متاسفانه در حوزه مديريت در کشور ما اين موضوع عرف شده که مديران پس از آنکه از جايي که در آن کار ميکردند جدا ميشوند، عليه باشگاهي در آن بودند حرف ميزنند و به مواردي اشاره ميکنند که تا حدود زيادي به خودشان هم مربوط ميشود. اين شکل کاري که مديران به گذشتهشان اشاره ميکنند، بهنظر من جهان سومي است. متاسفانه در تمامي شئون کاري کشور ما نيز وارد شده و ما نهتنها در حوزه مديريت ورزش، بلکه در حوزه سياسي، اجتماعي و اقتصادي نيز شاهد چنين صحبتهايي هستيم. اين در حالي است که در کشورهاي توسعهيافته وقتي يک مديري خطي را ميکشد، مدير بعدي دنباله آن خط را ميرود. در ايران خطي که در گذشته کشيده شده را پاک ميکنند و خط جديدي را ميکشند. اين موضوع عامل کُندي است و اجازه پيشرفت را نميدهد. زماني در آسيا باشگاههاي ايراني در بالاترين سطح بودند و عنوانهاي قهرماني يا نايبقهرماني را کسب ميکردند ولي الان در رده هفتم و هشتم هستيم. يکي از مهمترين دلايلي که اجازه پيشرفت به ما نميدهد، نداشتن برنامه بلندمدت و کلان است. متاسفانه در حوزه ورزش چشمانداز نداريم و مديران باشگاهها ميدانند زمان زيادي در رأس امور باقي نميمانند. هر کسي باسليقه خودش جلو ميرود و وقتي انجام کار سليقهاي باشد، مسلما دچار اختلاف ميشويم چراکه بسياري با اين تصور مديريت ميکنند که انگار در جزيره اختصاصيشان حضور دارند. وقتي ملاک ارزشيابي سليقهاي باشد و هرکس با ذائقه خودش مديريت کند، مسلما پيشرفتي حاصل نميشود. بايد برنامه بلندمدتي را تصويب کرد و بر اساس آن گام برداشت تا وقتي دوره مديريت به پايان رسيد و مدير جديدي امور را بر عهده گرفت، بهجاي آنکه مدير مستعفي يا برکنار شده بخواهد عليه مجموعهاي که در آن کار ميکرده صحبت کند، بيايد و از خدماتي که انجام داده حرف بزند. مدير جديد نيز بهجاي انتقاد از عملکرد فرد قبلي بخواهد با تقدير از زحمات او، نواقص احتمالي را برطرف کند و مجموعه را به موفقيت برساند. باشگاه استقلال را بهعنوان نمونهاي از يک مجموعه ورزشي مثال ميزنم. اين باشگاه داراي عمري 75 ساله است. 35 سال از مديريت اين باشگاه در زمان پيش از انقلاب بود که در اين سالها تنها يک رئيس هياتمديره در اين باشگاه وجود داشت و باعث شد 60 شعبه در داخل و خارج از کشور از استقلال ديده شود اما در دوران پس از انقلاب باوجود زحماتي که از سوي تمامي مديران کشيده شده اما بيش از 40 مدير در اين باشگاه حضور داشتند و هيچکس نميتواند بگويد پيشرفت قابلتوجهي داشتيم. فرصت براي خدمت و پيشرفت مهياست به شرطي که مديران سليقهاي عمل نکنند و هر فرد جديدي که انتخاب ميشود، دنباله مسيري را برود که مدير قبلي در آن گام برداشته است.