عبدالرضا داوري توئيت کرده: «محمود احمدينژاد محبوبترين
شخصيت حاضر در ايران و شاخصترين چهره ايراني در افکار عمومي آمريکاست. تشخص و محبوبيت بالاي احمدينژاد در سطح ايران و جهان، نمونه مشابهي از ميان جامعه ايراني ندارد.»
خواننده گرامي ميدانم الان نيشتان تا بناگوش باز شده و اگر کسي کنارتان باشد احتمالا داريد توئيت آقاي داوري را شمردهشمرده برايش ميخوانيد. در همين ابتدا مراتب تشکرم را از آقاي داوري اعلام ميکنم که با يک توئيت دل ملتي را شاد کردند. حتي زحمت اضافهکردن يک واو هم به خودم ندادم بس که توئيتشان شيرين و طنزخورش ملس بود.
لابد فکر ميکنيد ايشان هم مثل آقاي احمدينژاد به لولو و ديو علاقهمند است و دارد اداي ديبي سريال کلاهقرمزي را درميآورد و از افعال معکوس استفاده ميکند. اين چه حرفي است؟! مگر با ما شوخي دارند. ايشان حتما با سند و مدرک حرف ميزنند. اصلا در مدارک ايشان در هر زمينهاي؛ تحصيلي، غيرتحصيلي يا آماري هيچ شکوشبههاي نبوده و نيست. فقط سوال اين است که کدام بخش از جامعه را مورد مطالعه آماري قرار دادهاند؟ که پاسخ دوستان طنزنويس و کارتونيست است. خدمتي که آقاي احمدينژاد در زمينه توليد محتوا و سوژه براي روزنامهنگاران کردهاند، هيچکسي نکرده است. مگر اشتغالزايي غير از اين است؟! سخنان درخشان ايشان ژانر جديدي در طنز بهنام لولوييسم ابداع کرد. همين لولو که معلوم نشد چه چيز را برد به سفرههاي طنزنويسان گوشت و مرغ آورد. تا باشد از اين لولوها. البته بودند دوستان عزيزي که سعي کردند جا پاي ايشان بگذارند؛ با جملاتي که از حافظه تاريخي طنزنويسان پاک نميشود مثل «خودت بمال» يا «چينيها يک وعده غذا ميخورند، ما بدعادت شدهايم»... (ميبينيد چه مسئولان شوخطبعي داريم؛ پکيج کامل طنز، مونتاژشده بدون نياز به هيچگونه تغييري براي ما توليد ميکنند)، اما با اين قيمتها در حد يک کيلو گوشت هم سودرساني نداشتند و در رنکينگ محبوبيت بين طنزنويسان با اختلاف از آقاي احمدينژاد پايينتر هستند. لابد ميپرسيد مگر آمار گرفتهام؟ حالا که به من رسيد مطلب مستدل و آماري ميخواهيد. اصلا همين دوست کارتونيستم، کلا پيگير سخنرانيهاي ايشان است و حاضر نيست باور کند ايشان ديگر رئيسجمهور نيستند، دليل هم ميآورد که اگر رئيسجمهور نيستند چرا همچنان سفر استاني ميروند و سخنراني ميکنند. يکبار هم به من گفت قسط پرايدش را با پيگيري سخنرانيهاي ايشان ميدهد. در مورد قسمت دوم توئيت (شاخصترين چهره ايراني در افکار عمومي آمريکا) با يک طنزنويس آمريکايي تماس تلفني داشتهام که جزبهجز آن را در اينجا منعکس ميکنم (به سبک آقاي خياباني انگليسي حرف زدم):
+ هاي، من کام فرام ايران هستم.
- نميخواد به خودت فشار بياري. فارسي بلدم.
+ اُکي، آيا است احمدينژاد شاخصترين ايراني در آمريکا؟
- گفتم فارسي بلدم. فکر نکن اگه مثل سريالهاي ايراني جاي فعل و فاعل را عوض کني انگليسي حرف زدي. آخي، احمدينژاد! هه، هه، هه. لولو...
کمي بهم برخورد و گفتم: «ترامپ جونتون چي کار ميکنه؟»
- ترامپ که عشقه. قسطهاي بوگاتي قرمزم را به لطف توئيتهاي ترامپ ميدم.
+ اُکي، بوگاتي داري؟ رنو پنج نارنجي تو دست و بالت نيست؟
- نه والا، ميسپارم برات.
+ تنکسز.
- باشه، تو خوبي، يه اُکي و تنکسز بلدي. باي.