برخي معتقدند اين روزها دولت با افت سرمايه اجتماعي مواجه شده و با توجه به وضعيت کنوني شاهد افت مشارکت در انتخابات خواهيم بود. ارزيابي شما چيست؟
ايران و جغرافياي ايران قدرتي منطقهاي محسوب ميشود. اين قدرت پايدار و دائمي است و در زمانهاي مختلف اين قدرت بروز و ظهور پيدا ميکند. در اين ميان گرفتاريها پديد ميآيد؛ ممکن است دولتي توانايي خدمت نداشته باشد يا همان طور که اين روزها ميگويند سرمايه اجتماعي خود را از دست داده باشد، اما بايد توجه کرد اين سرمايه اجتماعي دولت است که کم شده، نه سرمايه اجتماعي کشور. کشور پتانسيل عظيمي دارد که مشروطه را به وجود آورده، نفت را ملي کرده، براي انقلاب مبارزه کرده و جنگ تحميلي را با سربلندي پشت سر گذاشته تا امروز بهعنوان قدرتي سياسي در منطقه و دنيا شناخته شده. اين قدرت به چشمه جوشان مردم وصل است و مردم با شناخت خوب از دنيا، کشور و سياست به رغم تغيير دولتها و حکومتها همواره رو به جلو حرکت کردهاند. من بهعنوان انساني 80ساله که از مشروطه تا امروز را به خوبي ميشناسم و در بسياري از مقاطع تاريخي حاضر و ناظر بودهام به شما ميگويم مهم سرمايه اجتماعي ملي است، دولتها ميآيند و ميروند و مردم همچنان همان مردم قدرتمند هستند. در اين شرايط که کشور با مشکلات عظيمي از درون و بيرون روبهروست، مردم خوب ميدانند که بايد با استفاده از تجارب گذشته و درس گرفتن از برخي اشتباهات، در اداره امور داخلي کشور مشارکت داشته باشند. مردم ميدانند که حضور آنها در انتخابات به افزايش قدرت کشور در منظر جهان خواهد انجاميد و قطعا در انتخابات شرکت خواهند کرد. بايد توجه را به مشکلات اصلي معطوف کرد.
گفتيد بايد توجه به مشکلات اصلي باشد. مشکلات اصلي کشور امروز چيست؟
اصليترين مشکل امروز کشور آن است که حقوق عامه توسط برخي از خواص تخريب ميشود؛ يعني حقوق عمومي مردم بهطور دائم مورد تهاجم لايههايي از گروهها، احزاب و اشخاص قرار ميگيرد. اين روند به تضعيف روند کشور ميانجامد. در فقه ميگوييم حقوق عامه بر حقوق خواص ترجيح دارد، اما امروز شاهد مصاديقي نظير گراني، فساد، رانت خواري و ترجيح منافع گروهي بر منافع ملي هستيم. گروههاي خاص به قاعده جامعه حمله ميکنند و منافع عمومي را از بين ميبرند. يکي ديگر از معضلات برخي تبعيضهايي است که وجود دارد. اخيرا در دادگاه يکي از مفسدان اقتصادي، قاضي ميگفت شما جواني 27ساله هستيد اما در هيات مديره 15 شرکت عضويت دارد. بدون وجود يک حامي قوي اقتصادي و سياسي يک انسان چگونه ميتواند اينقدر سمت داشته باشد؟ اين مصاديق زياد است. ما نتوانستيم از تجربه خود براي کشورداري بهصورت عام استفاده کنيم. هر حزبي اختيار بخشي از قدرت را در اختيار گرفته و بهدنبال منافع خود است. مشکلات مديريتي نيز بيداد ميکند.
چرا فکر ميکنيد مشکلات مديريتي بيداد ميکند؟ مشکل در کجاست؟
مديريت در کشور ما بخشينگرانه است. بخشينگري در کشور هم بخش را از بين ميبرد و هم دولت را. براي نمونه در ابتداي دولت آقاي روحاني سهم بهداشت و درمان 16هزارميليارد تومان بود، اما رئيسجمهور تصميم گرفت اين بودجه را به 100هزارميليارد افزايش دهد. اين نوع مديريت دوره کوتاهي جواب ميدهد و رضايت عمومي را پديد ميآورد اما بعد آسيبي به اقتصاد کشور ميزند که به سختي قابل جبران است. يا براي مثال در دولت آقاي احمدينژاد، همين بخشينگري در حوزه مسکن و ساخت و ساز ظهور و بروز پيدا کرد. دولت شروع به ساخت مسکن در ابعاد کلان کرد و مبالغ هنگفتي از حقوق عامه را به اين بخش اختصاص داد. به رغم صرف اين مبالغ هنگفت، پروژه مسکن مهر چندان نتيجه بخش نبود و ضرر آن از جيب تمام ملت پرداخت شد. در تمام دوراني که فرصت داشتم دولتها را از نزديک بشناسم، هر دورهاي اين بخشينگري وجود داشته. يعني بخشي از دولت بهصورت غيرعادي تقويت شده و دولتمردان از توجه به ديگر بخشها و مسائل کشور غافل بودهاند. يکي از بزرگترين غفلتها در حوزه آموزش. پرورش بوده. 60 سال است که هيچمشکلي از آموزش و پرورش حل نشده و هر وزيري که ميآيد مدتي کار ميکند و بعد ميبيند مساله و مشکل بسيار عميق است و ميرود. اين نشان ميدهد که دولتها در اداره کشور آن چنان توفيقي نداشتند، اما مردم پاي کشور ماندهاند. کشور متعلق به آحاد ملت بوده و راز ماندگاري نيز در همين است. بايد همدلي و انسجام در مردم تقويت شود.
مسئولان مدام ميگويند مردم وحدت داشته باشند و همدل و همراه عليه دشمن فعاليت کنند اما در رفتار خودشان آن تلاش براي همدلي ديده نميشود و بر عکس شاهد برخي رفتارهاي وحدتشکنانه هستيم. چرا اينگونه است؟
جريانهاي سياسي فکر ميکنند همدلي به آن معني است که رقيب بيايد تمام و کمال تابع ما باشد و هرچه ما ميگوييم بگويد چشم و اعتراضي نکند. اگر مسئولي اينطور فکر ميکند، حرفي که ميزند ارزشي نخواهد داشت. مردم همدل هستند و عليه ظلم و قدرتهاي خارجي يک صدا هستند اما قدرتهاي سياسي اين گونه نيستند. جريانهاي سياسي بايد نماينده و بخشي از مردم باشند، اما متاسفانه اينجا برعکس است و اين جريانها خواستار فرماندهي تمام و کمال به مردم هستند. تا زماني که بهدنبال فرماندهي باشند، همدلي نتيجه نخواهد داشت. من بهعنوان سياستمداري 80ساله ميگويم اگر با مردم بوديد، موفق خواهيد شد و اگر بهدنبال امتيازات خاص و رفتارهاي جناحي بوديد، شکست ميخوريد. امتيازطلبي در هر زمينهاي انسان را از راه درست دور ميکند.
شما روزگاري وزير نفت بوديد. عملکرد وزارت نفت در دوره کنوني به خصوص پس از اعمال تحريمها را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اول بايد به تاريخچه اين صنعت رجوع کنيم. صنعت نفت مجموعه بسيار ارزشمندي است که باسابقهترين سيستم اداري کشور را دارد. بيش از 100 سال است که چاههاي نفت مسجدسليمان فوران ميکند و استعداد عظيمي در اين حوزه وجود دارد. عزيزان نفت بسيار خوب اين صنعت را پيش بردند. نفت در اواخر دهه 20 ملي شد. کارکنان نفت نقش غيرقابل انکاري در اين ملي شدن صنعت نفت داشتند. در انقلاب اسلامي، کارکنان نفت گل کاشتند. در زمان جنگ که من وزير بودم، همه جوره تلاش کردند و صنعت را سرپا نگه داشتند. در زمان جنگ يک روز هم صادرات نفت متوقف نشد. خاطرم ميآيد يک روز در زمان جنگ به کارکنان گفتم زيبنده نيست با وجود شما، بنزين و گازوئيل و نفت سفيد در کشور کمياب و گران شود. به يک هفته نکشيد، آن قدر تلاش کردند که مشکل حل شد. يا مشکلي در پنج چاه نفت در خليج فارس به وجود آمده بود و قادر به مهار آتش سوزي نبوديم. نماينده يک شرکت آمريکايي در دوبي به من زنگ زده بود که 20ميليون دلار ميگيرم و چاههاي نفت شما را خاموش ميکنم. اين موضوع را در پالايشگاه تهران مطرح کردم، چند ماه بعد همين پنج چاه را به حالت عملياتي رساندند. مجموعه نفت پراستعداد و توانمند است. امروز هم همان وضعيت حاکم است. آقاي زنگنه به خوبي تلاش ميکند و تمام جوانب امر را در نظر گرفته است. من به موفقيت صنعت نفت در ادامه کار ايمان دارم؛ چراکه کار نفت کار کارشناسي و علمي است و با علم پيش ميرود. چندي پيش نيز جلسهاي با وزير نفت داشتيم. ايشان در مورد بازاريابيهاي اخير نفت در شرايط تحريم توضيحاتي ارائه کردند که بهنظر من بسيار بهتر از دورههاي قبل اداره ميشود. نفتيها تصميم گرفتهاند شريک بيروني و رانتخوار نپذيرند و اين بسيار خوب است. توضيحات آقاي زنگنه بهگونهاي بود که تمامي مطالبي که به ذهن ما بهعنوان وزراي پيشين اين صنعت ميرسيد، در برنامههاي ايشان ديده شده. تيم وزارت نفت، نهايت تلاش خود را انجام ميدهد و از طرفي در برابر هر نوع باج خواهي ايستاده است.
تخريبها عليه وزارت نفت را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ هدف تخريبکنندگان از حمله به وزارت نفت و شخص آقاي زنگنه چيست؟
در کشور آزادي وجود دارد. عدهاي بهدنبال جانشيني آقاي زنگنه هستند يا فکر ميکنند ميتوانند در دولتهاي بعدي در اين حوزه مشغول به کار شوند در نتيجه انتقادي مطرح ميکنند. اين موضوع اشکالي ندارد. اشکال اصلي آنجاست که برخي در روند کار وزارت نفت دخالت ميکنند و با ناآگاهي منافع ملي را تحت تاثير قرار ميدهند. رانتخواران رحم ندارند و تلاش ميکنند تا حوزه نفت را در اختيار بگيرند. کسي ميآيد و ميگويد نفت را ميبرم و 10 دلار زير قيمت ميفروشم. فردا ميآيد و مدعي ميشود 12 دلار زير قيمت فروخته و دست دولت به هيچجا بند نيست. نبايد نفت را دست اين رانتخواران داد و عملکرد دولت در اين حوزه قابل دفاع است. چوب لاي چرخ مديريت نفت گذاشتن صحيح نيست. امروز وزارت نفت با صادرات محصولات مختلف از نفت خام گرفته تا محصولات پتروشيمي تنها نانآور کشور است و شما ميبينيد که همين وزارت نفت سالي بيش از 40ميليارد دلار صادرات پتروشيمي دارد که در دوره جنگ صادرات نفت ما 20ميليارد دلار هم نميشد. من تخريبها عليه وزارت نفت و وزير را سياسي ميپندارم و کارگران و کارمندان و مديران نفت را باعث افتخار کشور ميدانم. رقابت يک اصل در دنياي سياست و بازي قدرت است. درواقع سياست را نميتوان جدا از رقابت تعريف و تبيين کرد. با اين همه بيتوجهي به شرايط و زمان رقابتهاي سياسي را به رفتارهاي ويرانگر تبديل ميکند. بهطور معمول رقابت جريانهاي سياسي با يکديگر بر سر اين است که بتوانند جايگزين يکديگر شوند و قدرت را به دست گيرند. اين در حالي است که اگر اين رقابت در شرايط دشوار و خاص صورت گيرد، نه تنها مفيد نخواهد بود، بلکه مجموعه قدرت را تضعيف خواهد کرد. بهنظر من رقابت در شرايط کنوني تحريم آن هم توأم با هجمه عليه رقيب، حرام است. اي کاش کساني که اين روزها به دولت و وزراي کابينه حمله ميکنند، بهدنبال جايگزيني دولت نباشند.
آمريکا تلاش ميکند که صادرات نفت ايران را به صفر برساند و هر روز نيز بر فشار تحريمها عليه ايران ميافزايد. واشنگتن حتي معافيتهاي تحريمي خريداران نفتي ايران را لغو کرده و ايران مجبور به استفاده از راههاي ديگر براي صادرات نفت است. با توجه به شرايط فعلي آينده صنعت نفت به کجا خواهد رسيد؟
نفت، متاعي ارزشمند در دنياست و هميشه هم مشتريهاي خاص خود را داشته است. زماني که من وزير نفت شدم، مجلس سوال کرد که چگونه اداره نفت را برعهده ميگيري و چگونه اين محصول را خواهي فروخت. من به نمايندگان گفتم روزي 60ميليون بشکه نفت در جهان فروخته ميشود و دست من شکسته باد اگر نتوانم روزي دوميليون بشکه به فروش برسانم. آن زمان امکانات امروز را هم در اختيار نداشتيم و حتي از داشتن نفتکش محروم بوديم. با اين حال ظرف يکي دو سال مشکلات با برنامهريزي حل شد. بنابراين نفت مشتري زياد دارد و امروز ايران نيز امکانات فراواني دارد. هرچند که تحريم هستيم و مشکلاتي قانوني در جهان وجود دارد، وقتي روزي 110ميليون بشکه نفت در جهان فروخته ميشود، ايران نيز ميتواند از راههاي جانبي فروشي حداقلي داشته باشد تا در آمد خود را تامين کند. خوب است که تلاش کنيم فروش نفت در انحصار دولت نباشد اما بايد حواسمان به مشکلات رانتي و کلاهبرداريهاي برخي افراد باشد که سعي ميکنند آب را به جاي نفت بفروشند. مصرفکنندگان نفت نيز فقط دولتها نيستند. اگر خاطرتان باشد گروه تروريستي داعش نيز حتي ميتوانست نفت بفروشد. ايران که يک حکومت مشروع قانوني و مردمي و توانمند است و صد در صد خواهد توانست که گليم خود را از آب بيرون بکشد. در بازار جهاني امروز فروش يکي دوميليون نفت کار سختي نيست. کاش برخي جريانهاي سياسي تلاش خود را براي کمک به اداره دولت بگذارند، نه امتيازگيري.
تحليل شما از وضعيت کنوني کشور و شرايطي که به آن دچار هستيم چيست؟ آيا در شرايط بحران قرار داريم يا هنوز نميتوان به وضعيت امروز بحران اطلاق کرد؟
دستگاه اجرايي و دستگاه قانونگذاري کشور يعني دولت و مجلس شوراي اسلامي در وضعيت بحران قرار دارند و شرايط سختي را سپري ميکنند، اما نميتوان وضعيت کلي کشور و مردم را بحراني دانست. بايد تفاوتي ميان انقلاب اسلامي و دستگاههاي اداره کشور نيز قائل شد، همان گونه که اين تفاوت هميشه در طول تاريخ وجود داشته است. هميشه دولتها که مستعجل ميشدند و نميتوانستند روابط مناسبي با عامه مردم برقرار کنند، دچار بحران ميشدند و مشکلات زيادي برايشان پيش ميآمد. جامعه اما اين گونه نبود و خيلي زود وضعيت آن بحراني نميشد. کشور ما پتانسيل زيادي دارد و امروز در نقطهاي هستيم که نسبت به همه دورانهاي گذشته، قويتر هستيم و ظرفيتهاي بيشتري داريم. سياستمداران ما امروز دوراني بحراني را طي ميکنند و با توجه به فشارهاي خارجي و مشکلات داخلي شرايط سختي را از سر ميگذرانند. بايد تا زماني که بحران به ميان مردم نرسيده در راستاي عبور از آن راهکارهايي انديشيد.
و سخن پاياني؟
دولت هرچقدر توان داشته باشد، ميتواند از استعداد عمومي بهره ببرد. کشور ما پتانسيل و قدرت زيادي دارد و اين به دولتها بستگي دارد که تا چه ميزان از اين استعداد عمومي بهره ببرند. امروز شرايط سختي در کشور حاکم است، تحريم وجود دارد و مردم در مضيقه هستند اما من يقين دارم مردم ما از اين پيچ تاريخي نيز با قدرت عبور ميکنند و با سربلندي از اين چالش بيرون ميآيند. تاکيد من بر قدرت جمعي مردم ايران و پيشينه و تمدن اين مردم است. طي 40 سالي که از عمر انقلاب ميگذرد، مردم تجربيات بسياري از مديران جوان، ميان سال و پير ديدهاند، اما از هيچکدام خيري نديدهاند؛ در اين سالها مردم دائما از مديران کشور آسيب ديدهاند. بايد بر قدرت مردم تکيه کرد و اگر اين اتفاق بيفتد يقينا مشکلات حل خواهد شد.