آرمان ملي- مرتضي رفيعي: خبرگزاري رويترز گزارش داد بنوالاس، وزير دفاع بريتانيا با اعلام اينکه لندن به اتئلاف واشنگتن در خليجفارس ملحق ميشود، گفت: «ما براي همکاري با آمريکا و ساير کشورها به منظور يافتن راهحلي بينالمللي براي مشکلات تنگه هرمز انتظار ميکشيم.» همچنين از سوي ديگر «مايک پمپئو» وزير خارجه آمريکا در گفت وگو با شبکه «اسکاي استراليا» ضمن تلاش براي لزوم شکلگيري ائتلاف دريايي در حفاظت از کشتيها در خليج فارس، فاش کرد که واشنگتن تاکنون از 60 کشور درخواست کمک کرده و تاکنون فقط بريتانيا به اين گروه ملحق شده است. به همين منظور «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با نصرتا...تاجيک، ديپلمات اسبق ترتيب داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه مايک پمپئو از درخواست واشنگتن از 60 کشور به منظور شکل گيري ائتلاف دريايي در حفاظت از کشتيها در خليج فارس خبر داده است. تا چه ميزان آمريکا توان ائتلاف سازي در منطقه خليج فارس را دارد؟
ائتلاف مقتضيات و شرايط خاصي دارد. کشورها به منظور آنکه وجاهت جمعي براي خودشان کسب کنند به دنبال آنند تا ساير کشورها را نيز در چنين اجتماعي گرد خود جمع کنند. ائتلاف به اصطلاح ضد داعش توسط آمريکاييها و ائتلافي که عربستان در يمن ايجاد کرد. اينها نمونههايي از ائتلاف سازيها هستند، اما اين نکته را نيز بايد بدانيم که ائتلاف سازي در سطح بينالمللي کار سادهاي نيست. مخصوصا اگر چنين روندي حالت عکسالعملي داشته باشد. مسبب اصلي ناامني در منطقه خليج فارس آمريکاست. اگر آمريکاييها اجازه دهند تا خود کشورهاي منطقه همچنان طي ساليان متمادي گذشته اين وظيفه را بر عهده داشته و امنيت را تامين کردهاند در حال حاضر نيز به خوبي ميتوانند اين نقش را ايفا کنند. بنابراين به نظر ميرسد دخالتهاي آمريکاييها و بههمزدن چهره ژئوپوليتيک منطقه و همچنين از بين بردن توازن قوا مسبب اصلي ناامنيها است. بنابراين ائتلاف سازي فعاليتي زمان بر و نيازمند تخصيص منابع است. در هر حال اگر ائتلاف به منظور تامين امنيت صورت ميگيرد در درجه نخست ميبايستي که عوامل ضد امنيتي از ميان برداشته شود. لذا يکي از مهمترين عوامل ناامني در منطقه دخالتهاي بيجاي آمريکاييهاست. دخالت آمريکا به منظور کسب منافع از مقوله امنيت است. به عبارت ديگر ايالات متحده با بهانه قرار دادن امنيت به دنبال فروش تسليحات به کشورهاي منطقه است. بنابراين بدون توجه به اراده و خواست کشورهاي منطقه هيچ گونه ائتلافي شکل نخواهد گرفت.
با توجه به آنکه بريتانيا اعلام کرد که به ائتلاف دريايي آمريکا در خليج فارس ملحق خواهد شد. مشخصا لندن از همراهي با واشنگتن چه اهدافي را در منطقه خليج فارس دنبال ميکند؟
به نظر ميرسد مرحله فعلي بيشتر مرحله تبليغاتي و نه شکل گيري ائتلافي که بتواند امنيت در منطقه خليج فارس را تامين کند ميباشد. لذا بريتانيا در اين مقوله به نوعي در دام آمريکاييها افتاده است. به گونهاي که لندن بعد از توقيف غير قانوني نفتکش ايراني در جبل الطارق و از سوي ديگر اقدام خلاف مقررات نفتکش انگليسي که منجر به توقيف آن شد، وارد چنين کارزاري شده است. بنابراين بعيد به نظر ميرسد حتي خود آمريکاييها و يا انگليسيها نيز باور داشته باشند که در شرايط کنوني اقتصادي توانمندي تخصيص منابع براي چنين اهدافي را داشته باشند. لذا آنها بيشتر به دنبال دوشيدن گاوهاي شيرده منطقه هستند. همچنين از سوي ديگر آنها به دنبال فروش تسليحات به کشورهاي عربي هستند. اما چنين استراتژي از سوي لندن-واشنگتن راه به جايي نخواهد برد. چون چنين رويکردي اوضاع منطقه را متشنج تر خواهد کرد.
با توجه به آنکه دکتر روحاني طي روزهاي گذشته ضمن خطاب قرار دادن آمريکاييها صراحتا مطرح داشتند که «اگر آمريکا مذاکره ميخواهد، بايد قبل از هر کاري کل تحريمها را بردارد.» مشخصا اين موضع رئيس جمهور حائز چه نکاتي است؟
بايد اين نکته را مد نظر داشته باشيم که اين موضع رئيس جمهورمان را از چه منظري نگاه کنيم. به نظر ميرسد راهکار ترامپ براي خروج از بن بست کنوني که ناشي از خروج آمريکا از برجام ايجاد شده همانا لغو تحريمهاي ظالمانه بر عليه مردم ايران است. اما به نظر نميرسد آمريکا چنين سياستي را مبني بر لغو تحريمها داشته باشد. لذا آنها ايران را همانند مدل کره شمالي که جواب نداد ميبينند. در مورد کره شمالي تحريم و مذاکره را بصورت همزمان دنبال ميکردند اما چنين استراتژي از جانب ترامپ راه به جايي به جز بن بست نبرد. بنابراين چنين رويکردي در مورد ايران نيز نتيجهاي مشابه کره شمالي در پي خواهد داشت. بنابراين نبايد اجازه دهيم که کشورهاي همپيمان ما به اردوگاه ترامپ بپيوندند. اما به نظر ميرسد که ترامپ به هيچ عنوان به دنبال راهکار ديپلماتيک با ايران نيست. چون اگر وي چنين رويکردي را دنبال ميکرد به هيچ عنوان وزير خارجه کشورمان را تحريم نميکرد. استراتژي مشخص ترامپ در پي تحريمها فشار بر مردم و به تبع آن انتقال اين فشار به حاکميت بوده تا بدين وسيله يا خواستههاي ترامپ پذيرفته شود يا اينکه منجر به رژيم چنج شود. چنين تصويري چشم انداز ترامپ است. بنابراين هر گونه اقدام ترامپ را بايد در اين چارچوب ديده و از سوي ديگر هر گونه اقدام خودمان را در اين چارچوب طراحي کنيم.
با توجه به آنکه آمريکا آيين نامه تحريمهاي مالي عليه ايران را تحت عنوان ادعايي نقض حقوق بشر قرار داد. اين اقدام آمريکاييها را در چه چارچوبي ميدانيد؟
به نظر ميرسد تيم ترامپ در ارتباط با تحريمهاي ايران به دنبال يارگيري است. چون آمريکا با خروج از توافق هستهاي منزوي ماند. بنابراين به دنبال آن است تا با تمسک به مسائلي که به اصطلاح داراي وجاهت بينالمللي بوده براي خود کسب وجاهت و يارگيري کند. از اين منظر واشنگتن به دنبال وارد کردن مباحث حقوق بشري به منظور توجيه تحريمهاي ظالمانه اش بر عليه مردم ايران بوده تا بدين وسيله بتواند بخشي از همپيمانان تهران را در برجام به سمت خود بکشاند.