بستن

كیفیت زندگی در تلاطم آسیب‌های اجتماعی

كیفیت زندگی در تلاطم آسیب‌های اجتماعی

آرمان ملي: خانواده از گذشته داراي کارکردهاي بسياري بوده است، چراکه نقش اصلي تربيت فرزندان برعهده خانواده است؛ اما متاسفانه طي چندسال اخير بنا به دلايل مختلف مانند الگوبرداري‌هاي نامناسب، شهرنشيني بي‌رويه، اشتغال همزمان پدر و مادر و موارد ديگر شاهد بعضا کمرنگ‌شدن نقش خانواده‌ها در تربيت فرزندان هستيم که اين خود به‌يقين مي‌تواند پيامدهاي منفي بسياري را به دنبال داشته باشد.امروزه متاسفانه فرزندان به دليل الگوبرداري‌هاي نامناسب با آسيب‌هاي اجتماعي و روحي و رواني بسياري مواجه هستند، به‌گونه‌اي که روان‌شناسان مي‌گويند ادامه‌داشتن اين روند خود مي‌تواند سلامت آينده جامعه را تحت‌تاثير قرار دهد؛ بنابراين انتظار مي‌رود که خانواده کارکرد گذشته خود را به دست بياورد و در جايگاه قبلي خود نقش‌آفريني داشته باشد تا از اين طريق بتوان فرزندان را از گزند مشکلات و آسيب‌هاي اجتماعي مانند اعتياد، افسردگي و غيره نجات‌داد در غير اين صورت ارائه هرگونه راهکاري از سوي دولت تنها به‌مثابه مسکن کوتاه‌مدت خواهد بود و نمي‌تواند چندان در حل مشکلات موجود تاثيرگذار باشد.

آموزش هنجارها از طريق والدين

به‌طورکلي بايد در نظر داشت که اولين نگرش‌هاي اجتماعي فرزند از طريق والدين به او آموزش داده مي‌شود؛ اتفاقي که در حال حاضر به دليل استفاده بيش از اندازه از شبکه‌هاي اجتماعي و يا ماهواره بر عهده آنها واگذار شده که اين خود مي‌تواند نقش بسزايي در کاهش ارزش‌هاي خانواده و همچنين کمرنگ‌شدن باورها و سنت‌ها داشته باشد؛ اتفاقي که در صورت ادامه‌داشتن آن مي‌توان شاهد تغييرات بنيادي در جامعه بود، هرچند اين مهم تا حدودي امروزه در جامعه نيز مشهود مي‌باشد. متاسفانه با افزايش آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه بسياري از مردم و خانواده‌ها معتقد هستند ريشه اصلي آسيب‌ها در اجتماع است و از اين‌رو براي کاهش آسيب‌هاي اجتماعي دولت بايد برنامه‌ريزي‌هاي خاصي را انجام دهد، اين در حالي است که نمي‌توان اين انتظار داشت که برنامه‌ريزي‌هاي دولت براي کاهش آسيب‌ها و مشکلات اجتماعي تاثيرگذار واقع شود که در گام اول خانواده به وظايف اصلي و بنيادي خود جامه عمل بپوشاند در غير اين صورت ارائه هرگونه راهکار و يا برنامه‌ريزي براي کاهش آسيب‌هاي اجتماعي تاثيري نخواهد داشت؛ با اين اوصاف خانواده پيشرو در کاهش آسيب‌هاي اجتماعي است.

کمبودهاي عاطفي

پرواضح است که مهمترين دلايل افزايش آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه را مي‌توان کمبودهاي عاطفي افراد عنوان کرد، چراکه بنا به اظهارنظر روان‌شناسان کمبودهاي عاطفي خود تاثير بسزايي در افزايش بي‌اعتمادي، افزايش حس انتقام‌جويي و يا انزواطلبي خواهد داشت. بنابراين در خانواده‌اي که کمبود عاطفي ديده مي‌شود به‌يقين فرزندان آن خانواده نيز در جامعه بيشتر در دام آسيب‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند و يا اينکه خود عاملي براي افزايش آسيب‌هاي اجتماعي خواهند بود که اين مهم مي‌تواند نشان از اهميت مسائل عاطفي و توجه به آن در خانواده باشد.

مشکلات اقتصادي

از سوي ديگر بايد يادآور شد که وجود مشکلات اقتصادي عديده در خانواده‌ها يکي ديگر از دلايل افزايش آسيب‌هاي اجتماعي است، چراکه خانواده‌اي که نتواند تمام نيازها و يا حداقل نيازهاي ابتدايي فرزندان خود را تامين کند به‌يقين فرزند براي تامين نيازها در جاي ديگر به جست‌وجوي آن مي‌پردازد که اين خود مي‌تواند باعث گيرافتادن به دام افراد سودجو و يا بيمار شود. همچنين بايد اذعان داشت که افزايش مشکلات اقتصادي در خانواده‌ها مي‌تواند عاملي براي کاهش چشمگير روابط ميان اعضاي خانواده و همچنين افزايش تنش‌ها در خانواده شود که اين موارد نيز مي‌تواند در افزايش آسيب‌هاي اجتماعي موثر باشد. بنابراين در جامعه‌اي که بسياري از خانواده‌ها با مشکلات اقتصادي عديده مواجه هستند چگونه مي‌توان انتظار داشت که فرزندان آنها کمتر در آسيب‌هاي اجتماعي قرار بگيرد و از گزند آنها در امان باشند؟!

معضل فرزند سالاري

بايد در نظر داشت که امروزه به دليل فرزندسالاري در خانواده‌ها شاهد توجه بيش از اندازه و افراطي به کودکان و نوجوانان و يا حتي جوانان هستيم؛ اتفاقي که به‌يقين مي‌تواند زمينه‌ساز افزايش آسيب‌هاي اجتماعي شود، چراکه توجه بيش از اندازه و تامين‌کردن تمام نيازها بدون کوچکترين زحمت و يا تلاشي مي‌تواند باعث تن‌پروري و خودخواهي افراد شود. از اين‌رو رفتارشناسان مي‌گويند فرزندسالاري خود مي‌تواند عامل موثري براي افزايش آسيب‌هاي اجتماعي شود، چراکه اگر در جامعه اين پديده رواج داشته باشد نظارت يا کنترل بر امور و کارهاي فرزندان بسيار سخت و يا در عمل شدني نيست که اين مهم در افزايش ناهنجاري‌ها، اعتياد و مشکلات ديگر بسيار موثر است. پرواضح است که ارائه آموزش‌هاي لازم از سوي والدين به‌عنوان مهمترين راهکار براي کاهش آسيب‌هاي اجتماعي شناخته شده است، چراکه بايد به خاطر داشت که زماني که آموزش‌هاي لازم و مناسب از سوي والدين در شرايط مختلف به فرزندان به‌طور کامل ارائه داده ‌شود به‌يقين آنها نيز در جامعه به‌راحتي مي‌توانند از خود دفاع يا مراقبت کنند؛ اتفاقي که منجر به کاهش آسيب‌هاي اجتماعي و همچنين افزايش سطح سلامت جامعه خواهد شد. امروزه متاسفانه خانواده‌ها زمان چنداني را براي ارائه آموزش‌هاي لازم به فرزندان خود اختصاص نمي‌دهند بلکه در مقابل وظيفه آموزش را برعهده مهدهاي کودک، کلاس‌هاي آموزشي و يا غيره مي‌گذارند، اين در حالي است که برخي از آموزش‌ها بايد تنها از سوي والدين ارائه شود در غير اين صورت مي‌تواند آثاري سوء با خود به همراه داشته باشد و نيز اين مهم نقش تاثيرگذاري در افزايش رابطه ميان فرزند و والدين بر جاي مي‌گذارد تا جايي که رفتارشناسان بر اين باور هستند انجام برخي از آموزش‌ها از سوي والدين مي‌تواند به افزايش استحکام روابط ميان اعضاي خانواده منجر شود.

در نهايت...

بايد يادآور شد که ميان ميزان فرهنگ‌پذيري و کاهش ميزان انحراف و جرم در يک جامعه، رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد تا جايي که يکي از علل افزايش نرخ انحراف، فرهنگ‌پذيري ناقص افراد است، چراکه فرد، بعد از پذيرش هنجارها، بدون تامل و تفکر، رفتار متناسب با آن هنجار را البته نه به‌خاطر ترس از مواخذه ديگران که نوعي نظارت بيروني تلقي مي‏شود بلکه به دليل نوعي نظارت دروني ناخودآگاه انجام مي‏دهد، اين خود مي‌تواند تاثير بسزايي در کاهش آسيب‌ها و انحرافات اجتماعي داشته باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی