وزیر امور خارجه ایران مذاکره کننده بینالمللی مسلطی است. ایشان در سابقه فعالیتهای خود سالیان سال در مجامع بینالمللی حضور داشتهاند. به گونهای که در چارچوبهای بینالمللی از منافع مردم ایران دفاع کردهاند. همچنین ایشان ارتباط بسیار خوبی با رسانههای داخلی و بینالمللی دارند. همچنین آقای محمدجواد ظریف با استفاده از منطقی که در پشت موازین سیاسی کشور وجود داشته از طریق رسانههای آمریکایی و غربی به خوبی این منطق را تشریح کردهاند. به نظر میرسد این رویکرد کشورمان برای مقامات آمریکایی بسیار گران تمام شده است. چون آنها احساس میکنند در جنگ منطق مسئولان ایرانی و آمریکایی، واشنگتن بازنده بوده است. اگر آمریکاییها واقعا ازمنطق قدرتمندی برخوردار بودند نباید از منطق ایرانی ظریف عصبانی میشدند. زمانی که وزیر خارجه کشورمان با رسانههای آمریکایی مصاحبه کرده و مواضع ایران را در رسانههای آمریکایی تشریح میکند، آنها اگر منطق قدرتمندی داشتند میتوانستند مصاحبهای را ترتیب داده و دلایل خودشان را برای افکار عمومی ابراز کنند. اما وقتی کسی عصبانی شده و به جای آنکه با منطق پاسخ دهد تحریم را در دستور کار خود قرار داده و
عصبانیتش را با تحریم رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان نشان میدهد چنین اقدامی خود بیانگر ضعف در منطق است. در هر حال شاهد آنیم که آمریکاییها از یک سو خواستار مذاکره با کشورمان هستند اما از سوی دیگر به شکل کاملا مضحکی وزیر خارجه کشورمان را که باید طرف اصلی این گفت و گو باشد را تحریم میکنند. بنابراین این اقدام واشنگتن بر بیاعتباریهای گذشته دولت آمریکا افزود. به گونهای که دیگر حتی در داخل خود آمریکا و در کشورهای دیگر، افکار عمومی نسبت به رفتار آمریکاییها دچار شناخت تازهای شدند. به گونهای که با تمسخر به چنین اقدامی مینگرند. اگر در یک بحران بینالمللی کشوری بخواهد با مذاکره آن را به سرانجام برساند اما همزمان فرد مذاکره کننده طرف مقابل را مورد تحریم خود قراردهد چنین اقدامی بیشتر به یک جک سیاسی شبیه بوده و نشاندهنده آن است که مقامات آمریکایی از یک چارچوب عقلانی برخوردار نیستند. این مساله بسیار تاسف برانگیز برای مردم آمریکاست. چون چنین افرادی که راس هرم قدرت در ایالات متحده (همانند؛ ترامپ، بولتون و پمپئو) قرار میگیرند موجب بی اعتباری مردم بزرگی همانند آمریکا میشوند. ترامپ بعد از روی کار آمدن در آمریکا
تصمیماتی را اتخاذ کرد که همه آنها به شکلی غیرمنطقی بوده و با تعجب تحلیلگران سیاسی مواجه گردید. در رابطه با کشورمان مساله خروج از برجام خیلی جای تعجب داشت. به گونهای که کشوری که مدعی بود اهل منطق و مذاکره است. یک توافق بینالمللی چند جانبهای را امضا کرده بود و برای کشورهای دیگر این توقع بهوجود آمده بود که پای تعهدات خود میماند. هر چند مقام معظم رهبری بارها اعلام کرده بودند که آمریکاییها قابل اعتماد نیستند. اما برای آنکه بهانه از دست مقامات آمریکایی گرفته شده تا آنها مدیریت افکار عمومی را به سمت و سوی مورد نظرشان در دست نگیرند تیم مذاکره کننده ایران وارد مذاکرات جدی شد. نهایتا برجام به تصویب رسید. هر چند ممکن است برخی نسبت به مفاد آن انتقاداتی داشته باشند اما در هر صورت تلاشی بود تا نشان دهد تهران اهل مذاکره، منطق و فعالیتهای صلح آمیز هستهای است. بدین ترتیب آژانس بیش از 15 بار مهر تایید بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران زد. بنابراین چنین رویکردی ادعاهای دروغین مطرح شده علیه کشورمان را نقش بر آب کرده و حقانیت منطق ایرانی را به اثبات رساند.