طبق آمار و مشاهدات هرساله بيش از يکميليون خانوار ايراني، زمان نزديک به کنکور دچار استرسهاي شديد ميشوند و تا زمان اعلام نتايج و حتي پس از آن نيز بازتابهاي منفي اين فشارهاي روحي در زندگي و حتي محيط کسبوکار خود احساس ميکنند. وجود رقابتي فشرده ميان متقاضيان ورود به دانشگاهها موجب شده تا بازار کلاسهاي آزاد کنکور و آموزشگاههاي آزاد هرسال داغتر از سال قبل شود و خانوادهها نيز که نگران آينده فرزندانشان هستند راهي جز هزينهکرد براي فرزندانشان به اميد کسب جايگاه علمي و بهتبع آن وجهه اجتماعي بهتر را نداشته باشند. بسيارند خانوادهها که از هزينههاي زندگيشان کم ميکنند تا بتوانند پول کلاسهاي کنکور فرزندانشان را فراهم نمايند که اين امر تنها به دليل تقاضاي بسيار بالاي نوجوانان ايراني براي ورود به دانشگاهها است. طبق آمار از بين 1.5ميليون داوطلب دانشگاهها، 31 درصد داوطلبان در کلاسهاي آمادگي کنکور شرکت ميکنند که حدود 300هزار نفر ميشوند و با اين توصيف مجموع هزينههايي که داوطلبان و خانوادههاي آنها به جيب آموزشگاههاي کنکور ميريزند، رقمي برابر با 144ميليارد و 147ميليون تومان است. اين يعني پيشيگرفتن اقتصاد کنکور از علم. در واقع استفاده از کلاسهاي تقويتي کنکور که معمولا هزينههاي گزافي به خانوادهها تحميل ميکند، يکي از معمولترين روشهاي موجود براي حضور مقتدرانه در اين ماراتن علمي نفسگير است، اما سوال اصلي زماني مطرح ميشود که اين کلاسها و موسسات با همه هزينههايي که مردم به جيب آنها ميريزند، واقعا در سرنوشت دانشآموزان موثر هستند؟ حقيقت اين است که تبليغات شديد براي جذب داوطلبان کنکور در کلاسهاي تقويتي نوعي کاسبي آشکار و ماهيگرفتن از فضاي گلآلود جامعه است، چون درگيرشدن روح و روان بچهها با تبليغات سنگين آموزشگاههاي کنکور، ميتواند موجب نااميدي و افسردگي در آنها شود و در مواردي، حتي ممکن است به نتايج خطرناکي چون روانپريشي منجر شود، زيرا جوان فکر ميکند همه هستي و نيستي خود را باخته، اگر نتواند در کنکور و رقابت با ديگران موفق شود، چهبسا ضربه شديد روحي ببيند. دولت در سالهاي اخير همواره سعي کرده که کنکور را حذف نمايد و هربار که خبر اين اتفاق در رسانهها منتشر شده يا وزير علوم و تحقيقات در مورد آن صحبت به ميان آورده، با واکنش شديد مافياي کنکور مواجه شده است. وقتي پاي ميلياردها تومان سود سالانه در ميان باشد، اين امر بديهي است که عدهاي با حذف کنکور مخالفت ميکنند. پس شکستن شاخ غول کنکور نيازمند عزم ملي و برخورد جدي با متخلفان است و از حوزه يک يا چند وزراتخانه خارج است.