بستن

راهی جز صندوق رأی نيست

راهی جز 
صندوق رأی نيست
آرمان ملی- حمید شجاعی: اصلاح‌طلبان به‌عنوان جریان سیاسی که بیش از 2 دهه است در صحنه سیاست ایران به کنشگری فعال مشغولند درصددند تا موانع موجود را از سر راه برداشته و مانند مقاطع قبلی حضوری پررنگ و موفق در انتخابات پیش رو داشته باشند. در این میان بحث اقناع سرمایه اجتماعی از یکسو و عبور از مرحله نظارت‌ها از سوی دیگر گام‌هایی است که اصلاح‌طلبان تا انتخابات باید برداشته و از آنها عبور کنند. مردم نسبت به عملکرد دولت و جریان حامی انتقادات و اعتراضات بسیار دارند و می‌توان گفت نسبت به هر گونه تغییر توسط اصلاح‌طلبان و دولت روی کار آمده از حمایت آنها بی‌اعتماد و نا امیدند، لذا اصلاح‌طلبان باید شرایطی فراهم کنند تا با گفت‌وگوهایی صادقانه به اقناع افکار عمومی بپردازند و این قول را به مردم بدهند که خطاهای گذشته را جبران کنند. در همین راستا باید مذاکراتی صورت گیرد تا اصلاح‌طلبان با ظرفیت بیشتری وارد میدان انتخابات شوند. برای بررسی چگونگی بازیابی سرمایه اجتماعی توسط اصلاح‌طلبان، لزوم مذاکره با مسئولان، مشکلات عدم مشارکت و نارضایتی‌های مردم و آنچه در سپهر سیاست ایران می‌گذرد، «آرمان ملی» با سعید شریعتی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

شرايط حاضر جامعه اينگونه نشان مي‌دهد که به‌واسطه عملکرد دولت، بخشي از مردم نسبت به اصلاح‌طلبان و اينکه بتوانند در راستاي تحقق مطالباتشان عملکرد موفقي داشته باشند، تقريبا نااميد شده‌اند. ارزيابي شما از شرايط جامعه چگونه است؟

من چندان معتقد نيستم که مردم اميد و اعتماد خود را از اصلاح‌طلبان از دست داده‌اند و نمي‌توانم در اين مورد به قطعيت نظر داده و اين پيش فرض را بپذيرم. بدين دليل که به هر حال جريانات سياسي چه اصلاح‌طلب، چه اصولگرا بخش‌هايي از جامعه را با خود همراه دارند وگرنه از صحنه سياست حذف مي‌شوند. وقتي جرياني اثرگذار است، ديده مي‌شود و کم يا زياد در فضا رشد و نمو و تحرک دارد، بدين معني است که داراي پايگاه اجتماعي در جامعه است. اگر اينجا بخواهم پيش فرض شما را اصلاح کنم گويا در مورد بخشي از آرا و پايگاه راي جامعه صحبت مي‌کنيم که داراي گرايش خاص سياسي نيستند، خاستگاه مشخص سياسي ندارند و در مورد آراي خاموش يا سرگردان صحبت مي‌کنيم. تلقي من اين است که کماکان معتبر‌ترين و مورد اعتماد‌ترين جريان سياسي در ميان آراي خاموش جريان اصلاح‌طلب است. براي اينکه معادله‌اي که در حرکت اصلاحات وجود دارد و برنامه عمل يا ايده و نظريه‌اي که در جريان اصلاحات وجود دارد نشان مي‌دهد که هنوز هم کم‌هزينه‌ترين، مسالمت‌آميز‌ترين و کارآمدترين روش براي ايجاد تغييرات مثبت در جامعه است. رفتار آراي خاموش در انتخابات آينده مبهم است و به قطعيت نمي‌توان گفت که آيا جريانات سياسي تا چه حد و ميزان مي‌توانند روي آراي خاموش و سرگردان حساب کنند. اينکه مي‌گويم ناشي از اين است که اگر به ارزيابي پايگاه ثابت راي اصلاح‌طلبان و اصولگرايان و... بپردازيم، در انتخابات گذشته شاهد بوديم که يک وزن ثابت حول و حوش 20‌درصد از جامعه را اصلاح‌طلبان نمايندگي مي‌کنند و آن 20‌درصد در هر شرايطي با اصلاح‌طلبان همراه هستند. حول و حوش 15‌درصد نيز اصولگرايان و... هستند. 10 تا 15‌درصد نيز معمولا نيروهاي بي‌طرفند که بي‌تفاوت هستند، مساله‌شان انتخابات نيست، زندگي روزمره‌شان بدون دغدغه‌هاي سياسي و پيگيري‌هاي سياسي است و تغييرات در زندگي‌شان تاثير چنداني ندارد. اگر اينها را با هم جمع بزنيم چيزي حدود 50‌درصد از آراي جامعه آراي سرگردان اما بسيار تعيين‌کننده است که چطور در روز انتخابات توزيع مي‌شود. آيا در انتخابات شرکت نمي‌کنند، بي‌تفاوت مي‌شوند يا حضور يافته و بين جريانات سياسي تقسيم مي‌شوند. ارزيابي من اين است که در اين دوره رفتار آراي خاموش مبهم‌تر از گذشته است، اما نه به اين به معني که بتوانيم نظر بدهيم مردم از جريان‌هاي سياسي رويگردان يا بي‌اعتماد شده‌اند.

برخي معتقدند آراي خاموشي که در انتخابات 96 به سبب اصلاح‌طلبان به آقاي روحاني رأي دادند به‌دليل عملکرد ضعيف دولت در انتخابات پيش رو به نفع اصلاح‌طلبان وارد صحنه نشوند،چه ميزان با اين گزاره موافقيد؟

قطعا رأي آقاي روحاني ريزش داشته اما نمي‌توان اين را در فضاي خالي و مبهم فهم کرد. کما اينکه تاکنون نظرسنجي هم در اين مورد انجام نشده است و بيشتر بر اساس نظرات فعالان سياسي بوده که بيشتر نگرش خود را مي‌گويند. اگر ملاک انتخابات 96 باشد بايد عين آن شرايط را بازسازي کرد، رقبا را در کنار هم قرار داد، جرايد را بازسازي کرد و ببينيم که در شرايط مشابه آن وضعيت آيا مردم از روحاني روي گردانند يا خير. من تقريبا مي‌توانم برداشت خودم را بگوييم که اگر مردم به ارديبهشت 96 برگردند و همان شرايط باشد و رقبا نيز همان افراد باشند بازهم مردم به روحاني راي خواهند داد. اندکي ريزش از همه اطراف شده يعني اينگونه نيست که رأي آقاي رئيسي رويش داشته و فقط آقاي روحاني ريزش داشته بلکه سر جمعي از آرا ريزش داشته اما نسبت‌ها به همانگونه است. من بعيد مي‌دانم که اگر اکنون انتخابات برگزار شود راي آقاي روحاني ريزش کرده و به سبد آقاي رئيسي يا به سمت‌هاي ديگر رفته باشد. نظرسنجي‌ها و پيمايش‌هاي منفرد که برخي از دستگاه‌ها انجام مي‌دهند و جسته و گريخته منتشر مي‌شود نيز چندان قابل اتکاء نيست به اين دليل که مقدمات نظرسنجي روشن نيست. در واقع انجام نظرسنجي کاري تخصصي است و همينطور نمي‌شود درباره آن اظهار نظر کرد. مردم از وضع خود ناراضي‌اند، ناراضيان سياسي، ناراضيان اجتماعي، ناراضيان فرهنگي و ناراضيان اقتصادي که هر کدام به‌نحوي عدم رضايت خود را نشان داده و مي‌دهند. اينها در سال 96 هم ناراضي بودند، در سال‌هاي قبل هم ناراضي بودند و پيوسته با بخش‌هايي از مردم ناراضي مواجه هستيم. البته به هيچ‌وجه نبايد اين ناراضيان را برانداز و مخالف کشور و نظام سياسي دانست بلکه نسبت به وضعيت معيشتي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي به نسبتي که کدام مطالباتشان اولويت داشته باشد، نارضايتي خود را نشان مي‌دهند و طبعا اينها در موضع و موقع انتخابات مي‌آيند و پشت جرياناتي که مي‌توانند مطالبات و نارضايتي آنها را نمايندگي کنند قرار مي‌گيرند. لذا اينگونه نيست که بگوييم ناراضيان اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي لزوما از انتخابات و انتخاب کردن رويگردان شده‌اند. اگر به قياس همين انتخابات شوراياري که جمعه برگزار شد نگاه کنيد نسبت به سال 94 که مردم با نشاط و پر انگيزه بودند ايندفعه نيز به همان نسبت بودند. يعني در اتنتخابات شوراياري سال 94، حدود 600‌هزار نفر شرکت کردند و در انتخابات اخير نيز همين ميزان مشارکت داشتند. انتخابات و نارضايتي لزوما خلاف جهت هم نيستند. مردم ايران به‌دليل آگاهي سياسي که در اين سال‌ها به دست آورده‌اند، در عين نارضايتي کم‌هزينه‌ترين راه‌ها را برمي‌گزينند. تجربه آن را نيز ديده‌اند و به سادگي نمي‌توان از کنارش گذاشت.

براين اساس مشکلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر جامعه تاثير نداشته، يا اگر داشته مردم نسبتي ميان اين مشکلات و انتخابات نمي‌بينند و دخالت نمي‌دهند؟

مشکلات که تاثير داشته، اما با اين وجود بايد نسبت به انتخابات نيز واکنشي نشان داد. مثلا فردي مشکل پياده‌روي دارد و دوست دارد به مسافرت برود اما نه با پاي پياده و البته فرض کنيم که خودروي فرسوده‌اي نيز دارد. حال با اينکه از اين خودرو راضي نيست قرار نيست که از آن دست بکشد و قطعا اگر وضعش بهتر شود آن را تعويض خواهد کرد، اما دليل نمي‌شود که تا آن زمان از خودروي فعلي استفاده نکند. اصلاحات نيز همينگونه است يعني جامعه ايران اصلاح‌طلب است. البته نه اينکه با اصلاح‌طلبان به‌عنوان يک جريان سياسي عقد اخوت بسته باشد بلکه مشي و مرام اصلاحات را مي‌پسندد و به روش‌هاي مسالمت‌آميز براي تغيير تدريجي در سياست دست مي‌زند. جامعه ايراني اين را مي‌خواهد حالا حامل اينکار بنده باشم، آقاي تاجزاده يا آقاي احمد توکلي و... باشد جامعه ايران اصلاح‌طلب است و به روش‌هاي کم‌هزينه علاقه و توجه بيشتري دارد. لذا اگر بتوانيم روش‌‌هاي کم‌هزينه براي تغييرات پيش پاي جامعه قرار دهيم مسلما استقبال خواهد کرد. اين نکته را نيز بگويم که مثلا از جانب دولت يا چند نماينده در مجلس نمي‌توان شاخص گرفت که وضعيت چگونه است. اولا انتخابات امسال انتخابات مجلس است و بسياري از پارامتر‌ها در انتخابات مجلس فعال مي‌شوند که لزوما در انتخابات رياست جمهوري فعال نيستند و اساسا کنش سياسي جريان‌هاي سياسي نسبت به انتخابات مجلس متفاوت است. اگر انتخابات مفهوم و معنا پيدا کند و کنش سياسي مردم در پاي صندوق‌هاي راي داراي پيام باشد و بتوان از آن پيامي استخراج کرد مردم از آن استقبال مي‌کنند. نيروهاي سياسي بايد به انتخابات معنا ببخشند و مسئولان نيز بايد انتخابات را داراي مفهوم کند. مفهوم يعني انتخابات سلامت، رقابتي و واجد صفت عادلانه باشد. اين مفهومي است که مسئولان به‌عنوان برگزار‌کننده انتخابات بايد بدان ببخشند. جريان‌هاي سياسي نيز بايد به انتخاب مردم پيام ببخشند تا مردم بدانند که اگر آمدند و راي دادند چه پيامي از آن خارج مي‌شود؟ در سال 94 و در انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم، پيام اصلاح‌طلبان اين بود که حضور در انتخابات براي در انزوا قرار دادن تندروها و دلواپسان است و با توجه مردم به اين پيام، همين اتفاق هم افتاد. مردم خيلي به ليست‌ها کاري نداشتند و اي بسا الان نمي‌دانند به چه کساني راي دادند. رئيس دولت اصلاحات و جريان اصلاح‌طلب روي انتخابات پيامي گذاشت که مردم گفتند به خاطر اين پيام که نياز جامعه امروز است و آن انزواي تندروي و دلواپسي است راي مي‌دهيم و نتيجه‌اش را هم گرفتند. حال ما به‌عنوان نيروهايي که عامليت داريم هشت ماه وقت داريم که به انتخابات معنا و پيام ببخشيم. البته علاقه‌منديم که اتفاقاتي در مجلس يازدهم بيفتد و بايد ببينيم که مسئولان تا چه اندازه به اين مهم کمک مي‌کنند، چگونه رقابت شکل مي‌گيرد و چگونه نيروهاي واقعا داراي صلاحيت در فهرست‌ها امکان ظهور و بروز پيدا مي‌کنند. نه اينکه با سخت‌گيري دايره انتخاب محدود شود.

در اين راستا مذاکره اصلاح‌طلبان با مسئولان را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

ما موافق مذاکره و مخالف تحريم هستيم. اينها واژه‌هاي نيست که صرفا در سياست خارجي به‌کار برود و در سياست داخلي نيز کارايي دارد. ما در سياست داخلي مخالف تحريم هستيم و مسئولان نبايد يک جريان سياسي را تحريم کنند. در بررسي نظارت‌ها بايد از همه تجربه‌ها در انتخابات قبل استفاده کرد و اجازه نداد اين ابزار عليه جريانات سياسي به‌کار برود. البته من معتقدم پاسخ تحريم، تحريم نيست بلکه مذاکره، گفت‌وگو، مشارکت و تعامل فعال است. همانطور که در سياست خارجي پاسخ هميشه شدت عمل نيست در سياست داخلي نيز همين شکل است. اگر معتقديم که تحريم در بعد بين‌المللي کار غلطي است که هست، در سياست داخلي نيز همين است. حال پس از ربع قرن که از اين مساله مي‌گذرد مي‌توان ارزيابي کرد که اين فيلترهاي نظارتي چه تاثيري در جهت رشد و نمو داشته و چه تاثيري در جهت ديگر.

پرسش مشخص جامعه از اصلاح‌طلبان اين مساله است که اگر قرار است در انتخابات شرکت کنيم و مجلس يازدهم نيز چيزي شبيه مجلس دهم شود و مطالبات مردم محقق نشود شرکت و عدم شرکت فرقي ندارد، چه پاسخي مي‌دهيد؟

من نمي‌توانم راجع به اين حرف‌هاي کلي که متر نکرده و قابل اندازه‌گيري نيست بر اين پايه و پيش فرض حرف بزنم. چه کسي مي‌تواند با اطمينان بگويد در مجلس دهم کاري انجام نشده است؟ واقعا طي 4 سال اخير دست مجلس دهم خالي بوده يا کارهايي هم کرده است؟ از طرف ديگر بايد شرايط را در مقايسه بسنجيم. اگر به‌جاي فهرست اميد دلواپسان، از آن نمونه‌هايي که در مجالس هفتم تا نهم ديده بوديم در مجلس حاضر بودند، آيا وضعيت کشور همين بود؟ اکنون دو سه نفر از دلواپسان تندرو در مجلس هستند، آيا اگر 200 نفر بودند وضع بدتر نبود؟ يادمان نرود که در چه شرايطي بوديم. اصلا فرض کنيم که اين مجلس هيچ‌کاري نکرده، اما همين عدم فعاليت نيز خوب است چرا که برخي اوقات کاري نکردن بهتر از چوب لاي چرخ کشور گذاشتن است. به‌نظر من اگر اين ليست اميد دفعه بعد هم به مجلس برود و کاري نکند خيلي بهتر از اين است که ما راي ندهيم و کساني به مجلس بروند و کارهايي بکنند که کشور 8تا 10 سال عقبگرد کند. من به‌عنوان يک نيروي سياسي معتقدم مجلسي تعطيل باشد بهتر از اين است که دلواپساني وارد مجلس شوند که هر روز در مجلس طرح و قوانيني بگذرانند و سنگ‌هايي در چاه بيندازند که عقلاي دو نسل هم جمع شوند نتوانند آن سنگ‌ها را خارج کنند.

اگر اصلاح‌طلبان در سال 94 سلبي وارد انتخابات شدند، آيا مي‌توانند در 98 ايجابي وارد کار شوند؟

من نمي‌توانم از سوي همه اصلاح‌طلبان صحبت کنم براي اينکه مباحث تقريبا در جريان است و اين بحث‌ها به‌گونه‌اي نيست که اکنون قطعي تصميم‌گيري شده باشد. هم اکنون احتمالا اصلاح‌طلبان در جلسات مختلف راجع به اين موضوعات بحث مي‌کنند. ولي به‌طور کلي مي‌گويم مشي اصلاح‌طلبان قهر با انتخابات نيست. يا راهي مي‌سازند، يا راهي پيدا مي‌کنند. مهندسي انتخابات کار جريان‌هاي سياسي است نه مسئولان، اما جريانات سياسي طبيعتا با بضاعتي که دارند انتخابات را مهندسي مي‌کنند تا حداکثر بهره را از انتخابات ببرند. لذا يا راهي مي‌سازند يا راهي پيدا مي‌کنند. اين همان مهندسي انتخابات است که وظيفه احزاب و جريان‌هاي سياسي است.

از ديدگاه شما در 8 ماه باقي مانده اصلاح‌طلبان براي اقناع افکار عمومي بايد چه اقداماتي انجام دهند تا مشارکت حداکثري مردم نتيجه دهد؟

اصلاح‌طلبان بايد دقيق‌تر و شفاف‌تر با جامعه گفت‌وگو کنند. پايگاه ثابت رأي، بدنه اجتماعي و بدنه احزاب بايد در جهت گفت‌وگو فعال شود. انتخابات شوراياري‌هاي اخير بخشي از اين گفت‌وگو را شکل داد که بايد تعميم پيدا کند. انتخابات شوراياري‌ها که چندان مهم نيست بيش از 10‌درصد واجدان راي در تهران راي دادند. شايد ظاهر اين عدد کوچک باشد، اما در مقايسه با موضوع قابل توجه است. در تهران به‌طور معمول 30‌درصد شرکت مي‌کنند. خب؛ مجلس موضوع بسيار مهم‌تري است و فکر مي‌کنم که اگر در تهران مردم 30‌درصد شرکت کنند يعني انتخاباتي مثل شوراي شهر در سال 96 خواهيم داشت. آن انتخابات کم رونق نبود و اگر بتوانيم همان 30‌درصد را داشته باشيم حتما در کل کشور به نرخ 65‌درصد خواهيم رسيد. من خيلي چشم‌انداز منفي نمي‌بينم اما اينکه چه پيامي در اين انتخابات شکل بگيرد به هوشمندي و کار نيروهاي سياسي برمي‌گردد که بتوانند از اين ظرفيت به‌وجود آمده چگونه در پيشبرد برنامه‌هاي خود استفاده کنند. سياست گريزگاهي جز انتخابات و صندوق ندارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی