بستن

حل تنش با ریاض ترامپ را خلع سلاح می‌كند

حل تنش با ریاض 
ترامپ را خلع سلاح می‌كند
آرمان ملی- مرتضی رفیعی: محمدجواد ظریف در حاشیه جلسه هیات دولت گفت: «ما همواره اعلام کرده‌ایم که علاقه‌مند به ارتباط با همسایگان هستیم. امارات همانند عربستان و بحرین همسایه ماست و مقامات جمهوری اسلامی ایران همیشه اعلام کردند علاقه‌مند به روابط خوب با همسایگان هستیم؛ اگر آنها سیاست‌های خود را تغییر داده و دست از دخالت در امور داخلی کشورها بردارند. من امیدوارم تیم B کاهش یابد و به نتانیاهو و بولتون محدود شود.» ظریف درباره‌ احتمال مذاکره با عربستان تاکید کرد: «اگر عربستان آماده باشد ما هم همواره آماده‌ایم. ما هیچ‌گاه باب گفت‌وگو با همسایگان را نبسته و نخواهیم بست.» به همین منظور «آرمان ملی» گفت‌وگویی را با پیروز مجتهدزاده استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بین‌الملل ترتیب داده که در ادامه می‌خوانید.

با توجه به آنکه خبرهايي منتشر شده بر اين مبنا که برخي از کشورهاي منطقه از جمله عراق و مصر به‌دنبال ميانجي‌گري ميان تهران-رياض هستند. تا چه ميزان اين مجموعه اقدامات مي‌تواند به کاهش تنش در منطقه کمک کند؟

به‌نظر مي‌رسد تهران-رياض بايد به‌دنبال کاهش تنش باشند. چرا که افزايش تنش در خليج فارس و تبديل کردن منطقه به انبار باروت بيش از آنکه براي تهران خطر آفرين باشد. پايتخت‌هاي متحدين عربي آمريکا در خليج فارس پيش از اينکه به تهران آسيبي وارد نمايد پايتخت‌هاي کشورهاي عربي به لرزه در خواهند آمد. بنابراين بسيار منطقي است که رهبران کشورهاي منطقه خردمندانه عمل کرده و از تبديل منطقه به انبار باروت جلوگيري کنند. اگر چنين روندي آغاز شده باشد نشانه‌اي بارز از خردورزي است و تهران بايد از چنين روندي استقبال کند. اگر چنين روندي به وقوع بپيوندد تهران سياستي را اتخاذ کرده که به‌وسيله آن دونالد ترامپ و بوريس جانسون را خلع سلاح کرده است.

با توجه به روي کار آمدن بوريس جانسون به‌عنوان نخست وزير در بريتانيا وي چه رويکرد احتمالي در زمينه سياست خارجي نسبت به ايران در پيش خواهد گرفت؟

وضعيتي که پيش خواهد آمد ادامه روند سابق خواهد بود. اگرچه جانسون در طول نقش آفريني‌هاي سياسي‌اش در طول ساليان گذشته سعي نمود که خود را دست راستي ميانه‌رو معرفي کند. اما در زمان‌هايي نيز دست به اقدامات غافلگيرانه مي‌زند. جانسون در اوج نزديکي به ترامپ، پس از اعلام مواضع نژادپرستانه رئيس‌جمهور آمريکا نسبت به نمايندگان رنگين پوست در ايالات متحده چنين مواضعي را محکوم کرد. بنابراين در اين زمينه نيز مي‌بايستي منتظر ادامه سياست‌هاي موجود عليه ايران باشيم. در عين حال نمي‌توانيم از اقدامات غافلگيرانه جانسون به‌طور کلي دوري جوييم. بوريس جانسون در ابتداي راه شکوفايي سياسي خود است. جانسون به‌خصوص در سياست‌هاي ملي و بين‌المللي بسيار جوان است. همچنين با توجه به برخي گرايش‌هاي واقع بينانه‌اش که هر از چندگاهي خود را نشان مي‌دهد مي‌توانيم منتظر اقدامات جديد و غافلگيرانه‌اي از سوي او باشيم.

با توجه به آنکه لندن متحد اصلي واشنگتن در حمله به عراق در سال 2003 بود. در صورت بروز اتفاق احتمالي بين واشنگتن-تهران، آيا بريتانيا همان رويکرد را نسبت به ايران دنبال خواهد کرد و يا اينکه رويکرد ديگري در پيش خواهد گرفت؟

با صراحت مي‌توان گفت احتمال درگيري نظامي و وقوع جنگ ميان تهران-واشنگتن بسيار ضعيف است. اما اگر چنين جنگي به‌وقوع بپيوندد بريتانيا همان نقشي را ايفا خواهد کرد که نه تنها نسبت به عراق بلکه در ديگر سياست‌هاي غرب عليه شرق ايفا کرده است. نبايد فراموش کنيم که فرانسه نيز دست کمي از بريتانياي جانسون ندارد. در حال حاضر شاهد هستيم که در مجموعه اقدامات لندن به منظور رفع توقيف نفتکش بريتانيايي در سواحل خليج فارس توسط ايران هنوز صداي لندن به گوش دنيا نرسيده فرانسه به منطقه لشکرکشي کرد. به‌گونه‌اي که ناوهاي خود را به سمت آب‌هاي ايران اعزام کرد. بنابراين به‌نظر مي‌رسد بايد اميدوار بود که کار به چنين جايي ختم نشود. جامعه بين‌المللي تلاش مي‌کند تا از زياده روي‌هاي ترامپ در ارتباط با ايران بکاهد. اما نبايد فراموش کنيم که همين فرانسه، بريتانيا و آلمان در فروکاستن بحران ميان ايران و ايالات متحده نقش موثر داشته‌اند. اما تهران در هر صورت نبايد اجازه دهد که اصطلاحا کار به جاي باريک بکشد. چون اگر کار به جاي باريک بکشد نه تنها بريتانياي جانسون با آمريکاي ترامپ همراهي خواهد کرد بلکه فرانسه مکرون نيز با اين روند ائتلافي همراهي خواهد کرد.

لندن از طرحي تحت عنوان تامين امنيت خليج فارس با مشارکت کشورهاي اروپايي نام برد. مشخصا تجميع حضور نيروها و تجهيزات جنگي ايالات متحده و کشورهاي اروپايي در منطقه با توجه به آنکه نه تهديد و نه جنگي وجود دارد اين مجموعه اقدامات را در چه چارچوبي مي‌دانيد؟

به‌نظر مي‌رسد ضمن حضور نيروهاي آمريکايي در منطقه، فرانسه نيز نيروهاي خود را به کمک بريتانيا در ادامه درخواست لندن فرستاد. به‌گونه‌اي که اتحاديه اروپا در عمليات حمايت گرايانه از آنچه تحت عنوان کشتيراني آزاد در تنگه هرمز مي‌خواندند نام برد. بنابراين تهران مي‌بايستي بيش از آنکه در مورد اقدامات ناگهاني و پيش‌بيني نشده لندن عليه صلح و امنيت ايران و منطقه نگران باشد بايد نگران اقدامات فريب‌کارانه پاريس باشد. مکرون از يکسو خود را مدافع و حامي ايران در برجام و بر ضد ترامپ مي‌داند. اما از سوي ديگر فقط منتظر اشاره‌اي از سوي لندن و يا واشنگتن است تا تمام نيروهاي نظامي‌اش را عليه ايران بسيج کند. اما از همه اين مسائل مهم‌تر اين بوده که درست است که منطقه در حالت جنگ بسر نمي‌برد اما نبايد فراموش کرد که منطقه در حال تدارک حالت جنگي است. به عبارت ديگر ايالات متحده از حدود يک سال پيش تاکنون در حقيقت بعد از خروج ترامپ از توافق هسته‌اي ايالات متحده آمريکا در حال افزايش نيروهاي رزمي خود در داخل خليج فارس، تنگه هرمز و در اطراف منطقه است. لذا پاريس و لندن به اين مسابقه تسليحاتي بسيار خطرناک در منطقه پيوسته‌اند. به عبارت ديگر اگرچه منطقه در وضعيت جنگي بسر نمي‌برد اما نبايد غافل باشيم که منطقه از سوي آمريکا، فرانسه و بريتانيا در حال ايجاد شرايط جنگي است. لذا منطقه در حالت آمادگي براي ايجاد مانورهاي جنگي است. بنابراين تهران مي‌بايستي در اين زمينه دقت فراواني داشته باشد. از سوي ديگر بسيار شايان اهميت است که دولت جديد بريتانيا توجه داشته باشد که حل مساله پيش آمده در رابطه با کشتي بريتانيايي در تنگه هرمز راه‌حلش لشکرکشي همه دنيا عليه ايران در منطقه خليج فارس نيست. چون بايد به جغرافياي خليج فارس دقت داشته باشيم. وضعيت خليج فارس از نظر جغرافياي سياسي به‌گونه‌اي است که کوچکترين اتفاق مي‌تواند جرقه‌اي به انبار باروت باشد و اگر جنگي در منطقه رخ دهد، پيش از آنکه خبرش به تهران برسد تمام پايتخت‌هاي عربي متحدان آمريکا، فرانسه و بريتانيا در منطقه در آتش خواهند سوخت. بنابراين خطر جنگ فقط براي ايران نيست. اما اين خطر به همان اندازه براي آمريکا و اروپا در ارتباط با آسيب‌پذيري وحشتناک متحدانشان در منطقه خليج فارس خواهد بود. لذا بايد از دولت جديد بريتانيا خواست تا به جاي ماجراجويي و درخواست افزودن جنگ افزار و بزرگتر کردن انبار باروت در خليج فارس بهتر است به فکر آن باشند که مساله نفتکش توقيف شده ايران در تنگه جبل الطارق اقدامي انجام دهند تا چنين مشکلاتي در منطقه حل شده و منطقه و بخش بزرگي از دنيا را اسير آتش خانمان‌برانداز جنگ براي دنيا نکند.

تهران به منظور حفظ امنيت تنگه هرمز از يکسو و از سوي ديگر مهار اقدامات تحميلي کشورهاي فرامنطقه‌اي دست به چه اقداماتي مي‌تواند بزند؟

ايران نمي‌تواند در برابر اقداماتي همچون توقيف نفتکش خود توسط بريتانيا به کلي سکوت اختيار کند، نه تنها ايران بلکه هيچ‌کشوري نمي‌تواند چنين کاري کند. اما در تصميم‌گيري براي حل اين مشکل و نه اقدامات تلافي‌جويانه پيشنهاد مي‌شود که تهران از ابراز مواضع چندگانه پرهيز نمايد. يکي از بزرگترين مشکلات ايران که سبب بروز بحران در روابط بين‌الملل مي‌شود مواضع چندگانه ايران است. به‌گونه‌اي دستگاه ديپلماسي يک موضع را اعلام مي‌دارد اما در مقابل برخي ديگر از تريبون‌هاي کشور مواضع ديگري را ابراز مي‌دارند. در اين برخورد اولين کاري که دستگاه تصميم‌گيري مي‌تواند اتخاذ کند اين است که دستان وزارت خارجه مي‌بايستي باز گذاشته شود تا بر اساس دانسته‌هاي خودشان در روابط و حقوق بين‌الملل سياستگذاري کنند. بنابراين ساير دستگاه‌ها در زير چتر سياست خارجي قدم بردارند. همچنين تهران مي‌بايستي از ابراز سياست‌هاي چندگانه خودداري کند. همچنين تهران در مجموعه اقدامات تلافي جويانه‌اي که اتخاذ مي‌کند مي‌بايستي مطالعات گسترده‌اي را از قبل انجام داده و عواقب و عوارض اقدامات خود را بسنجد. همچنين تا جاي ممکن به آن جنبه‌هاي حقوقي و قانوني مورد تاييد مجامع بين‌المللي و افکار عمومي بدهد. اقدام نکردن وضعيت را بسيار بدتر خواهد کرد اما اقدامات ناشيانه نيز براي کشور هزينه‌زا و بسيار خطرناک خواهد بود. تهران بايد اقداماتش را سنجيده و آنگونه که مورد پسند جامعه بين‌المللي باشد انجام دهد. به‌عنوان نمونه در ادامه توقيف نفتکش انگليسي مي‌بايستي مدارک و اسناد خلاف قانون اين کشتي را به دنيا ارائه مي‌داديم. حتي اگر اين اقدام را به عملي مقابله مثل گونه انجام داديم، بايد مواضع‌مان را همان ابتدا اعلام مي‌داشتيم. تناقض‌گويي مواضع در شرايط کنوني به مصلحت کشور نيست. زماني که موضوع اخير را در سطح رسانه‌هاي بريتانيا تشريح کردم، بسياري از سياستمداران انگليسي استدلال ايران را در ماجراي نفتکش‌ها تاييد کردند. حتي رهبر يکي از احزاب بريتانيا پيشنهاد کرد که لندن براي حل مشکل نفتکش توقيف شده‌اش توسط ايران بايد نفتکش توقيف شده ايراني در جبل الطارق را آزاد کند. مقامات اسپانيايي رسما اعلام کردند که اقدام بريتانيا در توقيف نفتکش ايراني غيرقانوني است. تحريم نفتي سوريه يک تحريم اروپايي بوده و مشمول کشورهاي غيراروپايي نمي‌شود. به عبارت ديگر ايران نمي‌تواند با بهانه تحريم سوريه نفتکش توقيف شود. بنابراين بهانه بريتانيا در توقيف نفتکش ايراني کاملا غيرقانوني است. ما وقتي چنين زمينه‌هاي مساعد بين‌المللي داريم چرا سکوت مي‌کنيم؟ اگر به تلافي دست به چنين اقدامي زديم دنيا اين موضع را مي‌پذيرد. چون اقدام بريتانيا در توقيف نفتکش ايراني غيرقانوني بوده است. اينگونه ترديدها در سياست خارجي به زيان کشور تمام مي‌شود. در سياست خارجي مي‌بايستي قاطع و روشن و مستحکم اعلام موضع کرد.

طي روزهاي گذشته معاون وزير خارجه کشورمان سفري به پاريس داشت و همچنين پيش از آن نماينده ويژه مکرون به تهران سفر کرد. پاريس از نقش آفريني در تحولات منطقه چه اهدافي را دنبال مي‌کند؟

ما ايراني‌ها از زمان مظفرالدين شاه قاجار بريتانيا را منفعت‌طلب و شيطان ناميده‌ايم، اما فراموش کرده‌ايم که فرانسه به مراتب شيطان‌تر از بريتانيا است. فرانسه همانند بريتانيا استعمارگر بوده است. منتها ايران از استعمار بريتانيا نصيب برده و خاطرات تلخي دارد اما از استعمار فرانسوي‌ها نصيب نبرده و خاطراتي ندارد. اما آنهايي که مستعمره فرانسوي‌ها بودند مي‌دانند که فرانسه تا چه ميزان منفعت طلب‌تر از انگليسي‌ها بوده‌اند. بايد بدانيم که هر کشوري در دنيا به‌دنبال به حداکثر رساندن منافع خود است. فرانسه به‌دنبال تامين منافع حداکثري خود است. ما مي‌توايم بگوييم که از سياست‌هاي فرانسوي‌ها نسبت به ايران منزجر هستيم چون چنين سياست‌هاي استعماري را دنبال مي‌کنند. اما از ديد فرانسوي‌ها اين بهترين سياست ممکن است که يک کشور مي‌تواند اتخاذ کند. پشتيباني مثلث بريتانيا، فرانسه و آلمان از برجام به اين معني نيست که خودشان را وقف منافع ملي ايران مي‌کنند. اما در مقابل چنين رويکردي بدان معناست که دفاع از برجام و باقي ماندن در توافق هسته‌اي به نفع منافع ملي خودشان است. بنابراين در روابط بين‌الملل بايد بدانيم که ملاک تشخيص کشورها و منافعشان در ابراز دوستي و دشمني با ساير کشورها چيست. لذا طبيعي است که در چنين چارچوبي فرانسه منافع خود را در هم پيماني با آمريکا و بريتانيا مي‌داند. زماني که فردي همانند ترامپ به قدرت مي‌رسد و مانند بچه‌هاي لوس کشورش را از تمامي پيمان نامه‌هاي بين‌المللي خارج مي‌کند در مقابل چنين فردي در ايالات متحده مي‌بايستي تاحدودي مقاومت کنند تا منافع ملي‌شان از بين نرود. به اين دليل است که تروئيکاي اروپايي در برابر خروج ترامپ از توافق هسته‌اي ايستادگي مي‌کنند و همچنين سعي مي‌کنند تا جاي ممکن برجام را حفظ کنند. چنين اقدامي براي خوشامد ايران نيست بلکه چنين رويکردي به منظور تامين منافع خودشان است. اما در مقابل ما بايد تشخيص دهيم که در کجا منافع ما با منافع آنها مي‌تواند در تطابق باشد آنها را تقويت کنيم. ايران در برابر توقيف نفتکش اش در جبل الطارق حتما مي‌بايستي اقدام کند اما مجموعه اقدامات ايران مي‌بايستي حساب شده و مطابق مقررات بين‌المللي باشد. بنابراين توقيف نفتکش انگليسي مي‌بايستي عکس العملي موقتي در برابر توقيف نفتکش ايراني اعلام مي‌گرديد. لذا با قاطعيت اين مساله را مي‌بايستي اعلام مي‌داشتيم.

توکيو اعلام کرده ما قصد نداريم به طرح آمريکا براي محافظت از تنگه هرمز به منطقه خليج فارس نيرو اعزام کنيم. مشخصا تبديل منطقه توسط آمريکا به انبار باروت آيا به منظور آغاز بازي بزرگ (جنگ) بوده و يا بالعکس، اين مقدمات به منظور ايجاد وحشت در تهران به منظور کشاندن ايران به پاي ميز مذاکره است؟

بايد بدانيم که فضاي موجود فضاي جنگي نيست، اما دوران ماقبل جنگ، عرصه مانورهاي استراتژيک است. به‌گونه‌اي که کشورها تجهيزات جنگي خودشان را به رخ مي‌کشند. اين مساله امري طبيعي است. همچنين برگزاري مانور صرفا جنگ نبوده و موجب جنگ نخواهد شد. بلکه چنين اقداماتي به منظور برقراري توازن وحشت است. تمام پايتخت‌هاي عربي متحد آمريکا و اروپا در جنوب خليج فارس وحشت کرده‌اند. چون آتش احتمالي که در خليج فارس برپا شود بسيار وحشتناک‌تر از آن خواهد بود که کسي تصور کند. بنابراين به‌نظر نمي‌رسد فرد نامتعادلي همچون ترامپ نيز به آن درجه از بي‌عقلي رسيده باشد که بخواهد جنگي را در منطقه آغاز کند. همچنين در عين حال بعيد به‌نظر مي‌رسد که سيستم عقلاني سياسي در آمريکا به ترامپ و امثال او اجازه جنگ افروزي دهد. چون اين سيستم در جنگ افروزي سابق جورج دبليو بوش ديدند که چه لطمات بزرگي به خود آمريکا وارد مي‌شود. بنابراين آمريکا و متحدانش مي‌دانند که حمله به عراق منجر به اشغال و شخم زدن اين کشور و تحويل آن به ايران شد. آيا از اين زيان بزرگتر مي‌توان براي کشوري همچون آمريکا تصور کرد. به‌گونه‌اي که کشوري همچون آمريکا حمله کرده و کشوري همچون عراق را اشغال کند و در مقابل اين کشور را آماده تحويل دشمن خود دهد. بنابراين به‌نظر نمي‌رسد سيستم سياسي آمريکا تا اين ميزان بي‌تدبير باشد که به امثال ترامپ و پمپئو اجازه جنگ افروزي دهد. حضور ناوچه‌ها و ادوات نظامي آمريکا و متحدانش مساله‌اي نيست که موجب وحشت تهران شود اما چنين روندي مساله‌اي وحشت آفرين براي متحدان آمريکا در خليج فارس خواهد بود. بنابراين به‌نظر مي‌رسد تهران در مطالعات نهايي خود مي‌بايستي بنگرد که پيگيري سياست‌هاي ايدئولوژيکش در منطقه چه نتايجي داشته است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی