زماني که کشوري چون آمريکا به صورت يکجانبه از برجام خارج ميشود، شديدترين تحريمهاي تاريخ را عليه ايران اعمال ميکند و رهبر ايران را در ليست تحريمهاي خود قرار ميدهد، نبايد انتظار داشته باشد که امکان سفر وزير امور خارجهاش به تهران مهيا باشد. وقتي امکان سفر وزير امور خارجه آمريکا به ايران مهيا خواهد شد که تغييري جدي در سياستهاي آمريکا در قبال ايران ايجاد شود؛ يعني اگر سياستهاي خصمانه آمريکا دست کم به سياستهاي خنثي تغيير کند، آنگاه ممکن خواهد بود که در خصوص سفر وزير خارجه اين کشور به ايران مذاکراتي صورت گيرد. اين روزها که فضاي روابط ايران و آمريکا اين گونه سياه و ملتهب است و به گفته ترامپ تا آغاز جنگ تنها 10 دقيقه فاصله وجود داشت، چگونه است که وزير خارجه اين کشور ناگهان عزم ايران ميکند و تصميم ميگيرد با رسانههاي ايراني سخن بگويد. پمپئو اگر خواهان سخن گفتن با مردم ايران است، راههاي زيادي پيش روي خود دارد. از رسانههاي بينالمللي گرفته تا رسانههاي فارسي زبان خارج از کشور همه آمادهاند تا سخنان او را پخش کنند، اما او از حضور در تهران سخن ميگويد. مقامات ايراني بارها گفتهاند که صرفا به دنبال برپايي يک نمايش مذاکره نيستند و مذاکره بايد هدف و نتيجه داشته باشد. آمريکاييها تلاش دارند با مطرح کردن پيشنهاد سفر پمپئو به تهران در فضاي ديپلماسي عمومي به نوعي تهران را تحت فشار قرار دهند. آنها متوجه شدهاند که در حال حاضر در بين مردم ايران احساسات و گرايشهاي ضد آمريکايي به شدت گسترش پيدا کرده؛ نه فقط گروههاي مذهبي که حتي سکولارها و ليبرالها نيز امروز مذاکره با آمريکا را امري بيفايده تلقي ميکنند و از اقدامات دولت ترامپ گلهمندند. در نتيجه ميخواهند با طرح سفر پمپئو به تهران بازي را برگردانند و شرايط را به نفع خود عوض کنند. در حالي که تحريمها، منع سفر اتباع ايراني به آمريکا و برخي ديگر از رفتارهاي تيم سياست خارجي ايالات متحده، مستقيما همه مردم ايران را هدف قرار گرفته و به همين سبب از منظر ديپلماسي عمومي در موضع ضعف قرار دارند. اين موضوع در رسانههاي آمريکايي نيز بازتاب پيدا کرده و اين رسانهها دولت ترامپ را به سبب خروج از برجام و چالش آفريني در خاورميانه نکوهش ميکنند. آمريکا تلاش دارد ايران را کشوري بسته و مخالف مذاکره نشان دهد اما ادبيات رسانههاي جهان از آمريکا گرفته تا اروپا چنين قضاوتي را از ايران ندارد. نگاهي به رسانههاي آمريکايي نشان ميدهد که دولت آمريکا به دليل خروج يکجانبه از يک توافق بينالمللي در موضع نقد قرار دارد و قضاوت افکار عمومي در جهان به نفع ايران است. به طور کلي تلاشهاي ايالات متحده در عرصه ديپلماسي عمومي با شکست مواجه شده و به همين دليل وزير خارجه آمريکا بعد از 40 سال خواستار حضور در تهران شده؛ اتفاقي که حتي پيش از امضاي برجام نيز رخ نداد. اگر سياست تبليغاتي آنها جواب داده بود و جامعه جهاني ايران را مقصر برهم خوردن برجام ميدانست آمريکاييها نياز پيدا نميکردند که به تهران سفر کنند. تمام آن سياستها در عرصه ديپلماسي عمومي شکست خورده و به همين دليل طرح سفر به تهران مطرح ميشود.