شوند ممکن است به آتش اين فتنه بسوزند. البته جمهوري اسلامي ايران چشمان تيزبيني دارد و با قدرت و اقتدار سعي ميکند تا امنيت را در منطقه برقرار کند. استراتژي ايران ايجاد صلح مقتدرانه در منطقه است. اين بدان معناست که آنچنان در توانمندي نظامي و بازدارندگي عمل نموده که از اين قدرت دفاعي و بازدارندگي خود براي ايجاد و گسترش صلح و ثبات در منطقه استفاده ميکند. بنابراين آمادگي دفاعي ميتواند هشداري به آمريکاييها و متحدان منطقهاياش باشد.
با توجه به آنکه رويترز گزارش داد که بولتون در سفر به لندن سعي دارد مقامات انگليسي را با سياست واشنگتن در برابر ايران همسو کند. واشنگتن تا چه ميزان ميتواند لندن را با خود همراه کند؟
آمريکا و بريتانيا متحدان قديمي محسوب ميشوند. بهگونهاي که بعد از يک دوره رقابتي که در نفوذ در مناطق مختلف دنيا بهخصوص بعد از جنگ جهاني دوم داشتند. مدتهاي زيادي است که آمريکا نقش اول را در معادلات جهاني ايفا کرده و بريتانيا به عنوان متحد نزديک واشنگتن سياستهاي هماهنگي را نسبت به آن کشور اتخاذ کرده است. ممکن است در برخي مواضع ميان لندن- واشنگتن اختلافاتي مشاهده گردد. اما در سياستهاي کلي بريتانيا و آمريکا در يک محور هماهنگ با يکديگر ارزيابي ميشوند. با توجه به تغييراتي که در آمريکا با روي کار آمدن دونالدترامپ به وقوع پيوست. همچنين با فاصله، بوريس جانسون در بريتانيا روي کار آمد. بنابراين شاهد شکلگيري سياستهاي نزديک ميان لندن- واشنگتن هستيم. با توجه به خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا به شکل کاملا طبيعي لندن به سمت متحد قديمي خود يعني واشنگتن ميل خواهد کرد. لذا تلاشهايي که در کاخ سفيد صورت ميگيرد تا از اين وضعيت پيش آمده استفاده کرده و بريتانيا را در موضوعات مختلف همراه خود داشته باشند قابل پيش بيني بود. آن مسالهاي که ميبايستي منتظر باشيم ببينيم اين است که آيا مقامات بريتانيا حاضر ميشوند در سياستهايي که دولت آمريکا در ايجاد تنش در دنيا اتخاذ ميکند همراه شوند يا خير؟ يکي از اين موضوعات برجام است که اعتبار بريتانيا پاي اين توافق ممکن است با خطر جدي مواجه گردد. وقتي لندن به عنوان يک عضو موثر اروپايي توافق هستهاي را قبول کرده و پاي آن را امضا ميکند. اگر قرار باشد بريتانيا همسو با آمريکا مواضعي خلاف ساير کشورهاي اروپايي اتخاذ کند با اعتبار خود بازي ميکند. بايد منتظر ماند و ديد که انگلستان تا چه ميزان حاضر است در اين دامي که مشاوران تندرو ترامپ همچون جان بولتون پهن کردهاند منافع خود را به خطر خواهد انداخت.
با توجه به آنکه سخنگوي وزارت امور خارجه ضمن محکوميت اقدامات ضد ايراني دولت بحرين در برگزاري نشستهاي مشکوک، اينگونه نشستها را اقدامي در جهت برهم زدن ثبات و امنيت منطقه دانست. آمريکا از برگزاري چنين نشستي چه اهدافي را دنبال ميکند؟
منطقه خليج فارس منطقه بسيار حساسي به لحاظ منابع انرژي است. شرايط سياسي و طراحيهايي انجام گرفته تا به ايجاد تنش در منطقه دامن زده شود. بسيار طبيعي است که ايران به عنوان يکي از کشورهاي مقتدر منطقه در برابر تامين امنيت خليج فارس احساس مسئوليت ميکند. بنابراين ايران اجازه نميدهد که کشورهاي ديگر بخواهند در حوزهاي که متعلق به آبهاي سرزميني ايران است دخالت کنند. همچنين کشورهاي ديگر منطقه نيز بايد چنين احساس مسئوليتي داشته باشند. اما اگر بازي خطرناکي در منطقه خليج فارس آغاز شده و کشورهاي ديگر فريب آمريکا را خورده و بخواهند وارد بازيهاي نظامي در اين منطقه شوند بايد خودشان را براي پرداخت هزينههاي بسيار سنگين آماده کنند. طبيعي است که کشوري که در پي دفاع از تماميت ارضي خود است چيزي براي از دست دادن ندارد. کشورهايي که از مناطق مختلف دنيا به منظور محدود کردن منافع کشورهاي منطقه وارد شده و به دنبال کسب درآمدهاي نامشروع از محل منافع کشورهاي منطقه هستند آنها بدانند که موانع بسيار جدي بر سر راهشان براي هر نوع مداخلهاي وجود دارد. بنابراين پاسخ حضور مداخلهگران در منطقه خليج فارس بسيار سنگين خواهد بود.