گفتني است تب بالاي تماشاي صحنههاي دلخراش در ميان برخي از مردم خود ميتواند تبعات منفي را نيز براي آنها به دنبال داشته باشد، چراکه بنا به اظهارنظر روانشناسان ديدن اين صحنهها خود ميتواند تاثيرات منفي را از نظر روحي و رواني براي آنها بر جاي بگذارد و همچنين افزايش تمايل به خودکشي و يا انجام نزاعهاي خياباني در سايه تماشاي اين صحنهها نيز ميتواند يکي ديگر از پيامدهاي منفي اين مهم به حساب آيد.
افزايش خشونت در سايه تماشاي صحنههاي دلخراش
آنچه مسلم است يکي از مهمترين پيامدهاي منفي تماشاي صحنههاي دلخراش را ميتوان افزايش خشونت در جامعه و خانواده عنوان کرد، چراکه ديدن اينگونه صحنهها خود ميتواند تمايل فرد را به انجام آن افزايش دهد. بنابراين رفتارشناسان ميگويند که پخش حتي اينگونه تصاوير نيز ميتواند بر سلامت روح و روان افراد تاثيرات منفي بسياري را بر جاي بگذارد. بنابراين افرادي که تمايل دارند در صحنههاي خشونتآميز حضور داشته باشند نيز در مقايسه با ديگران بيشتر در معرض ابتلا به بيماريهاي روحي و رواني قرار ميگيرند.
اخلال در فرايند اجتماعيشدن
بايد در نظر داشت يکي از مهمترين دلايل تجمع افراد هنگام بروز حادثه را ميتوان اخلال در فرايند اجتماعيشدن عنوان کرد، چراکه براساس نظر جامعهشناسان اين کار بيشتر به دليل نبود فرهنگسازيهاي لازم صورت ميگيرد بدان سبب که وقتي که اتفاقي رخ ميدهد بهيقين بايد فضاي مطلوبي براي ارائه خدمات مناسب نيز فراهم شود که اين مهم در بسياري از موارد به دليل تجمع بيش از اندازه افراد مختلف يا به کندي صورت ميگيرد که اين خود ميتواند جان و يا مال مردم را نيز به خطر بيندازد. بنابراين انتظار ميرود با افزايش فرهنگسازي و همچنين ارائه آموزشهاي لازم تا حد زيادي مانع از انجام اين مهم در هنگام بروز حوادث جدي و ناگوار شد.
تقابل جامعه سنتي و جامعه مدرن
يکي ديگر از دلايل مهم تجمع افراد هنگام بروز حوادث را ميتوان تقابل جامعه سنتي و جامعه مدرن عنوان کرد، چراکه در جامعه سنتي مردم نقش بسزايي را ايفا ميکردند اما اين در حالي است که در جامعه مدرن نقش مردم به مراتب کمرنگتر شده است. بنابراين در جامعه مدرني که امروز افراد در آن بهسر ميبرند، شاهد ريشههاي جوامع سنتي نيز هستيم که اين تقابل خود ميتواند عاملي براي تجمع افراد هنگام بروز حوادث باشد. به عبارت سادهتر مردم هنگام بروز حادثهاي تمايل به حضور در آن محل دارند، اين در حالي است که ديگر مانند گذشته کمک چنداني نيز نميکنند که اين خود مصداق صريح تقابل جامعه سنتي و جامعه مدرن است.
جالي خالي تربيت اجتماعي
لازم به ذکر است که يکي ديگر از دلايل تجمع افراد هنگام بروز حادثه را ميتوان نبود تربيت اجتماعي لازم عنوان کرد، چراکه عدم آگاهي نسبت به آينده خود و يا ديگران نيز ميتواند در زمره مهمترين دلايل حضور افراد هنگام بروز حادثه باشد. به عبارت سادهتر افرادي که هنگام بروز اتفاقي در محل تجمع ميکنند نميدانند که حضور بيش از اندازه آنها خود ميتواند باعث از دست رفتن جان عدهاي شود، چراکه آموزشهاي لازم براي آنها صورت نگرفته که ادامهداشتن اين روال خود ميتواند آثار منفي بسزايي را به دنبال داشته باشد.
عوامل ديگر تجمع هنگام بروز حوادث
از سوي ديگر بايد خاطر نشان کرد که تاخر فرهنگي نيز ميتواند از جمله ديگر دلايل تجمع بيش از اندازه هنگام بروز حوادثي مانند خودکشي، آتشسوزي و يا نزاعهاي خياباني باشد. متاسفانه در بسياري از موارد شاهد عدم ايجاد فرهنگسازي لازم هستيم که اين خود ميتواند آثار منفي گستردهاي را به دنبال داشته باشد، چراکه در بسياري از موارد مردم انتظار دارند که اين فرهنگسازي توسط دولت صورت بگيرد، اين در حالي است که جامعه بهخصوص خانواده و يا سازمانهاي مردمنهاد نيز در ايجاد فرهنگسازي نقش بسزايي ايفا ميکنند. اتفاقي که امروزه متاسفانه بسياري از افراد با آن بيگانه هستند که اين خود تاثير بسزايي در بروز آسيبها در جامعه ايجاد کرده است. پرواضح است که افزايش حس کنجکاوي در ميان مردم را نيز ميتوان يکي ديگر از دلايل تجمع افراد در هنگام بروز حوادث در شهر دانست، چراکه حس کنجکاوي را بهراحتي ميتوان در ميان بسياري از افراد يافت، بهعنوان مثال زماني که در خانه باز باشد مردم ناخودآگاه به داخل خانه نگاه ميکنند که اين خود ميتواند نشان از حس کنجکاوي در ميان آنها داشته باشد. به عبارت سادهتر در هنگام بروز حادثه در معابر عمومي شهر بهطور ناخودآگاه افراد سعي دارند خود را به محل حادثه برسانند و از نزديک تماشاگر حادثه باشند که اين خود بعضا در شرايطي ميتواند نشان از بياعتمادي مردم به رسانهها نيز داشته باشد.
در پايان بايد خاطر نشان کرد که تجمع بيش از اندازه مردم در هنگام بروز حوادث ميتواند براي سلامت آنها نيز خطرناک باشد، چراکه متاسفانه در بسياري از موارد تجمع بيش از اندازه افراد در محل حادثه ميتواند عاملي براي وقوع حادثهاي با ابعاد بيشتر شود، اين در حالي است که در کشورهاي ديگر در هنگام بروز حادثه مردم سعي دارند از محل وقوع آن فاصله بگيرند هرچند در کشور عکس آن اتفاق ميافتد که اين خود ميتواند نشان از خردهفرهنگهاي غلط رايج در جامعه داشته باشد که به اصلاح و بازنگري دارد تا بتوان با در پيش گرفتن رويکردهاي مطلوب سازوکارهاي مديريت شهري را در هنگام بروز حوادث بهتر سازماندهي کرد.