بستن

اهداف پشت پرده لندن از بازگشت به خليج فارس

اهداف پشت پرده لندن 
از بازگشت به خليج فارس

آرمان ملي- مرتضي رفيعي: خليج فارس و تنگه هرمز يکي از مناطق استراتژيک جهان است. از زماني که هلندي‌ها پا به اين منطقه گذاشتند رقابت براي زير سلطه قرار دادن اين منطقه وجود داشته و تاکنون نيز ادامه دارد. در حالي که ايران در همه اين سال‌ها تامين‌کننده امنيت در منطقه بوده، اکنون بريتانيا با بهانه امنيت کشتيراني در تنگه هرمز درصدد بازگشت به منطقه است. به همين منظور «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي را با سيدمحمدحسين ملائک سفير اسبق ايران در چين ترتيب داده که در ادامه مي‌خوانيد:

هدف بريتانيا از کشاندن کشورهاي اروپايي به منطقه خليج فارس با بهانه قرار دادن تامين امنيت منطقه چيست؟

بريتانيا از اتحاديه اروپا درخواست کرده تا ائتلافي ايجاد کند که نفتکش‌هاي خودشان را اسکورت کنند. اين مساله بسيار مهم است. بايد اين نکته را مد نظر داشته باشيم که اين اقدام در راستاي آن ائتلاف چند‌جانبه‌اي که آمريکا براي حفاظت از کشتي‌ها ايجاد مي‌کند نيست. در حال حاضر شاهد هويت تازه بريتانيا به موازات آمريکا (البته نه در رقابت با واشنگتن) در خليج فارس هستيم. اين اقدام لندن چند اپيزود دارد که مي‌بايستي به آن پرداخته شود. بريتانيا از مدت‌ها پيش روندي را آغاز کرد تا نقش جدي و ويژه‌تري را براي خود در خليج فارس داشته باشد. در اين چارچوب ترزا مي، نخست وزير پيشين سفرهايي را انجام داد تا بر مبناي آن اگر بريتانيا برگزيت را عملياتي کرد، لندن مي‌بايستي با اتکا به بازار خود و کشورهاي حوزه نفوذش منافع خود را داشته باشد. در حال حاضر فرصت بسيار خوبي است تا بتواند اين سناريو را عملياتي کند. مي‌دانيم که عربستان، کويت و قطر در حوزه نفوذ آمريکا و امارات، عمان و بحرين در حوزه نفوذ بريتانيا قرار دارند. بنابراين نماينده‌اي در يمن قرار داده و سعي کردند مساله اين کشور را حل و فصل کنند. در مرحله بعدي امارات با مشاوره بريتانيا از عربستان جدا شد. حتي اماراتي‌ها نماينده‌اي به تهران فرستاده و به گونه‌اي اعلام بي‌طرفي در صورت هرگونه درگيري احتمالي کردند. يعني امارات از يمن خارج و عربستان را تنها گذاشت. به نظر مي‌رسد بريتانيا به عنوان يک هويت سياسي، نظامي و امنيتي در کنار آمريکا به منطقه خليج فارس ورود پيدا مي‌کند. اين مساله شايد کليدي‌ترين تحولي است که در حال وقوع است. حال بايد تکليف خودمان را در برابر اين پديده مشخص کنيم. سفر يوسف بن علوي به تهران در همين چارچوب قابل تحليل و ارزيابي است. هر چند اعلام شده سفر بن علوي حل و فصل مساله نفتکش‌هاست.

با توجه به حضور آمريکا و بريتانيا در منطقه خليج فارس آيا اين حضور همزمان به رقابت در منطقه منجر نمي‌شود؟

آمريکا و بريتانيا در معرض رقابت يکديگر قرار مي‌گيرند. اما اين رقابتي است که مجموع حاصل جمع صفر نخواهد بود. مهم‌ترين کشوري که به حوثي‌ها در يمن در برابر ائتلاف عربستان و امارات کمک کرده عمان است. اگر اين نکته را مد نظر داشته باشيم که عمان کشوري تحت نفوذ بريتانيا است. بريتانيا از ابتدا حاضر نبوده که عربستان بر عليه حوثي‌ها در يمن به پيروزي برسد. بر اساس گزارش‌هاي منابع خبري حداقل هفته‌اي 700 مجروح يمني در عمان مداوا مي‌شوند. اين کمک‌هايي است که از زير ذره‌بين انگليسي‌ها پوشيده نيست. در عين حال همين بريتانيا ضمنا به عربستان سلاح مي‌فروشد. بنابراين نگاه بريتانيا در آنجايي که منافع اقتصادي وجود دارد منافع تجاري ثابت است، اما در عين حال در آنجايي که نبايد عربستان پيروز شود نيز سر جاي خودش باقي است.

هدف واقعي بريتانيا از حضور در منطقه خليج فارس چيست؟

انگلستان که در پي جدا شدن از اتحاديه اروپا است به دنبال آن است تا با کشاندن کشورهاي اروپايي به اصطلاح امنيت خليج فارس را تامين نمايد. بنابراين راهبري اروپايي‌ها در منطقه را بريتاينا بر عهده خواهد گرفت. از سوي ديگر واشنگتن نيز استراتژي خود را دنبال مي‌کند. لذا آمريکا و بريتانيا در برابر يکديگر نيستند بلکه در کنار يکديگر و البته داراي منافع مستقل خودشان هستند.

با توجه به تجميع حضور نيروهاي آمريکايي و از سوي ديگر بريتانيا در منطقه خليج فارس آيا ممکن است اين تجميع مقدمه‌اي براي يک بازي بزرگ باشد؟

به نظر مي‌رسد منطقه در حال حاضر از جنگ فاصله دارد. به دليل آنکه بر اساس راهبردي مشخص ايران جنگ را دنبال نمي‌کند. اما در عين حال ايران حق دفاع مشروع را براي خود محفوظ مي‌دارد. لذا تهران به دنبال آن است که تا جاي ممکن از افزايش تنش دوري کرده و در عين حال فشارهاي حاصل از تحريم را نيز کم کند. شرايط منطقه نيز در حال حاضر اين گونه است که آمريکايي‌ها تمام امکانات و سخت افزار لازم را براي آغاز جنگ دارند. به گونه‌اي که با کوچکترين اشتباه محاسباتي ممکن است يک جنگ فراگير آغاز شود. اما با توجه به مشخص نبودن نتايج حاصل از آن و هزينه هنگفتش، چنين سناريويي را در دستور کار ندارند. آمريکايي‌ها بر اين تصور بودند که مي‌توانند کره شمالي را مهار کرده تا بتوانند مسائل خودشان را با ايران حل و فصل کنند که آن هم از دست خارج شده است. بنابراين در حال حاضر دو جبهه وجود دارد و آمريکا خود را در دو جبهه به‌صورت همزمان درگير نخواهد کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی