به نظر ميرسد شرايط براي بازگشت روابط ايران و عربستان در حال حاضر فراهم نيست اما کاهش تنش در روابط ميان تهران- رياض شايد تلقي درستتري از روابط ميان دو کشور باشد. بعد از انهدام پهپاد آمريکايي کشورهاي منطقه از جمله عربستان و امارات به اين نتيجه رسيدند ترامپ آنگونه که آنها تصور ميکردند در يک درگيري احتمالي ميان ايران و عربستان، حامي رياض نخواهد بود لذا نتيجهگيري آنها بازميگردد به تجربهاي که در 3 سال گذشته در کار با ترامپ داشتند. در نتيجه آن خوشبيني که نسبت به ترامپ وجود داشت هر روز آن تصوير اشتباه کمرنگ و کمرنگتر ميشود. همچنين رجب طيب اردوغان متوجه شد که نميتواند اعتمادي به ترامپ داشته باشد لذا بعد از سفري که به واشنگتن در خصوص عدم استرداد فتحا... گولن داشت، اردوغان به اين جمعبندي رسيد که ترامپ آن فردي نيست که آنها تصور ميکردند. بنابراين عربستان و امارات هم به اين جمعبندي رسيدند که ترامپ آن فردي نيست که بتوان در درگيريهاي منطقهاي به آن تکيه کرد. بنابراين پولي که از کشورهاي حاشيه خليج فارس در قالب قراردادهاي نظامي و تسليحاتي گرفته شده اين پول الزاما تضمينکننده دفاع آمريکا از اين کشورها در صورت بروز درگيري احتمالي نيست. بنابراين به نظر ميرسد طي هفتههاي گذشته برخي از کشورهاي منطقه در حال ارسال پيامهايي به تهران مبني بر اين هستند که به اين تنشها پايان داده شود. اما شايد هنوز براي سخنگفتن در خصوص احياي روابط ميان ايران و عربستان و از ميان رفتن اختلافات خيلي زود باشد. اما شايد در اين مرحله عربستان و امارات بخواهند که تواقفي در زمينه کاهش تنشها ايجاد شود. حال بايد منتظر ماند و ديد که بعد از توقف در تنشها دو طرف انگيزهاي براي مذاکرات جامعتر و حل اختلافات اساسي دارند يا خير. همچنين در خصوص اين مساله که آيا کاهش تنش ميان تهران-رياض ميتواند به فروپاشي ائتلاف امنيتي آمريکاييها به منظور تضمين امنيت خليج فارس بينجامد. به نظر ميرسد کنفرانسي امنيتي را که آمريکاييها به منظور ايجاد ائتلاف در منطقه تشکيل دهند از ابتدا نيز چنين ائتلافي سست بنياد بوده است، بهگونهاي که آلمانيها و ژاپنيها اعلام کردند که در چنين ائتلاف احتمالي حضور نخواهند داشت. لذا انگيزهها براي چنين ائتلافاتي کمتر و کمتر شده است. حتي اگر چنين ائتلافاتي تشکيل شود بيشتر حالتي ظاهري خواهد داشت. همچنين بايد منتظر ماند و ديد که آيا سرعت تحولات بهگونهاي خواهد بود که مانع تشکيل چنين ائتلافي شود يا خير. اما به نظر ميرسد خود آمريکاييها نيز خيلي در اين مساله جدي نيستند. بنابراين در مجموع تشکيل ائتلاف امنيتي در خليج فارس، اساسا در کليتش محل شک و ترديد وجود دارد. همچنين در خصوص سرباز زدن آلمانها از ائتلاف با آمريکاييها از آنچه تحتعنوان تامين امنيت خليج فارس و تنگه هرمز از آن نام برده ميشد. آلمانيها برخلاف بريتانيا و فرانسه بهصورت سنتي حضور نظامي و سياسي در خاورميانه نداشتهاند. همگان ميدانند که آلمان تا سالهاي منتهي به فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ارتش مستقلي به دليل الزامات بعد از جنگ جهاني دوم نداشت. بنابراين اصولا حضور نظامي آلمانيها در خارج از اين کشور منع قانوني داشت. علاوه بر آن نيز آلمان سياستي مبني بر حضور گسترده در خاورميانه نداشته و تاکنون نيز اين سياست ادامه دارد. امتناع آلمان از حضور در يک ائتلاف امنيتي فرضي در خليج فارس ناشي از سابقه عدم حضور نظامي و سياسي در خاورميانه از سوي آلمان بوده است. بنابراين آلمان با چنين سياستي سعي داشته که تا حدودي تصوير خود را در خاورميانه بهبود بخشد کما اينکه در مقايسه با آلمان، فرانسه و بريتانيا تصوير مثبتي نزد افکار عمومي منطقه ندارند.