بستن

تنها انتخابات آزاد اعتماد ملی را برمی گرداند

تنها انتخابات آزاد
 اعتماد ملی را برمی گرداند
آرمان ملی- احسان انصاری: در حالی که دغدغه نسل ابتدای انقلاب مفاهیم کلیدی مانند آزادی و دموکراسی بود، اما در شرایط کنونی گویا این مفاهیم دغدغه اصلی نسل جدید نیست. نسل جدید بیش از آنکه به دنبال چنین دغدغه‌هایی باشد هنوز در حداقل‌های زندگی مانند شغل و ازدواج گرفتار شده و به همین دلیل نمی‌تواند پا را فراتر بگذارد و به حوزه مدنی و دغدغه‌های فکری توجه داشته باشد. از سوی دیگر نزاع ناخواسته با قدرت‌های جهانی در دهه‌های گذشته اولویت‌ها را تغییر داده و مطالبات جوانان در اولویت نخست تصمیم‌گیری مسئولان قرار نگرفته است. در نتیجه مطالبات امروز جوانان به حاشیه رفته و این مساله میزان امید به آینده را در بین آنها کاهش داده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان ملی» با آیت‌ا... سید حسین موسوی‌تبریزی دادستان کل انقلاب در دوران حضرت امام(ره) و دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت‌وگو کرده است. رئیس سابق خانه احزاب در این زمینه معتقد است: «جوانان امروز از مسائلی مانند جمهوریت و دموکراسی عبور نکرده‌اند و همچنان خواستار آن هستند. با این وجود ما باید گذشته خود را بررسی کنیم که چه بلایی بر سر دموکراسی آورده‌ایم که برخی جوانان به دغدغه‌های دیگر فکر می‌کنند. ما باید با نگاهی به گذشته این مساله را بررسی کنیم که چرا دغدغه‌های جوانان امروز تغییر کرده و توجه خود را به این مفاهیم کلیدی از دست داده‌اند.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

چرا ميزان اميد به آينده در بين جوانان نسبت به دهه‌هاي گذشته کاهش پيدا کرده است؟

اميد به آينده به عوامل مختلفي بستگي دارد. مهمترين دليل اميد به آينده اين است که افراد مختلف جامعه با توجه به توانايي‌ها و زحماتي که در زندگي کشيده‌اند بتوانند از دستاوردهاي آن برخوردار باشند. خداوند به افراد مختلف جامعه توانايي‌هاي مختلفي داده است. توانايي‌هايي که اگر تقويت شوند مي‌تواند زندگي افراد جامعه را بهبود ببخشد. ايجاد اميد در جامعه به صورت دستوري و تزريقي امکان‌پذير نيست. افراد جامعه و به‌خصوص جوانان در صورتي اميد به آينده بيشتري پيدا مي‌کنند که بتوانند از توانايي‌ها و دغدغه‌هاي خود به صورت مثبت استفاده کنند. اميد به آينده بايد از درون هر فرد، خانواده و جامعه بجوشد. ذهن افراد جامعه بايد اميد توليد کند تا آن جامعه بتواند در راستاي اهدافي که در پيش گرفته حرکت کند. در صورتي که اين وضعيت وجود نداشته باشد جامعه دچار سستي و رخوت خواهد شد و جوانان با آينده‌اي مبهم مواجه خواهند شد. بدون‌شک يکي از دلايل اصلي افسردگي و خودکشي در بين جوانان نداشتن اميد به زندگي است. اميد به زندگي موتور محرکه يک جامعه است. به همين دليل نيز اگر اميد به آينده در بين يک نسل کاهش پيدا کند آن جامعه با چالش‌هاي جدي مواجه خواهد شد. در روايت‌هاي اسلامي نيز آمده است که اميد و آرزو يک نعمت بزرگ براي امت اسلامي تلقي مي‌شود. اگر اميد و آرزو در جامعه وجود نداشته باشد حتي مادران نيز به بچه‌هاي خود شير نمي‌دادند. اگر اميد وجود نداشته باشد کسي درخت نمي‌کارد. معناي اين سخن اين است که پايه و اساس زندگي فردي و اجتماعي اميد به آينده است. در شرايط کنوني پرخاشگري‌هاي اجتماعي، آمار طلاق و ميزان خودکشي نسبت به گذشته افزايش پيدا کرده که همه اين مسائل ريشه در کاهش اميد به آينده در بين جوانان دارد.

عملکرد مسئولان در دهه‌هاي گذشته به چه شکلي بوده؛ اميد به آينده در بين مردم افزايش داشته يا کاهش يافته است؟

آمار و ارقام نشان مي‌دهد که اميد به آينده در بين مردم نسبت به گذشته کاهش پيدا کرده است. بايد ريشه‌هاي کاهش اميد به زندگي در بين مردم مشخص شود. بدون‌شک يکي از عوامل اصلي اين مساله عملکرد برخي مسئولان بوده است. منظور بنده از مسئولان نيز يک شخص و يا يک ارگان نيست، بلکه مسئولان در ادوار مختلف است. اين قصور نيز در بين اين مسئولان به يک اندازه نبوده است. به هر حال برخي سهم اندکي و برخي سهم بيشتري در اين زمينه داشته‌اند. به‌عنوان مثال بيکاري يکي از مهمترين دلايل کاهش اميد به آينده است. اين در حالي است که در طول چند دهه گذشته اقدام موثري در زمينه کاهش بيکاري در کشور انجام نشده است. متاسفانه در شرايط کنوني چالش بيکاري گريبان تحصيلکرده‌هاي جامعه را نيز گرفته است که مساله‌اي بسيار مهم تلقي مي‌شود. امروز بسياري از تحصيلکرده‌هاي جامعه که در زمينه تحصيلي خود متخصص هستند يا بيکار هستند و يا در شغل‌هايي مشغول به کار هستند که هيچ قرابتي با تخصص آنها ندارد. اين مسائل در جامعه توليد نااميدي و نارضايتي مي‌کند. اين نااميدي و نارضايتي نيز خود را به شکل‌هاي مختلف نشان مي‌دهد. در چنين شرايطي تحريکات خارجي سبب بروز رفتارهايي مي‌شود که براي جامعه چالش‌آفرين است.

براي نسلي که در ايران انقلاب کرد آزادي، دموکراسي و عدالت مهمترين دغدغه‌ها بود و هزينه‌هاي زيادي نيز در اين زمينه پرداخت شد. با اين وجود دغدغه‌ها و اولويت‌هاي نسل جديد مانند گذشته نيست و مشکلات زندگي نسل جديد مانند شغل و ازدواج و حداقل‌هاي زندگي اجازه نمي‌دهد به مفاهيمي مانند دموکراسي فکر کنند. چرا اولويت‌ها در بين اين دو نسل متفاوت شده است؟

زماني که انقلاب در ايران شکل گرفت شعار اصلي انقلابيون استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بود. در آن مقطع زماني افراد جامعه دغدغه شغل و ازدواج نداشتند و براي اغلب افراد جامعه شغل وجود داشت. بيکاري بيشتر مختص به کساني بود که از روستا به شهرها مهاجرت کرده بودند. اين اتفاق نيز در راستاي اشتباه رژيم پهلوي صورت گرفته بود که روستاييان ترجيح مي‌دادند براي زندگي بهتر به شهرها مهاجرت کنند. از سوي ديگر اغلب مبارزان انقلابي تحصيلکردگان جامعه بودند که استقلال و آزادي کشور با سياست‌هاي خاندان پهلوي در تضاد مي‌ديدند و احساس مي‌کردند بايد تغييرات جدي در رويکرد تصميم‌گيري در کشور به وجود بيايد. شاه نيز برخورد منطقي با اين دغدغه‌ها نداشت و بيشتر تلاش مي‌کرد با سرکوب با اين مسائل برخورد کند. در نتيجه شرايط کشور در آن مقطع زماني ايجاب مي‌کرد که چنين دغدغه‌هايي بيشتر مورد توجه مردم و جوانان جامعه قرار بگيرد. برخي نيز دغدغه ديني داشتند و مشاهده مي‌کردند اتفاقاتي در جامعه در حال رخ‌دادن است که با دين اسلام همخواني ندارد و برخلاف آن است. به همين دليل نيز نسبت به اين رويکرد دستگاه حاکمه اعتراض داشتند و با رژيم پهلوي مبارزه مي‌کردند. در چنين وضعيتي کسي به دنبال شغل و حداقل‌هاي زندگي نبود، بلکه دغدغه‌هايي مانند آزادي و عدالت بيشتر مورد توجه مردم جامعه قرار داشت. اين در حالي است که اين وضعيت براي نسل جديد تغيير کرده است. امروز شرايط جامعه به شکلي به پيش رفته که ديگر جوانان به دليل نداشتن شغل و آينده روشن نمي‌توانند به دغدغه‌هايي مانند دموکراسي فکر کنند. بايد با برنامه‌ريزي‌هاي منسجم چشم‌انداز تازه‌اي تعريف کرد تا به کمک آن بتوان براي رفع مشکلات چاره مناسبي انديشيد. بايد به اين نکته مهم توجه کرد که اگر مسئولان جامعه مشکلات جوانان به‌خصوص بيکاري را حل کنند ميزان اميد به زندگي و نشاط به آنها بازمي‌گردد. در چنين شرايطي ديگر جوانان جامعه آرزوهاي خود را در جوامع ديگر جست‌وجو نمي‌کنند و از کشور مهاجرت نمي‌کنند و براي مشارکت‌هاي اجتماعي عزم راسخ‌تري از خود نشان مي‌دهند.

آيا نسلي که در ابتداي انقلاب به دنبال آرمان‌هايي مانند آزادي و دموکراسي بود در اين زمينه موفق عمل کرد؟

در مرحله نخست بايد به اين موضوع به صورت نسبي نگاه کرد. در برخي مقاطع عملکرد در اين زمينه موفق و در برخي مقاطع ناموفق بوده است. به همين دليل نمي‌توان به صورت کلي در اين زمينه اظهارنظر کرد. اين در حالي است که در برخي مقاطع موانعي در اين زمينه وجود داشته که اجازه نداده اين آرمان‌ها شکل عملي و اجرايي به خود بگيرد. به‌عنوان مثال در دوران جنگ تحميلي برخي دغدغه‌هاي اجتماعي و سياسي از اولويت‌هاي نخست جامعه خارج و جاي آن را اولويت دفاع از کشور گرفته بود. به همين دليل نيز در اين مقطع زماني موانع بيروني اجازه نمي‌داد اين اهداف محقق شود. البته همواره موانع بيروني در اين زمينه خلل ايجاد نکرده و در برخي مقاطع موانع داخلي سبب اين ناکامي‌ها شده و کار مطلوب صورت نگرفته است. سرمايه‌هاي اجتماعي و سياسي زيادي در کشور وجود داشته که با استفاده از آنها مي‌شده اقدامات موثري در زمينه نهادينه‌سازي آزادي و دموکراسي صورت بگيرد. با اين وجود اين اتفاق به دليل برخي سوءمديريت‌ها و مانع‌تراشي‌ها رخ نداده است. به همين دليل در تحليل اين موضوع بايد همه جوانب را در نظر گرفت که چه ميزان سرمايه در اختيار کشور بوده و در مقابل آن چه ميزان برنامه‌ريزي و کار صورت گرفته است. در چنين شرايطي است که مي‌توانيم با بينش عميق‌تري در اين زمينه اظهارنظر کنيم.

در دهه‌هاي گذشته کشور در يک نزاع بين‌المللي ناخواسته با قدرت‌هاي جهاني قرار داشته است. اين نزاع بيروني که در برخي مقاطع با نزاع‌هاي سياسي دروني نيز همراه بوده به چه ميزان دغدغه‌هاي جوانان جامعه را به حاشيه کشانده است؟

بدون‌شک اين نزاع‌ها در توجه مسئولان به دغدغه جوانان تاثيرداشته است. بايد با انديشيدن تمهيدات لازم شرايطي ايجاد شود که امکان توجه جدي به دغدغه‌هاي جوانان و مردم به شکل اصولي ايجاد شود. هنگامي که دغدغه اصلي مسئولان رسيدگي به مطالبات و اولويت‌هاي جوانان نباشد به صورت طبيعي مشکلات و چالش‌ها افزايش پيدا مي‌کند. جمهوري اسلامي از ابتداي شکل‌گيري تا امروز با چالش‌هاي بين‌المللي و مساله تحريم‌ها مواجه بوده است. در نتيجه تحريم‌ها اتفاق جديدي براي ما نبوده که با ماهيت آن بيگانه باشيم. با اين وجود مسئولان بايد به دغدغه‌هاي ديگر جامعه و به‌خصوص مسائل جوانان نيز توجه جدي‌تر داشته باشند. در دهه‌هاي گذشته ما برنامه‌ريزي‌هاي مختلفي انحام داده‌ايم که يکي از آنها سند چشم‌انداز بوده است. با اين وجود همواره از اين سند عقب بوده‌ايم و موفق نشده‌ايم به‌خوبي اين سند را اجرايي کنيم.

مهمترين دليلي که بين نسل گذشته و نسل امروز فاصله ايجاد کرده چه مسائلي بوده است؟

در اين زمينه شايد فاصله ايجاد شده اما بيش از آنکه خود موضوع مهم باشد دلايل آن حائز اهميت است. دغدغه اصلي نسل انقلابي استقلال و آزادي بود. اين در حالي است که اين دغدغه همچنان نيز در بين جوانان وجود دارد. آيا نسل امروز به دنبال استقلال و آزادي نيست؟ پاسخ به اين سوال قطعا مثبت خواهد بود. جوانان امروز از مسائلي مانند جمهوريت و دموکراسي عبور نکرده‌اند و همچنان خواستار آن هستند. با اين وجود ما بايد گذشته خود را بررسي کنيم که چه بلايي بر سر دموکراسي آورده‌ايم که جوانان به دغدغه‌هاي ديگر فکر مي‌کنند. ما بايد با نگاهي به گذشته اين مساله را بررسي کنيم که چرا دغدغه‌هاي جوانان امروز تغيير کرده و توجه خود را به اين مفاهيم کليدي از دست داده‌اند. اين در حالي است که انسان براساس فطرت خود به دنبال آزادي است و آزادي يکي از دغدغه‌هاي هميشگي انسان بوده است. آرمان اوليه ما در انقلاب نيز مبتني بر همين مفاهيم بود. با اين وجود کوتاهي‌هايي در اين زمينه صورت گرفته که باعث شده نگاه نسل جديد نسبت به اين مفاهيم تغيير کرده باشد و يا اينکه در اولويت‌هاي نخست آنها قرار نداشته باشد. به نظر مي‌رسد بين نسل ابتداي انقلاب با نسل امروز فاصله به وجود آمده و اين فاصله نيز بيشتر به دليل عملکردي بوده که برخي مسئولان در گذشته داشته‌اند.

راه‌حل شما براي پرکردن اين فاصله و بازگشت اعتماد عمومي در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي چيست؟

بايد اين مساله براي مردم و جوانان مسجل شود که اصلاح کشور از راهي به‌جز انتخابات ميسر نيست و اگر قرار است اتفاق مثبتي صورت بگيرد تنها از راه انتخابات آزاد خواهد بود. نکته مهم در اين زمينه اين است که مردم بايد قدرت انتخاب داشته باشند و به صورت آزادانه گزينه‌هاي مورد نظر خود را انتخاب کنند. به همين دليل نهادهاي نظارتي بايد در برخي رويکردهاي گذشته خود تجديدنظر کنند و با سعه صدر بيشتري با گروه‌هاي سياسي برخورد کنند. نهادهاي نظارتي بايد صلاحيت افراد مختلف را براساس توانايي‌ها و تخصص آنها مورد بررسي قرار دهند. در چنين شرايطي است که افراد صالح و متعهد وارد مجلس خواهند شد. حضور افراد متعهد و صالح در انتخابات، مردم را به حضور در پاي صندوق‌هاي رأي تشويق مي‌کند. به همين دليل اگر قرار است مردم با شور و نشاط در پاي صندوق‌هاي رأي حضور پيدا کنند بايد همه جريان‌هاي سياسي را به يک چشم نگاه کرد تا ديدگاه‌هاي مختلف فکري و سياسي در انتخابات نماينده داشته باشند. کسي متولي فهم و درک مردم نيست. مردم ايران از درک و فهم بالايي برخوردار هستند و زماني که مشاهده کنند شرايط براي انتخاب افراد متعهد و متخصص در انتخابات فراهم است قطعا در انتخابات حضور پيدا خواهند کرد. نهادهاي نظارتي بايد به شکلي در انتخابات آينده عمل کنند که هيچ فرد باصلاحيتي به دلايل سياسي و يا کج‌سليقگي از حضور در انتخابات محروم نشود. در چنين شرايطي است که گردش نخبگان در جامعه به‌خوبي صورت مي‌گيرد و کساني در مسند کار قرار مي‌گيرند که از توانايي بيشتري براي حل مشکلات مردم برخوردار هستند. اگر اين اتفاق رخ دهد هم کارآمدي مجلس شوراي اسلامي بيشتر خواهد شد و هم اينکه مشکلات کلي کشور حل خواهد شد. حل‌شدن مشکلات کشور نيز ميزان اميد به آينده را در بين مردم و به‌خصوص جوانان افزايش خواهد داد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی