يکي از بزرگترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي در اين 40سال، برگزاري نماز جمعه بوده است. اين نمازجمعه، تريبوني دارد که از طرفي با رهبري ارتباط دارد و از طرف ديگر مردم؛ يعني نماز هفتگي مردمي، ولايي و حکومتي است. نماز جمعه آنچنان جايگاه رفيعي دارد که در قرآن هم سورهاي با نام «جمعه» داريم که مومنين در آن به نماز جمعه دعوت شدهاند؛ «اذا نودي الي الصلاه من يومالجمعه...» ائمه جمعه بايد در اين نماز جمعه مردمي- حکومتي، همه ابعاد حکومت و جامعه را در نظر بگيرند، چون نماز جمعه حکومتي است پس خطيبان هم بايد خطيب نظام و مردم باشند؛ يعني بايد هم سخنگوي مردم باشند و هم حکومت. نبايد که خدايي نکرده، سياستزده يا شخصيتزده شوند. هر امام جمعهاي در آغاز صحبت موظف است عبارت «اوصيکم علي نفسي بتقويا...» را مطرح کند. البته امام جمعه حق نقد دارد. نقد همراه با خيرخواهي و پيشنهاد؛ يعني بهجز بيان دردها، درمان هم بيان شود. بايد بهگونهاي سخن بگويد که جامعه دعوت به اسلام و آسايش شود. تا بالاخره خطبه دين و انقلاب شکل بگيرد. اگر منصف باشيم بايد به خطبههاي نماز جمعه توجه کنيم و بعد نقد کنيم، در همه خطبهها گاهي ايراداتي وجود دارد، اما چون امام جمعه بهجز دو رکعت ديگر، خطبههايي را ميخواند، بايد حواسش باشد که خدايي نکرده اشتباهي را مرتکب نشود تا انشاءا... اعتقاد، اخلاق و احکام رعايت شود. در واقع انسان موجودي خطاکار است و نياز دارد تا کسي به او تذکر بدهد. حالا ميخواهد وجدانش باشد يا کسي ديگر. رهبري همانطور که به شوراي نگهبان و... تذکر ميدهند، به ائمه جمعه هم تذکر ميدهند. تذکر امري طبيعي است و همه ما در زندگي به آن نياز داريم. بحث جوانگرايي مدنظر رهبري در تريبونهاي نماز جمعه را بايد جدي گرفت. جمعيت نسبت به گذشته افزيش پيدا کرده و ما در دوران ارتباطات قرار داريم. دنيا تبديل به يک دهکده شده است، به همين ترتيب ائمه جمعه بايد هم از نسل گذشته و هم نسل جديد باشند. اگر از نسل گذشته هستند بايد هواي نسل جديد را داشته باشند تا بتوانند جاذبه داشته باشند و مردم را به نماز جمعه بکشاند. بنابراين، هم بايد هواي نسل جديد را داشت و هم نسل قديم.