حجتالاسلام علياکبر محتشميپور وزير اسبق کشور به مناسبت سالروز اعلام پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوري اسلامي ايران به سوالات «جماران» پاسخ داده که در ادامه ميخوانيد.
نظر شما در خصوص برخي نقل قولها که مبني بر پشيماني امام از پذيرش قطعنامه 598 وجود دارد، چيست؟ آيا واقعا امام پس از هجوم مردم به جبههها، فرموده بودند: اگر ميدانستم مردم اين گونه به جبههها ميآيند، قطعنامه را قبول نميکردم؟
من نميدانم چه کسي اين عبارت را از امام نقل کرده است، اما آنچه را که من شاهد و ناظر بودم، جلسهاي بود که 26 تيرماه در ساختمان رياست جمهوري برگزار شد و حدود 40 نفر از شخصيتهاي لشکري و کشوري و مقامات مذهبي و فرهنگي که امام تعيين فرموده بودند در آنجا گرد آمده بودند. حضرت امام نامه بسيار مهمي را خطاب به اين جمع نوشته بودند که مرحوم حجتالاسلام والمسلمين حاج احمد آقاي خميني آن نامه را قرائت کردند. مرحوم حاج احمد آقا خميني نامه حضرت امام را قرائت کردند. در اين نامه اصلا اشاره و صحبتي در مورد اين شايعهاي که شما از آن صحبت کرديد وجود نداشت. علت پذيرش قطعنامه توسط امام مشخصا در اين نامه ذکر شده است و چيزي بهعنوان حضور و يا عدم حضور مردم در جبههها بهعنوان تمام و يا بعضي از علل پذيرش قطعنامه شده، در ميان آنها نيست. امام کاملا بهنظر کارشناسان نظامي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي توجه داشتند و در تصميم گيريهاي خود حتما نظرات کارشناسي را رعايت ميکردند. اگر بنا بود که موضوع حضور و يا عدم حضور باشد، قاعدتا بايد در اين مقدمه ذکر کرده باشند. البته حضرت امام در ادامه جملات و نکاتي از نامه فرمانده سپاه را هم آورده که فرمانده سپاه در قسمتهايي از آن نوشته بودند که «تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممکن است در صورت داشتن وسائلي که در طول پنج سال به دست ميآوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته باشيم». بعد اضافه کرده که «بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300 هواپيماي جنگي و 300 هليکوپتر... که از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است، داشته باشيم ميتوان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي ميگويد قابل ذکر است که بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا کند». حضرت امام در ادامه نوشتهاند که «البته با ذکر اين مطالب ميگويد بايد باز هم جنگيد که اين ديگر شعاري بيش نيست».
پذيرش قطعنامه با شعار «جنگ، جنگ، تا رفع فتنه از جهان» مغايرت نداشت؟
داستان پذيرش قطعنامه 598 به معناي عقب نشيني از ايدههاي بلند انقلاب اسلامي و عدم مبارزه با ظلم، ستم، تبعيض و نژادپرستي و يا دفاع نکردن از مظلومين داخل و خارج از کشور نيست. يعني حضرت امام آتشبس را قبول کردند و در يکي از نامههايي که براي فرمانده سپاه نوشتند عبارت «ما به صلحي پايدار فکر ميکنيم» را ذکر کردهاند؛ امام در آن نامه به فرمانده سپاه فرمودهاند که «ضمن اينکه دنبال صلح پايدار هستيم، بايد نيروهاي ما در جبههها حضور فعال داشته باشند و جبههها همچنان از نيروهاي رزمنده ما خالي نشود و حضور داشته باشند. چرا که استکبار جهاني و صدام کساني نيستند که بشود به آنها اعتماد کرد». اين امر نشاندهنده اين است که اولا جبهههاي ما سرشار از نيروها بودند و امام تاکيد ميکند که اينها بايد باشند. ثانيا اينکه ما بهدنبال صلح پايدار هستيم و آن اين است که هر کشوري و هر ملتي بايد به چارچوبهاي حقوق بشري که خودشان مدعي آن هستند پايبند باشد. بنابر اين معناي اين مساله اين است که فتنهاي در جهان نباشد. پس ما بايد آماده هرگونه تجاوز و فتنه از سوي فتنهگران باشيم. هيچ منافاتي ندارد که ما قطعنامه 598 را قبول کنيم، به شرط اينکه صلح پايدار و عدم فتنه در جهان حاکم باشد. اين دو مورد با همديگر قابل جمع است.
چرا امام بعد از پذيرش قطعنامه غمگين بودند و حتي اجازه ملاقات نميدادند؟
اين هم ممکن است بيانگر احساسات شخصي برخي از افراد باشد. يعني چون خودش غمگين بوده فکر ميکند که امام هم غمگين بوده است. اينکه گفته شده بعد از پذيرش حضرت امام غمگين بودند و برنامههاي خود را تعطيل کردند به هيچوجه صحت ندارد.
بهنظر شما مهمترين خصوصيت امام چه بود؟ و چه چيزي باعث شد قطعنامه را بپذيرند؟
شروع و همچنين پايان جنگ و قبول قطعنامه به خاطر مردم و حفظ حرمت جان، مال و ناموس مردم و هم دفاع از کيان سرزمين مقدس ايران بود. حضرت امام تمام اين مسائل را لحاظ ميکردند. هيچگاه امام مستبد به رأي نبودند. بعد از فتح خرمشهر حضرت امام معتقد بودند که بايد آتشبس برقرار شود و ادامه جنگ به مصلحت نيست. ولي اصرار برخي از مقامات و کارشناسان نظامي و سپاه باعث شد که امام فرمودند اگر نظر کارشناسي اين است، طبق نظر کارشناسان امر عمل شود. بر اين اساس، امام معتقد بهنظر کارشناسي بودند و معتقد بودند که بايد هم کشور و هم مردم حفظ شوند و اگر جنگي هست، براي حفظ حدود و صغور و جان و مال و ناموس مردم است و اگر صلحي برقرار ميشود بايد صلح پايدار و رفع فتنه در منطقه و جهان باشد. اگر صلحي باشد که پشت پرده فريب، نيرنگ و شبيخون مجدد به مردم و کشور باشد امام به هيچوجه زير بار آن نميرفتند.