آرمان ملي: خبرگزاري رويترز گزارش داد؛ وزير خارجه بريتانيا در پي انتشار ويدئوي توقيف نفتکش انگليسي توسط ايران خواستار آزادي اين کشتي شده و مدعي شد: «اگر ايرانيها ميخواهند از تاريکي بيرون آمده و به عنوان يک عضو مسئول جامعه جهاني پذيرفته شوند، بايد به سيستم قانونمند جامعه جهاني پايبند باشند. نميشود کشتيهاي خارجي را به طور غيرقانوني توقيف کرد.» در حالي چنين ادعاهايي از سوي لندن مطرح ميشود که نيروهاي انگليسي در جبلالطارق نفتکش ايراني را با اين ادعا که به مقصد سوريه در حرکت بوده توقيف کرده و تاکنون اقدامي به منظور آزادي آن انجام ندادهاند. به همين منظور «آرمانملي» گفتوگوي کوتاهي را با سيدهادي برهاني استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران ترتيب داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه برخي از کارشناسان تامين امنيت در خليج فارس را نيازمند تعامل 8 کشور منطقه به ويژه ايران و عربستان ميدانند، تا چه ميزان کاهش تنش و همکاري ميان کشورهاي منطقه به صلح و ثبات منطقهاي کمک ميکند؟
شکي نيست بزرگترين دليلي که موجب شده قدرتهاي فرامنطقهاي در منطقه خليج فارس جاي پايي پيدا کنند اختلاف ميان کشورهاي منطقه است. اگر به جاي خصومتها دوستي و همکاري ميان کشورهاي منطقه حاکم بود بدون شک هيچ قدرتي خارج از منطقه چنين فرصتي براي حضور و دخالت پيدا نميکرد. بنابراين استراتژي کشورهاي منطقه ميبايستي به گونهاي باشد تا وضعيت تخاصمي به همکاري مبدل گردد. ايران در منطقه خليج فارس اصطلاحا برادر بزرگتر است. بنابراين بايد چنين نقشي را ايفا کند. لذا تهران ميبايستي تلاش کند تا اختلافات با کشورهاي منطقه به کمترين ميزان ممکن برسد به گونهاي که اين اختلافات و خصومتها به دوستي و همکاري منجر شود. اين رويه پيشنيازهايي دارد؛ اينکه ميبايستي تمامي کشورهاي منطقه يکديگر را به رسميت بشناسند و در اين نقطه به اشتراک منافع برسند.
در اين شرايط بهترين انتخاب انگليس چه ميتواند باشد؟
بريتانيا بايد بپذيرد در مساله توقيف نفتکش ايراني مرتکب اشتباه شده است. بريتانيا با چنين اقدامي به اعتبار و آبروي خود در ميان مردم ايران لطمه بسيار بزرگي وارد کرده است. توقيف نفتکش ايراني در جبل الطارق نه تنها از نظر ايران بلکه از نظر اتحاديه اروپا نيز وجهه قانوني ندارد. لذا اگر بريتانيا به دنبال اصلاح امور است بايد درصدد اصلاح اين اقدام فراقانوني خود برآيد. بهترين انتخاب بريتانيا براي حل مشکل کنوني اين است که اشتباه خود را اصلاح کند. لندن بايد بداند در وضعيت کنوني که دارد نميتواند راهکاري را به تهران تحميل نمايد.
با توجه به آنکه ترامپ در يکي از آخرين توئيتهايش مدعي شده «بهخاطر داشته باشيد ايرانيها هرگز در جنگي پيروز نشدهاند اما هرگز در مذاکرهاي هم شکست نخوردهاند.» اين موضع ترامپ تهديد به جنگ و يا دعوت به مذاکره است؟
ترامپ به دنبال آن است تا اين پيام را بدهد که بهتر است تهران راه جنگ را در پيش نگيرد. پيش از اين نيز مدعي شده بود که قدرت نظامي آمريکا در بالاترين سطح در جهان قرار دارد، بنابراين بهتر است ايران راه مذاکره را انتخاب کند. لذا اينگونه مطرح داشته که ايران در مذاکره ماهر است. به اين ترتيب ترامپ به دنبال آن است که ايران را تشويق به مذاکره کند. ترامپ دنبال آن است تا به هر ترتيب ممکن ايران را پاي ميز مذاکره بکشاند.
تهران براي خنثي کردن سناريوي تحريم واشنگتن چه استراتژي مشخصي را در دستور کار خود دارد؟
نميتوان گفت که تحريمها تاثيرگذار نبوده است، اما اين تاثيرات به اندازهاي نبوده است که آمريکاييها توقع داشتهاند. آمريکاييها زماني که تصميم گرفتند اين تحريمها را تحميل کنند فکر ميکردند اين تحريمها کمر ايران را شکسته، اقتصاد را متلاشي، مردم را به خيابانها کشانده و تهران را وادار به تسليم شروط آمريکاييها ميکند. اما واقعيت اين است که چنين روندي بهوقوع نپيوست. همچنين چشم انداز اقتصاد ايران نيز نشان ميدهد پيشبينيهاي آمريکاييها به اين سادگيها قابل تحقق نيست. بنابراين آمريکاييها در مورد ايران دچار اشتباه محاسباتي شده و فريب افرادي همچون بولتون و نتانياهو را خوردند. لذا نه تنها پيشبينيهاي واشنگتن نسبت به تهران درست از آب در نيامد بلکه ايران از منافع مردم و تماميت ارضياش به خوبي دفاع کرده است. اگر بخواهيم نگاهي به آينده داشته باشيم ايران از نظر اقتصادي در شرايط سختي قرار دارد و تحمل اين شرايط براي مردم آسان نيست. لذا در زمينه کمبودهاي مردم، مسئولان کشور ميبايستي تدبيري بينديشند. همچنين براي آنکه ايران بتواند از اين مرحله عبور کند، تعامل با دنيا مساله بسيار مهمي است. بايد ديپلماسي رسمي و عمومي کشور فعالتر شود. بنابراين در اين چارچوب تحرکي که کشورمان در عرصه ديپلماسي بينالمللي داشته و نقشي که ايران در چنين چارچوبي دنبال ميکند بسيار مهم است. با حضور کساني همچون دکتر ظريف در راس هرم دستگاه ديپلماسي کشور ميبايستي به گونهاي حرکت کنيم که از مواضع تحريکآميز و مواضعي که مورد قبول جامعه جهاني از جمله اروپا و کشورهاي منطقه نيست بپرهيزيم. بايد مواضعمان را بر روي افراطگراييهاي ترامپ و نتانياهو متمرکز کنيم. نبايد اين حوزه را گسترش دهيم چون موجب ميشود تا کشورهاي ديگري به اجماعسازي ترامپ بر ضد ايران بپيوندند. چنين رويکردي کمک ميکند تا بتوانيم آمريکاي ترامپ را مهار کنيم.