بستن

تحريم ظريف به دليل تخريب‌های افراطيون داخلی بود

تحريم ظريف به دليل تخريب‌های افراطيون داخلی بود
آرمان- احسان انصاری: دومینوی تحریم ترامپ این‌بار به محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران رسید تا وی هرچه در چنته داشته را در مقابله با ایران به کار گرفته باشد. در طول تاریخ سیاستمداران زیادی بوده‌اند که با اشتباهات خود مسیر تاریخ را تغییر داده‌اند، این در حالی است که برخی نیز با رویکرد‌های عقلانی خود مسیر تاریخ را به سمت صحیحی تغییر داده‌اند؛ با این وجود به نظر می‌رسد ترامپ جز هیچ‌کدام از این گروه سیاستمداران نیست. رفتار و اقدامات وی نشان می‌دهد وی از نظر روانی با چالش‌های جدی مواجه است و از نوعی مازوخیسم و نارسیسم رنج می‌برد. ترامپ در طول ماه‌های گذشته همواره مساله مذاکره با ایران را مطرح کرده و روی آن مانور تبلیغاتی زیادی داده است. با این وجود در اقدامی عجیب نوک پیکان دیپلماسی ایران و مذاکره‌کننده اصلی این کشور در عرصه بین‌المللی را تحریم می‌کند. مشخص نیست ترامپ در صورت تحریم محمدجواد ظریف قصد دارد با چه کسی مذاکره کند. از سوی دیگر گفت‌وگوها و اظهارنظرهای دقیق و روشنگر ظریف با رسانه‌های آمریکایی همتای آمریکایی وی را در حالتی رشک‌آلود به زحمت انداخته و به همین دلیل در اقدامی تلافی‌جویانه به دنبال گفت‌وگو با رسانه‌های ایران افتاده است. درخواستی که مورد موافقت قرار نگرفت و در نتیجه زمینه تحریم محمدجواد ظریف را فراهم کرد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان ملی» با دکتر سید داوود آقایی، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت‌وگو کرده که در ادامه ماحصل آن را می‌خوانید.

آمریکا با چه هدفی وزیر امور خارجه ایران را تحریم کرده است؟
دونالد ترامپ پس از خروج از برجام به دنبال فشار حداکثری به ایران بود و به همین دلیل نیز تحریم‌های سنگینی علیه ایران اعمال کرده است. این در حالی بود که متحدان آمریکا و به‌خصوص کشورهای اروپایی استقبال قابل توجهی از این تصمیم ترامپ نکردند و تا آنجا که امکان داشت در این زمینه مسیر مستقلی در پیش گرفتند. به همین دلیل نیز آمریکا متحدان خود را تهدید کرد که اگر در اجرای تحریم‌های ایران با آمریکا همراهی نکنند خود آنها نیز با تحریم مواجه خواهند شد. یکی از اهداف اصلی ترامپ از تحریم ایران به صفر رساندن صادرات نفت ایران بود. به همین دلیل نیز از ظرفیت‌های زیادی در این زمینه استفاده کرد. در مرحله بعد تلاش کرد مقامات جمهوری اسلامی را تحریم کند که این اتفاق با تحریم بیت مقام معظم رهبری و برخی چهره‌های نظامی صورت گرفت. در همان زمان احتمال تحریم دکتر ظریف نیز مطرح شد اما آمریکا به دلایلی از تحریم دکتر ظریف خودداری کرد. با این وجود در شرایط کنونی این اتفاق رخ داده و وزیر امور خارجه ایران تحریم شده است. هدف اصلی آمریکا از این اقدامات واکنش داخلی مردم نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی است. ترامپ تصور می‌کرد مردم ایران در سال 97 به خیابان‌ها خواهند آمد و نسبت به وضعیت اقتصادی و معیشتی خود اعتراض خواهند کرد. این در حالی است که این اتفاق رخ نداد و به همین دلیل ترامپ از اتخاذ این استراتژی ناامید شد و به دنبال رویکرد‌های دیگری در مقابله با ایران بود. نکته جالب اینجاست که ترامپ تاکنون راه‌های مختلفی را در مقابله با ایران در پیش گرفته و هربار نیز به دنبال امتیازگرفتن از ایران بوده است. با این وجود تاکنون در همه راه‌های خود ناموفق بوده است.در عین حال ترامپ تلاش می‌کند به شکلی با افکار عمومی جهان صحبت کند که گویی رویکرد‌های ایران در عرصه بین‌المللی تنش‌زا است و وی با این رویکردها مقابله می‌کند. این در حالی است که افکار عمومی جهان پس از مدتی به این نکته پی برده‌اند که ترامپ با اقدامات نابخردانه‌اش صلح جهانی را به مخاطره انداخته و با اقدامات تنش‌زایی که انجام می‌دهد ممکن است پیامدهای مخاطره‌آمیزی برای صلح جهانی به همراه بیاورد. در شرایط کنونی نیز رفتار و اقدامات آمریکا هیچ توجیه منطقی ندارد. تاکنون سابقه نداشته یک کشور وزیر امور خارجه کشور دیگر را مورد تحریم قرار بدهد. این در حالی است که ترامپ و پمپئو مدعی هستند حاضر هستند بدون هیچ شرطی و در هر زمان و مکانی با جمهوری اسلامی ایران مذاکره کنند. ادعایی که به هیچ‌عنوان با رویکردی که آمریکا در پیش گرفته همخوانی ندارد. اگر قرار است بین ایران و هر کشوری در جهان مذاکره‌ای صورت بگیرد قطعا نوک پیکان این مذاکره وزیرامور خارجه است. در نتیجه مشخص نیست که چرا آمریکا شخصیت محوری مذاکره احتمالی ایران را تحریم می‌کند و در عین حال ایران را به مذاکره دعوت می‌کند. مشخص نیست آمریکا بدون ظریف با چه کسی می‌خواهد مذاکره کند. ترامپ و همکارانش در کاخ سفید تاکنون هرچه در چنته داشته‌اند در مقابل ایران بروز داده‌اند و اقدامی باقی نمانده که دیگر بخواهند علیه ایران انجام دهند.
پمپئو در واکنش به گفت‌وگوی دکتر ظریف با رسانه‌های آمریکایی و بازتاب آن در جامعه آمریکا خواستار گفت‌وگو با رسانه‌های ایران شده بود که مورد موافقت قرار نگرفت. بازی رسانه‌ای پمپئو را به چه میزان در تحریم دکتر ظریف موثر می‌دانید؟
بدون‌شک این مساله در تحریم آقای ظریف نقش داشته است. در همان مقطعی که وزارت خزانه‌داری آمریکا بیت مقام معظم رهبری را در فهرست تحریم‌های خود قرار داد زمزمه تحریم آقای ظریف نیز وجود داشت. در آن زمان عنوان شد که بررسی‌هایی باید در این زمینه صورت بگیرد و سپس این مساله رنگ واقعیت به خود بگیرد. در این فاصله آقای ظریف به آمریکا سفر کرد و گفت‌وگوها و اظهارنظرهای ایشان در رسانه‌های آمریکا و سطح بین‌المللی بازتاب زیادی پیدا کرد؛ اظهارنظرهایی که برای افکار عمومی جهان روشنگر بود و حقانیت جمهوری اسلامی ایران را اثبات می‌کرد و در مقابل سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه ایران را افشا می‌کرد.این اتفاقی بود که برای آمریکایی‌ها و به‌خصوص مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا سنگین و ثقیل بود. پمپئو مشاهده کرد که در خاک کشور خودش اظهارات دکتر ظریف مورد توجه بیشتری نسبت به مواضع خودش قرار گرفته است. به همین دلیل نیز در یک رویکرد متقابل درخواست گفت‌وگو با رسانه‌های ایرانی را مطرح کرد که مورد موافقت قرار نگرفت. بنده معتقدم سفر آقای ظریف به آمریکا و گفت‌وگو با رسانه‌های این کشور بهانه‌ای برای تحریم آقای ظریف بود وگرنه از مدت‌ها قبل زمزمه‌هایی مبنی بر تحریم وزیر امور خارجه ایران توسط آمریکا به گوش می‌رسید.
پس از تحریم دکتر ظریف در اقدامی جیسون رضاییان پیشنهاد مناظره بین وزیر خارجه ایران و آمریکا در مقر سازمان ملل متحد داده است. به نظر شما تخریب‌های داخلی به چه میزان در تحریم آقای ظریف نقش داشته است؟ دیدگاه شما درباره پیشنهاد جیسون رضاییان چیست؟
تخریب‌های داخلی در تحریم آقای ظریف نقش داشته است. آقای ظریف در جریان مذاکرات برجام نقش برجسته‌ای داشت و افکار عمومی جهان متوجه توانایی دیپلماتیک ایشان شدند. در کنار این مساله اقدامات آقای ظریف در عرصه‌های مختلف دیپلماسی نیز منشا تاثیرگذاری زیادی برای کشور بوده و به همین دلیل ایشان در بین افکار عمومی جامعه جایگاه قابل قبولی پیدا کرده است. با این وجود در فضای کشور برخی گروه‌های سیاسی موسوم به دلواپس وجود دارند که با هر چیزی که رنگ واقعیت و حقیقت داشته باشد و با منافع آنها در تضاد باشد مقابله می‌کنند. هدف دیگر این گروه این است که دستاوردهای ملی به‌نام رقیب سیاسی آنها نوشته نشود و شرایطی را به وجود بیاورند که به هر شکل ممکن رقیب را از صحنه خارج کنند. این وضعیت درباره برجام نیز وجود داشت. اگر به گذشته رجوع کنیم در زمانی که برجام امضا شد و به‌عنوان یک سند مهم بین‌المللی به شمار رفت محبوبیت و جایگاه آقای ظریف به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد ایران در این توافق در بین افکار عمومی جامعه و همچنین در بین مردم جهان افزایش یافت. به همین دلیل نیز دلواپسان که از این محبوبیت احساس خطر کرده بودند تلاش کردند به هر شکل ممکن این محبوبیت را خدشه‌دار کنند. در نتیجه با هجمه علیه آقای ظریف به دنبال این بودند که وجهه ایشان را در بین افکار عمومی تخریب کنند. این در حالی است که برخی در همان زمان شایعه کرده بودند که احتمال کاندیداتوری آقای ظریف در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز وجود دارد. این خطری بود که دلواپسان را به‌شدت نگران می‌کرد. به همین دلیل نیز هجمه خود را علیه آقای ظریف و دستگاه دیپلماسی کشور به‌کار گرفتند تا محبوبیت آقای ظریف را در جامعه کاهش دهند. آمریکا نیز فضای داخلی ایران را رصد می‌کند و مواضع گروه‌های سیاسی را نسبت به شخصیت‌های تاثیرگذاری مانند دکتر ظریف رصد می‌کند و تحلیل‌هایش را براساس آن ارائه می‌کند. دلواپسان چنین وانمود می‌کنند که دستگاه دیپلماسی کشور و آقای ظریف دارای هیچ خلاقیت و نوآوری در طول شش‌سال گذشته نبوده است. این تحلیل اشتباهی است که این جریان‌های سیاسی درباره دستگاه دیپلماسی کشور در دوران آقای ظریف ارائه می‌دهند. این اتفاقات مورد استفاده دشمنان خارجی و به‌خصوص دولتمردان آمریکا قرار خواهد گرفت. نمونه بارز این مساله پیشنهاد جیسیون رضاییان بوده است. اگر سریالی از صداوسیما پخش نمی‌شد که در آن افرادی مانند جیسون رضاییان محوریت داشتند و در این سریال درباره عملکرد و حقانیت دستگاه دیپلماسی در ماجرای برجام شک و شبهه ایجاد نمی‌شد جیسون رضاییان چنین پیشنهادی را مطرح نمی‌کرد. این مساله به‌خوبی نشان می‌دهد که اتفاقات داخل کشور و به‌خصوص تضعیف شخصیت‌های تاثیرگذاری مانند آقای ظریف به چه میزان در رویکرد آمریکا در مقابله با ایران تاثیرگذار بوده است.
بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی عنوان می‌کنند ترامپ از ابتدا مسیر اشتباهی را در مقابله با ایران در پیش گرفته است و در شرایط کنونی به دنیال راه برون‌رفت از این مسیر خودساخته است. از دیدگاه شما ترامپ چگونه می‌تواند از این بحران خودساخته در مقابل ایران خارج شود؟
مسیری که ترامپ در مقابله با ایران در پیش گرفت از ابتدا اشتباه بود. این مساله‌ای است که متحدان اروپایی آمریکا نیز به آن اذعان دارند و به همین دلیل نیز با سیاست‌های ترامپ در مقابل ایران همراهی نمی‌کنند. این اقدامات آمریکا را در عرصه بین‌المللی نسبت به متحدان خود منزوی کرده است. امروز افکار عمومی جهان با توجه به رفتار دونالد ترامپ به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا دیگر به هیچ تعهد و توافق بین‌المللی پایبند نیست. ترامپ نیز به این نتیجه رسیده که در بحران خودساخته‌ای قرار گرفته و به همین دلیل نیز برخلاف آنچه در گذشته عنوان می‌کرد که با پیش‌شرط با ایران مذاکره می‌کند، اما امروز عنوان می‌کند که حاضر است بدون هیچ‌شرطی و در هر مکان و زمانی با ایران مذاکره کند. این مساله نشان می‌دهد که ترامپ برای خارج‌شدن از بحران با ایران در حال تقلاکردن و دست‌وپا زدن است. با توجه به سخنان مقام معظم رهبری که عنوان کردند «نه جنگ می‌شود و نه مذاکره»، به نظر می‌رسد برای حل بحران کنونی ایران و آمریکا نمی‌توان راه‌حل کوتاه‌مدت و یا میان‌مدتی در نظر گرفت، بلکه باید صبر کرد تا این بحران بر اثر مرور زمان کاهش پیدا کند. هدف اصلی ترامپ در تحریم ایران این بود که ایران را تسلیم کند و دوباره به پای میز مذاکره بکشاند. ترامپ گمان می‌کرد می‌تواند با این اقدامات و با مذاکره مجدد با ایران در محتوای برجام تغییر ایجاد کند. مواضع مسئولان جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد که به هیچ عنوان حاضر نیستند شرایط ترامپ را بپذیرند. اگر ترامپ بتواند ایران را پای میز مذاکره بکشاند یک برگ برنده بزرگ انتخاباتی برای خود فراهم کرده و در مقابل اگر این اتفاق رخ ندهد شرایط به شکلی دیگری برای وی رقم خواهد خورد. به هر حال بسیاری از متحدان اروپایی آمریکا در این مدت ضررهای زیادی متحمل شده‌اند و در صورتی که ترامپ نتواند به اهداف خود دست پیدا کند فضای انتخابات ریاست‌جمهوری آینده آمریکا به ضرر ترامپ خواهد بود. در شرایط کنونی رابطه کشورهای اروپایی و آمریکا ضمن تاکید بر برخی همگرایی‌ها در راستای واگرایی قرار دارد. بدون‌شک در آینده کشورهای اروپایی راه مشخص‌تری نسبت به آمریکا در پیش خواهند گرفت و از استقلال عمل بیشتری برخوردار خواهند بود. البته روی کارآمدن ترامپ در آمریکا نیز به این واگرایی شدت بیشتری داده است. در دوران ریاست‌جمهوری اوباما رابطه کشورهای اروپایی با آمریکا نزدیک‌تر بود و اگر پس از اوباما یک رئیس‌جمهور دموکرات در آمریکا به قدرت می‌رسید چه‌بسا روابط نزدیک‌تر نیز می‌شد. در گذشته نیز اختلاف‌نظرهایی بین آمریکا و کشورهای اروپایی وجود داشت. با این وجود وضعیت به شکل کنونی نبود. در شرایط کنونی به‌راحتی می‌توان تفاوت در نوع نگاه کشورهای اروپایی به معادلات بین‌المللی را با آمریکا مشاهده کرد. امروز کشورهای اروپایی از نظر اقتصادی استقلال بیشتری نسبت به گذشته نسبت به آمریکا پیدا کرده‌اند و تلاش می‌کنند با واسطه کمتری به اهداف خود دست پیدا کنند. البته از این نکته نباید به‌سادگی غافل شد که اشتراکات فرهنگی و اجتماعی که بین کشورهای اروپایی و آمریکا وجود دارد اجازه نمی‌دهد که این دو به صورت کامل از هم جدا عمل کنند، بلکه همچنان در کنار هم «جبهه غرب» را تشکیل خواهند داد.
ترامپ عنوان می‌کند ایرانیان در هیچ جنگی پیروز نشده‌اند و در عین حال در هیچ مذاکره‌ای نیز شکست نخورده‌اند. آیا این ادعا با واقعیت‌های تاریخی همخوانی دارد؟
در رسانه‌های آمریکا روزی نیست که دروغ‌های ترامپ افشا نشود و همه رسانه‌ها نیز با این رویکرد ترامپ آشنا هستند. این ادعا نشان می‌دهد ترامپ با تاریخ ایران آشنا نیست و به همین دلیل در ابتدا باید تاریخ ایران را مطالعه کند تا از مطرح‌کردن این دروغ‌پردازی‌ها و ادعاهای واهی پرهیز کند. ایران در طول تاریخ خود در جنگ‌های بزرگی به موفقیت رسیده و این در حالی است که در مذاکرات خود در طول تاریخ موفقیت‌هایی نیز داشته است. در نتیجه این ادعای ترامپ مبتنی بر لج‌بازی با ایران است و هیچ پایه و اساس علمی و تاریخی ندارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی