طرح جديد آقاي سعيد حجاريان مبني بر لزوم «حضور فکر شده در انتخابات» و «دوري گزيني از مشارکت بيقيد و شرط» ناشي از آسيبي جدي است که به سبب راهبرد اصلاح طلبان در چند انتخابات اخير به اين جريان سياسي وارد شده است. هم در دولت و هم در مجلس ناکارآمديهايي وجود دارد که اعتراض مردم را برانگيخته که عموم جامعه اين مشکلات را زاييده استراتژي و تصميم اصلاحطلبان و جهتگيري آنها ميدانند. بسياري از مردم اعتراض ميکنند که اگر ما به آقاي روحاني يا نمايندگان فراکسيون اميد رأي دادهايم، به سبب حمايت جريان اصلاحات از آنها بوده. بنابراين طبيعي است که اين بياعتمادي جدي در مردم را مشکلي جدي بدانيم؛ چرا که اصلاحطلبان در اتفاقات بعد از 88 سرمايه اجتماعي قابل توجهي کسب کردند که پيروزي حسن روحاني و فراکسيون اميد در انتخاباتهاي 92 و 94 و 96 ناشي از اعتماد همين سرمايه اجتماعي بود. به هر ميزان که اعتماد مردم از اصلاح طلبان کاهش يابد، به همان ميزان از اثرگذاري و توفيق اين جريان سياسي در انتخابات کاسته خواهد شد. روايت آقاي حجاريان از لزوم «تعيين کيفيت زمين بازي پيش از اعلام حضور در انتخابات»، آسيب شناسي اين مسأله مهم است که سرانجام «چه بايد کرد» تا ضمن حضور در عرصه قدرت و تأثيرگذاري بتوان سرمايه اجتماعي را حفظ نمود. لازمه حفظ اين سرمايه اجتماعي آن است که اصلاحطلبان بپذيرند، به هر شکلي در انتخابات حضور پيدا نکنند و شروطي مشخص و معين براي اين کار داشته باشند که البته نبايد در همان ابتدا شروط ناممکن مطرح شود و بايد به صورت پلکاني پيش رفت. پياده سازي اين ايده در عمل بسيار دشوار است؛ زيرا بخشي از اصلاحطلباني که به هر شکل ممکن ميخواهند در عرصه قدرت باقي بمانند، همراه نخواهند شد. اين جريان منفعتگرا در اين سالها فربه شدهاند و طبيعتا متقاعد کردن آنها به کنارهگيري بسيار سخت خواهد بود. بدنه دولت و برخي نمايندگان کنوني مجلس نيز به طور حتم در انتخابات حضور خواهند يافت و چنين امري شرايط را براي کساني که معتقد به «مشارکت مشروط» هستند، دشوار خواهد کرد. نگراني آن است که اصرار به حضور منجر شود به آن که نهايتا مردم در پاي صندوقهاي رأي نارضايتي خود را به اصلاحطلبان اعلام کنند؛ مانند آنچه دوره دوم انتخابات شوراها اتفاق افتاد. در نتيجه بايد تأکيد کنم با آقاي حجاريان موافق هستم که بايد با رعايت يک سري شرايط در انتخابات شرکت کنيم؛ چرا که در غير اين صورت اصلاحطلبان هم چوب را خوردهاند و هم پياز را. يعني هم در يک انتخابات حداقلي حضور پيدا کردهاند و هم با عدم اقبال مردمي از شکست در انتخابات شگفت زده خواهند شد.