بستن

سایه تخریب بر سر خانه‌های تاریخی شهر

سایه تخریب بر سر خانه‌های تاریخی شهر
آرمان ملی- وحید استرون: سال‌هاست که موضوع تخریب و فروش خانه‌های افراد سرشناس و هنرمندان، توسط وراث، مالک خصوصی و شهرداری به یکی از موضوعات پربحث در فضای مجازی و رسانه‌ها تبدیل شده است؛ خانه‌هایی که در حقیقت نمادی از جاری‌بودن روح زندگی در شهر به حساب می‌آیند و یاد و خاطره افرادی که چند دهه پیش در آن بزرگ شده‌اند را همواره زنده می‌کند. در چند روز گذشته خبرهایی از تخریب خانه شاملو در منطقه شش تهران اعلام شد و حالا مردم نگران این موضوع هستند که این خانه سرنوشتی مشابه با خانه مادری ابتهاج در رشت پیدا کند. روز گذشته (6 تیر) مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه شش این خبر را تکذیب کرد و گفت: «هیچ‌گونه مجوزی برای تخریب خانه شاملو صادر نشده و شهرداری این منطقه درصدد حفظ این خانه به شکل موجود است.» البته پیش‌تر همسایگان این خانه تاریخی اعلام کرده بودند که شهرداری منطقه شش نسبت به صدور مجوز برای تخریب این بنا اقدام کرده است که در این راستا میراث فرهنگی مکاتبه‌ای با شهرداری منطقه شش داشته است.

تصوير تخريب منازل قديمي آنقدر در کوچه پس کوچه‌هاي تهران تکراري شده که اگر کسي از خيابان فلسطين جنوبي نبش خواجه نصير عبور کند، نه صداي پتک توجه‌اش را جلب مي‌کند و نه اهميتي برايش دارد که روزي اين خانه زيباي متعلق به هدايت‌الله متين دفتري پسر احمد متين دفتري و نوه دکتر محمد مصدق بوده، مگراينکه هر روز و سال‌ها چشمش به خانه افتاده باشد که بگويد حيف، اين را هم خراب کردند! هر چند خانه پدري او يعني احمد متين‌دفتري پايين‌تر از خيابان جمهوري در فلسطين جنوبي و در نبش خيابان فلاح‌زادگان، نيز تقريبا به همين سرنوشت دچار شده و مجوز تبديلش به مجتمعِ تجاري‌صادر شده است. همان‌طور که يکي از کارگران اين ساختمان مي‌گويد: مالکانش مي‌خواهند خانه را به هتل تبديل کنند و قرار است هر چه را که باقي‌مانده حفظ کنند، هنوز ستون‌ها پابرجايند و پتک کارگران احتمالا زايده‌ها را حذف مي‌کند.

موزه دفاع‌مقدس در خانه دايي جان ناپلئون؟

با انتشار عکس‌هايي از قرار گرفتن ماکت يک هواپيماي جنگي در خانه‌ تاريخي «اتحاديه» باز هم هزاران کاربر شبکه‌هاي اجتماعي به اين موضوع واکنش نشان دادند. مدت‌ها بود که عکس‌هايي از بناي خانه تاريخي اتحاديه که سريال دايي جان ناپلئون را در اوايل دهه 50 در آن ساختند باعث نگراني مردم شده بود، اما وقتي خبر افتتاح موزه دفاع مقدس در اين خانه به ميان آن، کميته مردم‌نهاد پيگيري حفاظت از خانه‌هاي تاريخي تهران، در نامه‌اي عمومي با اشاره به ايجاد اين تغييرات در خانه اتحاديه نوشت: در سريال دايي جان ناپلئون، دايي جان برادري داشت که سرگرد ارتش بود و او را عموجان سرهنگ خطاب مي‌کردند.

تخريب خانه هوشنگ ابتهاج در رشت

سال گذشته خانه مادري هوشنگ ابتهاج در رشت تخريب شد، با اين حال اظهار نظر مديرکل ميراث فرهنگي گيلان در توجيه اين تخريب در نوع خود جالب بود. شهرود اميرانتخابي درباره علت تخريب و رد ثبت خانه مادري هوشنگ ابتهاج گفت: عقايد سياسي اين شاعر باعث تخريب اين خانه شد! البته ناگفته نماند که خانه ابتهاج در رشت 40 سال پيش فروخته شد و مالک خصوصي داشت.

کسي باقرخان را در اين خانه نديد؟

«خانه مقاومت» منتسب به باقرخان (سالار ملي) يکي از خانه‌هاي تاريخي و فرهنگي ارزشمند و يادگار دوران انقلاب مشروطه در خيابان امام (ره) تبريز است که به مخروبه‌اي براي تجميع زباله‌هاي محل تبديل شده است. اين ملک در حالي مالک خصوصي دارد که مسئولان سازمان فرهنگي تبريز گفته‌اند که مدارک معتبري درباره زندگي باقرخان در اين خانه وجود ندارد و فقط بنا به شنيده‌هاي برخي از مردم محل منتسب به اوست.

بازسازي خانه پدري فروغ

در محله اميريه تهران و در انتهاي کوچه خادم آزاد خانه قديمي قرار دارد که ساکنان اين محله هنوز دوران کودکي فروغ فرخزاد را در آن به ياد مي‌آورند. اين خانه متعلق به محمد فرخزاد بوده و تاکنون چندين بار دست به دست چرخيده اما بخش‌هايي از آن از قبيل باغچه، حياط، حوض وسط و زيرزمين خانه تقريبا دست‌نخورده مانده‌ است. مهرداد فرخزاد درباره بازسازي اين خانه به ايسنا گفته است: خوشبختانه جلوي تخريب خانه گرفته شد و چند سال پيش دو فيلمساز از آلمان آمده بودند که با هم به خانه پدري رفتيم و ديديم که ديگر آن خانه مثل سابق نيست. داخلش تغيير کرده و تنها کسي که مي‌تواند اين تغييرات را شرح دهد من هستم، چون من تنها بازمانده‌ از فرخزادها هستم. همزمان با انتشار ويدئويي از اين ماجرا، مدير اداره کل ثبت آثار تاريخي شهرداري تهران اعلام کرد که شهرداري براي خريد خانه پدري فروغ آماده است تا با تبديل اين ملک مسکوني به موزه گامي مثبت در راستاي حفظ آثار تاريخي کشور بردارد. دو سال پيش نيز خانه خود فروغ فرخزاد واقع در محله دروس تهران تخريب شد و جاي آن يک بناي نوساز ساختند. اما اين‌بار مدير وقت ميراث فرهنگي گفت: نمي‌شود که خانه هر کسي را که دو روز در آن زندگي کرد ثبت ملي کنيم.

خانه بهروز وثوقي يا احمد سهيلي

اما انتشار آگهي مزايده بنياد مستضعفان در تاريخ يک شهريور سال 96 در روزنامه‌ها، باعث يک اتفاق جالب شد. در آن آگهي به مزايده گذاشتن خانه‌اي که متعلق به بهروز وثوقي (خليل) اشاره شده بود که در خيابان نجات الهي خيابان شهيد ابوالقاسم فلاح پور، پلاک 25، به مساحت 938 متر قرار داشت. بسياري از هنرمندان همچون نويد مظفرزاده به اين آگهي واکنش نشان دادند و حتي رامبد جوان در صفحه اينستاگرامش نوشت: خبرى خواندم مبنى بر مزايده گذاشتن ملکى که منسوب به بهروز وثوقى است، اگر اين خبر درست باشد واى به حال مسئول و مردم و هنرمندش. انشاالله که واقعيت نداشته باشد و اگر واقعيت دارد خبر تکذيبش فردا منتشر شود و رسمى بخوانيم»، اما پس از پيگيري‌هاي رسانه‌ها مشخص شد که اين خانه تاريخي و زيبا متعلق به احمد سهيلي خوانساري سرپرست 40‌ساله کتابخانه ملک بود و در مقطعي 7‌ساله مالک و ساکن اين عمارت بوده است، نکته قابل توجه در اين باره تخريب اين عمارت زيبا بود که بعد از رسانه‌اي شدن آن، ظاهرا متوقف شده است.

خانه جلال و سيمين عاقبت به خير شد

در پايان گزارش مي‌توان به يادداشت محمدجواد حق‌شناس، رئيس کميسيون فرهنگي شوراي شهر تهران اشاره کرد. او در روزي که خانه موزه سيمين دانشور و جلال آل احمد پس از کش‌و‌قوس‌هاي فراوان افتتاح شد در يادداشتي گفت: حضور اين خانه‌ها خبر از تجربه زندگي شهري مي‌دهد، وقتي شهري کرور کرور خانه با ارزش و اهميت، چه به خاطر معماري‌اش چه به واسطه زندگي کسان آن شهر دارد، يعني اين شهر زندگي را تجربه کرده است و تبديل شدن اين خانه‌ها به شهر، امکان هويت داشتن و امکان زيستن با حال خوب را مي‌دهد. خانه جاي زندگي کردن است. خانه عرصه خصوصي زندگي کردن است. خانه، ظرف زندگي خانواده است. حالا چه نيما، چه سايه، چه عبدالله مستوفي و چه سيمين و جلال. صاحبان هر خانه شهروندان شهراند که خاطراتشان در عرصه زندگي خصوصي در خانه شکل مي‌گيرد. وقتي خانه‌هاي اينان به مکان عمومي شهري بدل مي‌شود، براي شهر اين امکان را فراهم مي‌کند تا با اين کسان احساس هم خانوادگي کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی