آرمان ملي: فدراسيون کشتي طي روزهاي گذشته بالاخره رئيس جديد خود را شناخت و عليرضا دبير بر مسند رياست اين فدراسيون تکيه زد. اکبر فلاح پيشکسوت و مربي کشتي کشورمان در خصوص تغييرات فدراسيون کشتي صحبت کرد.
درباره حضور حميد سوريان بهعنوان نايبرئيس فدراسيون کشتي چه نظري داريد؟
طبيعي است که وقتي يک رئيس روي کار ميآيد، بهدنبال آن تغيير و تحول هم در مجموعه اتفاق ميافتد. اين حق طبيعي دبير يا هر رئيس فدراسيوني است که وقتي در رأس کار قرار ميگيرد, ترجيح دهد که با تيم خودش کار کند. زماني که دبير بهعنوان نامزد رياست فدراسيون کشتي با روساي هياتها صحبت ميکرد، سوريان هم در کنارش بود و پيشبيني ميشد که پس از رسيدن دبير به صندلي رياست، او يکي از ارکان فدراسيون شود. اين روند از قديم تا به امروز به همين صورت بوده و معمولا هرکسي که روي کار ميآمد، تيم خودش هم پس از مدتي در کنارش قرار ميگرفت. اينکه بگوييم يک رئيس فدراسيون به هيچ عنوان دست به تغيير و تحولات نميزند، شايد کمي شعارگونه است. سوريان قهرمان جهان و المپيک است و در قدمت 70 ساله کشتي در ايران، يکي از پرافتخارترين کشتيگيران است. از طرفي او فرد باهوشي هم است و قطعا خودش و آبروي چندسالهاش را به خطر نمياندازد. بهطور حتم کارايي لازم را داشته که دبير به او اعتماد کرده و خودش هم اين مسئوليت را پذيرفته است. قطعا در حين انجام کار، آزمون و خطاهايي صورت ميگيرد و هر جاي کار هم اشکالي داشته باشد، آن را برطرف ميکنند و خود سوريان هم با توجه به اينکه سابقه مديريتي ندارد؛ اما به مرور زمان باتجربه ميشود.
شرايط کشتي پس از روي کار آمدن عليرضا دبير بهعنوان رئيس فدراسيون چگونه است؟
کشتي در چند سال اخير بالا و پايين زيادي داشته است و قطعا کسي که هدايت اين فدراسيون را برعهده گرفته، کار سختي را پيشرو خواهد داشت؛ اما اگر از همان ابتدا با برنامه جلو بيايد، قطعا شرايط تغيير خواهد کرد. متاسفانه در چند سال اخير قانونمندي، حلقه گمشده کشتي ايران است. هر کسي روي کار آمده، بهصورت ديمي کار کرده و هيچ قانوني در رأس کار نبوده است. من آرزو ميکنم که در دوره جديد، شرايط تغيير کند، فرقي هم نميکند چه خادم باشد چه دبير، هر کسي که روي کار ميآيد، بايد توجه ويژهاي به قانونمندي داشته باشد تا بتواند کشتي را به سرمنزل مقصود برساند.
در مورد استعفاي عليرضا رضايي از هدايت تيم اميد چه نظري داريد؟
بهنظرم رضايي، کاري حرفهاي انجام داد. همانطور که گفتم هر رئيس فدراسيون وقتي روي کار ميآيد، دست به تغييرات ميزند. شايد عليرضا رضايي هم با استعفايش اين شرايط را براي دبير فراهم کرد تا هر کسي را که طبق نظر خودش باشد، روي کار بياورد اما اينکه رضايي گفته است بهخاطر دخالتهاي محسن کاوه مدير تيمهاي ملي از سمت خود استعفا کرده، من آن را قبول ندارم چرا که کار مديرفني دخالت در امور همه تيمهاست. او خودش بايد ورزشکاران را بشناسد و آنها را به تيم اضافه کند. اگر قرار باشد که مدير فني هيچ دخل و تصرفي در امور تيمها نداشته باشد، دليلي هم براي وجود چنين فردي در يک تيم نيست و سرپرست و سرمربي کارها را پيگيري ميکردند؛ اما اين مدير فني است که همه شرايط را بررسي ميکند و به سرمربي ميگويد فلان ورزشکار اضافه شود. بنابراين من دليل استعفاي رضايي را قانعکننده نميبينم.
قهرمان نامدار وزنهبرداري ايران گفت: سال 94 با باشگاه «ياسين پيشرو» قرارداد داشتيم و از آن زمان هنوز از اين تيم طلب داريم. بهداد سليمي درباره مطالبات خود از باشگاه ياسين پيشرو گفت: اين تيم در سال 94 در ليگبرتر وزنهبرداري تيمداري کرد. من، علي هاشمي، سهراب مرادي، بهادر مولايي و مجيد عسگري در ترکيب اين تيم بوديم. متاسفانه با گذشت چهار سال اين باشگاه هنوز حق و حقوق ما را پرداخت نکرده است و حاضر نشد با وزنهبرداران تسويه حساب کنند. وي گفت: البته اين باشگاه منحل شده است، اما بههر حال وابسته به يک شرکت دارويي است و بايد حق و حقوقي که مربوط به ماست را پس از چهار سال بپردازد. کل بدهي وزنهبرداران به اين باشگاه تقريبا نزديک به 120 ميليون تومان است که من خودم 20 ميليون از اين باشگاه طلب دارم. البته پيش از اين ما اين موضوع را در کميته انضباطي فدراسيون هم پيگيري کرده بوديم و اين باشگاه محکوم شده بود و حالا با شکايت ما اين باشگاه محکوم و ملزم به پرداخت بدهي شده است. قهرمان نامدار وزنهبرداري همچنين در مورد هدايت تيم رازي و وزنهبرداراني که جذب کردند، اظهار کرد: حضور در اين تيم نخستين تجربه مربيگري من است و اميدوارم که بتوانم مثمرثمر باشم. البته نام تيم ما از بيمه رازي به ايرانمال تغيير پيدا کرده است، اما مالکيت باشگاه عوض نشده و تنها اسم آن تغيير کرده است. کيانوش رستمي و سعيد عليحسيني هم به ترکيب تيم ما اضافه شدهاند. تيم ترکيبي از بازيکنان باتجربه و جوان است و اميدوارم که بتوانم با اين تيم در ليگبرتر نتيجه بگيرم.