آرمان ملي: برخي اصلاحطلبان در شرايطي که بهرغم پيروزي در سه انتخابات اخير مجلس و رياست جمهوري نتوانستهاند عملکردي راضي کننده از خود برجاي بگذارند، به جاي مسئوليت پذيري و اتخاذ راهکار مناسب براي حفظ سرمايه اجتماعي رو به فرافکني آوردهاند و تلاش ميکنند، از زير بار مسئوليت تصميمات خود شانه خالي کنند. طبيعتا هنگامي که جرياني موفق به جلب رضايت حاميان خود نميشود، در مواجهه با بحران سرمايه اجتماعي تلاش ميکند تا با يافتن ايرادات و اصلاح آنها در راه جلب رضايت حاميانش گام بردارد. با اين وجود اصلاحطلبان بدون درس گرفتن از سياستهايي که در گذشته اتخاذ کرده و نتيجه آن را ديدهاند، ميخواهند روش گذشته را تکرار کنند و با همان سياستي که در سال 94 براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي در پيش گرفته بودند در انتخابات 98 حضور يابند. اين روزها آراي خاکستري که همواره در مواقع حساس به ميدان ميآيند و پيروزي اصلاحطلبان را رقم ميزنند، دل خوشي از عملکرد اصلاحطلبان ندارند و حضور خود در انتخابات را بيثمر ميدانند. آنها معتقدند حضور اصلاحطلبان در نهادهايي چون مجلس آن طور که بايد و شايد اثرگذار نبوده و نتوانستهاند گامهايي جدي در راستاي مطالبات مردم بردارند. با اين وجود برخي اصلاحطلبان به جاي تلاش و تقلا براي محقق ساختن مطالبات مردم يا آسيب شناسي دلايل ناکامي با فرار رو به جلو و متهم کردن بدنه حامي اصلاحطلبي در کشور به دنبال حضور دوباره در انتخابات هستند؛ اتفاقي که جز آسيب چيزي براي اصلاح طلبي در پي نخواهد داشت.
بدنه اصلاحطلبان مقصرند
جلال ميرزايي، عضو فراکسيون اميد به تابناک ميگويد که عدم حمايت بدنه اصلاحطلبي از آنها دليل اصلي ناکامي فراکسيون اميد در مجلس است. او تصريح ميکند: «در صورتي که مردم در انتخابات شرکت کنند و جريان مورد حمايت آنان نتواند اکثريت را به دست بياورد و در مجلس توقعات را برآورده کند، نبايد باعث نااميدي شود، چون به هر حال افراد وارد شده به مجلس اکثريت را نداشتهاند؛ اما اکنون ما در جامعه با پديدهاي مواجه هستيم که در نوع خود بينظير است. اکنون شايد يک جناح خاص از گروهي حمايت کند و اين گروه بتواند وارد مجلس شود، ولي متأسفانه از روز بعد از انتخابات همينها شروع به تخريب منتخبان خود ميکنند. خلاصه آن که به جاي اينکه جريان حمايت کننده، راهکار ارائه دهد و مشکلات را شناسايي و به منتخبان در راه پيشبرد اهداف کمک کند، شروع به زدن اين افراد کرده و تخريب ميکنند. همين موضوع الان در مورد فراکسيون اميد هم صادق است و اين اتفاق متأسفانه در مجلس دهم نيز رخ داده است». اين اظهارات در حالي مطرح ميشود که بهرغم برخي ادعاها، در تمام مواردي که نمايندگان تلاش براي پيش برد اهداف اصلاح طلبانه را داشتهاند، از حمايت بدنه اين جريان برخوردار بودند. محمدرضا عارف نيز در روزهاي گذشته انتقادات از جريان اصلاحطلبي را مديريت شده و غيرتصادفي خوانده بود و اين گونه تلاش داشت تا عملکرد خود و جريان اصلاحات را بري از ايراد و اشکال توصيف کند. اتخاذ اين راهبردها از سوي برخي اصلاحطلبان و سکوت ديگران نشان ميدهد که اصلاحطلبي عملا در خطر قرار دارد و افراد بدون اين که کوچکترين اعتقادي به آرمانهاي اين جريان داشته باشند، خود را در قالب اصلاحطلبي تعريف ميکنند تا از منافع ناشي از آن بهرهمند شوند.
فرصت بازسازي
اصلاحطلب اگر ابزار اصلاح را در اختيار نداشته باشد، عملا نميتواند کاري از پيش ببرد. ادامه وضعيت فعلي باعث خواهد شد که حضور اصلاحطلبان در قدرت تفاوتي با حضور ديگر جناحها نداشته باشد و مردم به مرور نااميد شوند. در شرايط فعلي اصلاحطلبان نبايد دوباره به شيوه گذشته و با ائتلاف با جريانهايي که عملا التزامي به آرمانهاي جريان اصلاحات ندارند، در انتخابات حضور يابند. آنها ميتوانند با استفاده از فرصت انتخابات 98 ليستي متشکل از اصلاحطلبان شناسنامهدار و قدرتمند ارائه کنند و با پافشاري روي آرمانها از ائتلاف با احزاب رقيب بپرهزيند. حضور اقليتي اصلاحطلب و قدرتمند در مجلس بسيار موثرتر از حضور اکثريتي ناکارآمد خواهد بود. از طرفي انتخابات مجلس در ايران چندان سياسي نيست و بيشتر جنبه اجتماعي دارد. به اين معنا که فقط در کلانشهرها بر اساس سياستها رأي داده ميشود و رأيگيري در شهرستانها و شهرهاي کوچک و روستاها صرفا بر مبناي مناسبات اجتماعي قومي و محلي است. در نتيجه با توجه به کاهش احتمالي مشارکت در کلانشهرها، حضور اصلاحطلبان واقعي ميتواند اين کاهش را جبران کند و براي جريان اصلاحات در انتخابات مجلس 98 شرايط بهتري را فراهم سازد.