بستن

فرهنگ‌سازی صادراتی صادرات فرهنگی

فرهنگ‌سازی صادراتی
 صادرات فرهنگی
آرمان ملی- امیر داداشی: سینما هنر است یا تجارت؟ نگاه تاریخی نشان می‌دهد که در ابتدای راه‌اندازی این رسانه، بشر نگاهی علمی به سینما داشت. رفته‌رفته با فراگیرشدن این صنعت در میانه جنگ جهانی اول، جنبه سرگرمی بر سایر وجوه فائق آمد و استقبالی که اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها از این صنعت نشان دادند، آن را به یک تجارت بی‌بدیل در جهان تبدیل کرد. پس از آن بود که سینماگران برای ساخت فیلم دیگر به موضوعات روز جامعه خود بسنده نکردند و به سراغ فیلمنامه‌هایی جهانشمول ‌رفتند و با جدی‌ترشدن این مساله «سینما» به‌عنوان هنر هفتم شناخته شد. پس از این نام‌گذاری بود که درگیری میان نحله‌های فکری مختلف به وجود آمد. عده‌ای که بیشتر جزو روشنفکران و چپ‌گرا‌ها شناخته می‌شدند سینما را به‌مثابه هنر تلقی می‌کردند، اما پای تاجران و فعالان اقتصادی هم به این هنر باز شده بود تا آنها در مقابل چپ‌گرایان بایستند و از سینما به‌عنوان صنعتی سودآور یاد کنند. برای این گروه ارزش هنری و ماندگاری فیلم ارزش چندانی ندارد، این افراد تنها به یک چیز فکر می‌کنند و آن گیشه سینماست. البته در این بین فیلم‌هایی هم بوده‌اند که علاوه بر رکوردشکنی در گیشه همچنان در صدر فهرست فیلم‌های دارای ارزش هنری قرار دارند که از جمله آنها می‌توان «پدرخوانده» را مثال زد که فقط در گیشه سینما 264 میلیون دلار سود خالص برای سرمایه‌گذاران خود به ارمغان آورد. اکنون نیز هنر هفتم چنان سودآور شده است که برخی از آن به‌عنوان جایگزینی برای محصولات نفتی و صنعتی یاد می‌کنند. در ایران نیز با اینکه سرمایه‌گذاری فراوانی روی فیلم‌های سینمایی انجام می‌پذیرد، اما از دید منتقدان فیلم‌های به‌اصطلاح تجاری ارزش حضور در فستیوال‌های بین‌المللی را ندارند و فیلم‌های هنری نیز به دلیل شکست در بازار داخلی چنان زیان‌ده می‌شوند که دیگر نمی‌توان با تجارت با آنها امیدوار بود. با این حال روز گذشته تفاهم‌نامه‌ای بین سازمان توسعه تجارت و سازمان امور سینمایی به امضا رسید که طبق آن سازمان توسعه تجارت متعهد شد کمک‌های لازم برای تقویت برند محصولات فرهنگی و تصویری ایرانی برای تجاری‌سازی آن را فراهم آورد.

نگاهی به آمار و گزارش‌ها نشان می‌دهد که سینمای هالیوود در سال 2017 میلادی به رکورد درآمدی 39 میلیارد و 900 میلیون دلار دست یافته است. از این رو مقایسه این صنعت با حوزه نفت، چندان هم عجیب و غریب به نظر نمی‌رسد. درآمد نفتی ایران در همان سال به میزان 40 میلیارد و 100 میلیون دلار صورت گرفته، یعنی تنها 200 میلیون دلار بیش از فروش فیلم‌های هالیوودی. بر این اساس سرمایه‌گذاران فیلم‌های ایرانی نیز همواره بر تجاری‌سازی این صنعت اصرار می‌ورزند تا هنرمندان گاهی از روی زشت سینما با عنوان تجاری‌سازی سخن بگویند. اما باید توجه داشت که تجاری‌سازی سینما لزوما به‌معنای رهایی از هنر نیست. مگر می‌توان از فیلم‌های سینمایی سخن به میان آورد و در آن از پدرخوانده یاد نکرد؟ اکنون نزدیک به نیم‌قرن از ساخت این فیلم می‌گذرد، همچنان بسیاری از منتقدان سینما و حتی آنهایی که از صنعتی‌شدن سینما گلایه‌مند هستند گریزی به این فیلم می‌زنند و از آن به‌عنوان شاخصی برای هنرگرایی در سینما یاد می‌کنند، در حالی که نگاهی به بخش اقتصادی این فیلم نشان از موفقیت بزرگ آن در گیشه با فروشی 270 میلیون دلاری دارد. با این حال امروزه در صنعت سینمای ایران عده‌ای روی زشت تجاری‌سازی را با روی بد آن اشتباه گرفته‌اند. شاید با تجمیع خوبی و زشتی بتوان راه جدیدی برای سینما گشود، اما روی بد همچون موریانه‌ای این صنعت را خواهد بلعید. به هر حال دوستداران سینما روی خوب آن را حفظ خواهند کرد، اما میان زشتی و بدی یکی از آنها باید بماند. شاید همانطور که «سرجو لئونه» در فیلم خود به تصویر کشید، اکنون زمان آن رسیده که خوب و زشت دست به یکی کنند و روی بد سینمای ایران را از بین ببرند. چراکه با روی خوب و زشت سینما می‌توان حیات آن را ادامه داد، اما «بد» جایی در این بازی ندارد.
نجات اقتصاد سینما از دست انحصارگرایان
زمانی که صحبت از تجاری‌سازی این هنر به میان می‌آید، بدین معناست که بتوان آن را در بازار بین‌المللی عرضه کرد و مخاطبان خارجی برای سینمای ایران دست‌وپا کرد. با این حال در دو دهه اخیر سرمایه‌گذارانی وارد این عرصه شده‌اند که حتی چند تن از آنها اکنون به دلیل تخلفات مالی در زندان به سر می‌برند. طبیعتا از چنین افرادی نمی‌توان انتظار داشت دلسوز هنر سینما باشند. ورود این افراد و اطرافیانشان به سینما باعث شده تا ذائقه مخاطب به سمت دیگری برود و هر ابتذالی را به نام کمدی و گاه نقد اجتماعی به خورد مخاطب بدهند. در حالی که به جرات می‌توان گفت مخاطب خارجی که با تیکه‌کلام‌های شبکه‌های اجتماعی ایران آشنایی خاصی ندارد، بعید است حتی 10 دقیقه از زمان خود را صرف چنین فیلم‌هایی کنند. فیلم‌هایی که گاه گوی رقابت را از فیلم‌های فاخر می‌ربایند و با تبلیغات گسترده و حمایت‌های بی‌ضابطه از دیده‌شدن فیلم‌های فاخری که ظرفیت صادرات را دارند جلوگیری می‌کنند. با این حال همچنان کارگردان‌هایی نظیر اصغر فرهادی در کشور دیده می‌شوند که در این آشفته‌بازار، سلیقه مخاطبان خارجی سینما را به تسخیر درمی‌آورند، اما با یک یا دو کارگردان نمی‌توان به به ارزآوری سینمای ایران امید داشت. بلکه در این زمینه باید به کارگردانانی میدان داد که در طول این سال‌ها به ناحق کنار گذاشته شده‌اند و در نبود آنها عده‌ای سر بیرون آورده‌اند که جز فیلم‌های «شانه تخم‌مرغی» آورده دیگری تحویل سینما و مخاطبان آن نمی‌دهند. متاسفانه تبلیغات محیطی و تلویزیونی هم پر شده‌اند از به رخ کشیدن چنین فیلم‌هایی که نه‌تنها نمی‌توان به صادرات آنها امید داشت، بلکه فروش داخلی آن هم ظلمی در حق مخاطب و این صنعتی است که می‌تواند به اندازه نفت درآمد داشته باشد. از این رو از دستگاه‌ها و سازمان‌های ذی‌ربط انتظار می‌رود که بیش از پیش به این صنعت و هنر مهم توجه نشان دهند و ظرفیت بالقوه آن را به حالت بالفعل درآورند. حال تفاهم‌نامه‌ای که روز گذشته سازمان امور سینمایی و سازمان توسعه تجارت به امضا رساندند را می‌توان به فال نیک گرفت، اما موفقیت این تفاهم‌نامه مشروط بر آن است که اکنون اقتصاد سینما از دست عده‌ای انحصارگر و قدرت‌طلب نجات داده شود. متاسفانه در طول سال‌های اخیر برخی سازمان‌ها فعالیت خود را به حوزه سینما کشانده‌اند که پیش از این با حضور در تلویزیون کشور، آن را از حالت رسانه ملی خارج کرده‌اند و مخاطبان صداوسیما را به گروه اندکی تقلیل داده‌اند که این تعداد مخاطب نیز با پخش متعدد فیلم‌ها و سریال‌های تکراری در حال ریزش هستند. حال از مدیران و دست‌اندرکاران حوزه سینما انتظار می‌رود که از ورود این افراد و سازمان‌ها به این رسانه مهم کشور جلوگیری کنند. قطعا بی‌توجهی به فعالیت آنها، رفته‌رفته سینما را به ورطه نابودی می‌کشاند. سینمایی که بدون هیچ‌گونه شعاری در شرایط تحریم می‌تواند بخشی از ارزآوری و تولید ناخالص داخلی را به دوش بکشد و ارز قابل‌توجهی را به کشور تزریق کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی