رشد اقتصادی بدون وجود سیستمهای کارای حملونقل میسر نیست. کلانشهرهای مهم اقتصادی دنیا از توکیو و شانگهای در شرق آسیا گرفته تا لندن و پاریس در اروپا، از سانتیاگو و مکزیکوسیتی در آمریکای لاتین تا نیویورک و تورنتو در آمریکای شمالی، هم دارای سیستمهای حملونقل پیشرفته هستند و هم سیاستهای پیشرفته. حملونقل موفق، نتیجه ترکیب سختافزار خوب (زیرساخت) و نرمافزار خوب (مدیریت) است. بدون سختافزار مناسب توسعه ممکن نیست و بدون نرمافزار خوب این توسعه پایدار نیست. محدودیتهای طبیعی، مثل محدودیت کیفیت هوای قابل استفاده توسط انسانها، محدودیت منابع آب، محدودیت زمین و... واقعیتهای برنامهریزی هستند. مسائل مربوط به بخش حملونقل شهری و حومهای شامل ازدحام، مصرف بیرویه منابع سوختهای فسیلی و بهتبع آن آلودگی هوا، آلودگی صوتی، تلفات و خسارات رانندگی، معضلات اجتماعی ناشی از نابرابری در دسترسی به خدمات و فرصتها و... نیز مثل حوزه آب، تنها با سختافزار مناسب قابل حل نیست. بنابراین بدون تبیین سیاستها و روشهای مدیریت تقاضا نمیتوان به صورت پایدار مسائل را کاهش داد. از طرفی برای غلبه بر مشکل ازدحام، نمیتوان تا ابد به افزایش عرضه (تعریض معابر و اضافهکردن طبقات آنها) پرداخت، از این رو نیاز است با استفاده از روشهایی، تقاضا را به سمت زمانها و مکانها و شیوههای حمل کاراتر هدایت کرد. اما این هدایت همیشه ساده و مورد پذیرش عموم جامعه نیست. اختصاص یک یا دو خط از یک خیایان مهم شهری به حملو نقل عمومی در قابل خط ویژه اتوبوس یا به صورت پیشرفتهتر سامانه اتوبوسرانی تندرو (BRT)، قیمتگذاری محدوده طرح ترافیک یا کنترل آلودکی هوا، قیمتگذاری پارکینگهای حاشیهای و سیاستهای شبیه به اینها که امتحان خود را در نقاط مختلف دنیا پس دادهاند و سیاستهای ابداعی مثل تردد نوبتی و اختصاص سهمیه تردد به وسایل (مثل طرح زوج یا فرد و یا طرح جدید کنترل آلودگی هوا) همگی در اجرا با اینرسی روبهرو هستند. در این نوشته موضوع بحث میزان کارایی و موفقیت و عادلانهبودن این سیاستها نیست؛ فارغ از میزان کارایی آنها همیشه تغییر و اعمال سیاستهای جدید با اینرسی روبهرو است. سوال اینجاست که چگونه بر اینرسی سیاستهای درست و کارا در میان شهروندان غلبه کنیم؟ یا به عبارت دیگر چگونه جامعه را برای پذیرش سیاستهای سختگیرانه - که پایداری توسعه را فراهم میکند- آماده کنیم؟ چالش پذیرش عمومی سیاستهای مدیریت تقاضای حملونقل چیست؟ پذیرش سختی در کوتاهمدت برای تضمین آسایش بلندمدت نیاز به رشدیافتگی دارد. رشدیافتگی جامعه، نیاز به درک افراد از منافع عمومی در کوتاهمدت و بلندمدت دارد. تراژدی منابع عمومی مثل بحران آب و بحران آلودگی هوا نیاز به درک ابعاد یک پدیده پیچیده جمعی دارد. نقش رسانهها در افزایش درک عمومی نسبت به ماهیت و عواقب تصمیمات در مورد یک سیستم اجتماعی مهم است. رسانهها اعم از مکتوب، صداوسیما و رسانههای موجود در فضای مجازی نقش مهمی در آگاهیافزایی عمومی دارند. واضح است که هیچکس از محدودشدن استقبال نمیکند، محدودشدن در تضاد با منفعت کوتاهمدت مصرف آزادانه است، ولی اگر من بدانم که محدودشدن مصرف من میتواند تضمینی برای پایداری این مصرف باشد و ببینم رسانهها در این مورد صحبت میکنند و سایر شهروندان هم چه موافق و چه مخالف، گفتوگو میکنند و در نهایت بهرغم اینکه ممکن است کاملا قانع نشوند ولی میپذیرند که برخی محدودیتها ممکن است در بلندمدت به نفع جامعه باشد، آنگاه امکان پذیرش و همراهی با طرحها افزایش مییابد.در میان رسانهها، صداوسیما هنوز نقش اصلی و تعیین کنندهای را بر عهده دارد. بهخصوص در مورد مسائل حوزه عمومی جا دارد که صداوسیما با ترتیب دادن مناظرهها، تهیه گزارشها، حمایت از ساختهشدن مستندها، ارائه توصیههایی به برنامهسازان و تهیهکنندگان فیلم و سریال مباحثی را با استفاده از ابزار هنر برای آگاهیافزایی جامعه مورد استفاده قرار دهد. بهعنوان مثال موضوع تخلفات موتورسوارن در شهرها بهخصوص در شهر تهران بسیار مهم است ولی نویسنده کمتر مطلبی در مورد آن از این رسانه دیده است. در سالهای گذشته حجم محتوای تولیدشده و نمایش داده شده در موضوعات حوزه حملونقل که بیشتر مربوط به فرهنگ ترافیک بود گستردهتر بود ولی ظاهرا باوجود توسعه کمی تعداد کانالهای تلویزیونی و بهتبع آن عرصه گستردهتر در اختیار صداوسیما، از کمیت برنامههای مربوط به حوزه حملونقل کاسته شده است. به نظر میرسد صداوسیما باید فراتر از مسائل جناحی به موضوعات عرصه عمومی -که فارغ از اینکه هر دولتی و هر شورای شهری با هر گرایش سیاسی مسئولیت داشته باشد برای عامه مردم دغدغه است- بپردازد. نیاز است تا گروههای خبره کارشناس در کنار برنامهسازان حرفهای در کنار هم قرار بگیرند تا محتوای مناسب با شکل مناسب در اختیار شهروندان قرار بگیرد تا شهروندان بیش از پیش برای مواجهه با روشهای جلوگیری از تراژدی منابع عمومی آماده شوند. هرچند فرصتهایی از دست رفته ولی با اینحال هنوز هم نیاز شدیدی به توسعه آگاهی جامعه در مسائل حوزه شهری بهخصوص حملونقل وجود دارد.