بستن

ما گم شدیم!

ما گم شدیم!
علیرضا دادونژاد طنزپرداز

شما تا حالا پول گم کرده‌ايد؟ من يک‌بار در ايام کودکي در مسير نانوايي پول گم کردم و وقتي به منزل برگشتم پدرم گفت که آن پولي که گم کردي پول نان يک خانه بود و امروز چون نان نداريم پس گرسنگي خواهيم داشت تا ياد بگيري که بيشتر حواست به پولت باشد. آنجا بود که فهميدم پول نان يک خانه چقدر در روند زندگي آن خانواده موثر است و اين پول با چه زحمتي به دست مي‌آيد و نبودنش چه دردي است براي تک‌تک ما و هرچند که تبصره‌هايي هم دارد، ولي در کل بهتر است حواسمان به پولمان بيشتر باشد از آن پول گم‌شده تا آن دکل گم‌شده و تا اين يک‌ميليارد گم‌شده سال‌هاي زيادي نگذشته، اما راه‌هاي زيادي از آن گذشته هرچند که طول مسير همواره مشابه است. يعني پولي گم مي‌شود و عده‌اي گرسنه مي‌مانند و اما متاسفانه عده‌اي سير و راحت سر به بالين مي‌گذارند. در اين خصوص موضوع ديگري هم مطرح است و آن اينکه پول نان گمشده من يک سکه 50ريالي زرد سابق بود که با کوچکترين اهمالي از دست‌هاي عرق‌کرده يک کودک سرمي‌خورد و مي‌رود و مي‌رود تا از نظر دور شود، ولي اين يک‌ميليارد يورو قاعدتا با گاوصندوق هم از دست ليز نمي‌خورد و نبايد جايي برود گم شود، مگر آنکه گاوصندوق خودش ميل به رفتن داشته باشد. شايد بگوييد اين يک‌ميليارد به صورت شعبده گم نشده است و در مسير مصرف ناپديد شده که در اين صورت احيانا پول هست و گم‌نشده ولي حامل آن يا مسئول تبادل و نگهداري آن گم شده است، يعني ممکن است پول باشد آن اشخاص هم باشند فقط در آن محلي که آنها هستند ما نباشيم. پس شايد بهتر باشد موضوع را جور ديگري ببينيم يعني اينکه آنچه که گم شده است نه پول است و نه ديگري و آن گمشده ما هستيم. ماييم که گم شده‌ايم و نمي‌دانيم کجا هستيم و ما را چه مي‌شود! حالا که بيشتر دقت مي‌کنم متوجه مي‌شوم غير از ما چيز ديگري هم هست که گم‌شده و آن اعتماد است؛ اعتماد قلبي، اعتماد کاري و حتي اعتماد ظاهري! يعني حتي در ظاهر هم ديگر به کسي اعتماد نداريم و اين ديگر از گرسنگي و شبي بدون نان هم خطرناکتر است و صد البته اميد داريم که بالاخره پيدا شود يا آن پول يا محل مصرفش يا آن اعتماد يا خود ما يا محل مصرف­مان!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی