آرمان ملي- مرتضي رفيعي: منابع خبري گزارش دادند يک شناور نيروي دريايي سلطنتي انگليس ماموريت يافته است تا تمام کشتيهاي حامل پرچم اين کشور را هنگام عبور از تنگه هرمز اسکورت کند. اين فرمان يک روز پس از آن صادر شد که بوريس جانسون به عنوان نخست وزير جديد انگليس انتخاب شد. سخنگوي دولت بريتانيا ضمن اعلام اين خبر گفت: «به نيروي دريايي سلطنتي ماموريت داده شده است که تمامي کشتيهاي حامل پرچم انگليس را در تنگه هرمز همراهي کند و آنها چه به صورت انفرادي يا گروهي ميبايست عبور خود را اعلام کنند.» به همين منظور «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با حميدرضا آصفي سخنگوي اسبق وزارت امورخارجه ترتيب داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه سخنگوي دولت بريتانيا اعلام کرده است که از اين پس از نيروي دريايي سلطنتي خواسته شده تا کشتيهاي حامل پرچم انگليس را هنگام عبور از تنگه هرمز اسکورت کند. مشخصا لندن از اين رويکرد چه اهدافي را دنبال ميکند؟
دوران اين گونه اظهار نظرات گذشته است. تامين امنيت تنگه هرمز بر عهده ايران است. بريتانيا به جاي آنکه فرافکني کرده و به راههايي که نه مناسب است، نه نتيجه دارد و نه منافع بريتانيا را تامين ميکند روي آورد، بهتر است نفتکش ايراني را آزاد کند. نفتکش ايراني آزاد شود نگراني که انگليسيها دارند برطرف خواهد شد. لندن تجربه مقابله با تهران را در گذشته داشته است. به گونهاي که بعد از انقلاب روابط دو کشور قطع شد. انگليس جزو آن کشورهايي است که از اوايل انقلاب بهرغم برخي از مواضع ظاهري، با ايران همراه نبوده است. اکثر مشکلات منطقه از سوي لندن طراحي و عملياتي شده است. بريتانيا در تمامي مواضع خصمانهاش بر عليه تهران طي سالهاي گذشته ناموفق بوده و شکست خورده است. بهتر است لندن به سوابق روابطش در طول 40سال گذشته نگريسته و متوسل به روشهاي ناموفق گذشته نشود. طبيعي است که بريتانيا در پي آن است تا دامنه تنش را از اين طريق بالا برده تا ايران را به عنوان مقصر فرضي به دنيا معرفي کند.
با توجه به سفر يوسف بن علوي به تهران تا چه ميزان اين سفر ميتواند به کاهش تنش در سطح منطقه کمک کند؟
ايران همواره علاقهمند بوده است که با کشورهاي همسايه و منطقه در رايزني مستقيم قرار گيرد. بايد بدانيم که موضوعات منطقهاي و فرامنطقهاي ميبايستي از همکاريهاي منطقهاي حاصل شود. ايران با برخي از کشورهاي منطقه گسترش روابط بسيار خوبي داشته و دارد. همچنين از سوي ديگر با برخي ديگر از کشورهاي منطقه به دليل سياستهاي غلط آنها روابط به موازات نيازهاي منطقه پيش نرفته است. عمان از جمله کشورهايي است که همواره با ايران داراي روابط بسيار نزديک و صميمي بوده است. ايران از ابتداي انقلاب رابطه بسيار خوبي با عمان داشته است. بنابراين اين سفر ميتواند در چارچوب همکاريهاي دوجانبه و رايزني در خصوص موضوعات فيمابين تفسير شود. همچنين ميتواند فراتر از آن به عنوان تلاشي از سوي عمان براي کاهش تنش در منطقه تلقي گردد. هر کشوري اگر علاقه داشته باشد در اين جهت حرکت کند ايران مخالفتي ندارد. تنگه هرمز ميان ايران و عمان قرار دارد و اين دو کشور مسئول تامين امنيت تنگه هرمز هستند. عمان علاقهمند نيست که در منطقه تنش وجود داشته باشد و در پي آن است که در اين خصوص با تهران رايزني کند. در گذشته عمانيها تلاش داشتهاند در روابط ميان تهران-واشنگتن به عنوان کشوري که با هر دو طرف رابطه خوبي دارند نقش سازندهاي ايفا کنند. در گفتوگوييهايي که تهران با واشنگتن پيش از برجام داشت دو دور مذاکره به پيشنهاد پادشاه عمان در اين کشور انجام شد. حال بايد منتظر ماند و ديد آيا عمان در اين زمينه نيز پيشنهاداتي داشته و يا اينکه ماموريتي دارد و يا اينکه به دنبال آن است تا پيرامون تنش در منطقه با تهران رايزني داشته باشد.
با توجه به آنکه منابع خبري گزارش دادند که فرانسه، ايتاليا و دانمارک از طرح بريتانيا براي راهاندازي يک نيروي دريايي در تنگه هرمز به بهانه تامين امنيت کشتيراني حمايت کردند. مشخصا لندن از کشاندن کشورهاي اروپايي به منطقه خليج فارس چه اهدافي را دنبال ميکند؟
در اينکه انگليس بهصورت تدريجي به آمريکا نزديک ميشود هيچ شکي نيست. بوريس جانسون نخست وزيري تندرو با رفتارهاي نامتعارف است. همچنين نوع نگرش جانسون به برگزيت اين افق را ترسيم ميکند که بريتانيا به تدريج با آمريکا بيشتر از گذشته هماهنگ ميشود. اينکه بريتانيا به دنبال شيطنت در منطقه بوده در اين مساله هيچ شکي نيست. بريتانيا با دست زدن به چنين اقداماتي به دنبال آن است که موضع ضعفش را به موضع برتر تبديل کند. اين طرح که ناوگان نظامي کشورهاي اروپا براي حفاظت تنگه هرمز بهوجود آيد، طرحي شکست خورده است. اروپاييها خيلي زير بار چنين طرحي نميروند چون تامين امنيت تنگه هرمز بر عهده ايران است. همچنين تهران تاکنون به خوبي اين نقش را ايفا کرده است. بنابراين اگر بريتانيا به تنهايي دنبال چنين طراحيهايي است، پيشاپيش بايد گفت شکست خورده است. اگر بريتانيا تصور ميکند که با فشار ايران را به پاي ميز مذاکره ميکشاند اين سناريو هم شکست خورده است. اروپا و آمريکا به جاي آنکه به ايران فشار وارد کنند بايد از موضع تکريم و احترام با ايران گفتوگو کنند. راه حل کاملا روشن است؛ انجام تکاليف و مسئوليتهايي که در قبال ايران داشتهاند.