اولین الزام برای اینکه بازار سرمایه بتواند جایگاه خود را بهعنوان منبع تامین سرمایه باز کند شفافیت است. وقتی صحبت از شفافیت میشود تمام لایههای مختلف مانند نوع معاملات، رفتار در بازار، نظارت بازار سرمایه، شفافیت بنگاههای اقتصادی نیز را شامل میشود. متاسفانه ما این شفافیت را در هیچکدام از لایهها مشاهده نمیکنیم و شاهد اتفاقات نادر در بورس هستیم، اتفاقاتی که هیچ جای دیگر روی نمیدهد. بحث دیگر درباره بازار سرمایه، حضور پررنگ دولت است. شاید بنگاههای زیادی در کشور ما خصوصی باشند اما این بنگاههای خصوصی تحت تاثیر سیاستهای دولت فعالیت میکنند و از آنجاییکه دولت برای خود محدودیتی قائل نیست و تصمیمهای مختلفی در بازار میگیرد، روی شرکتها و بازار سرمایه تاثیرگذار است. تا زمانی که دولت به راحتی میتواند سود بنگاهها را تغییر دهد و تا زمانی که حساب و کتابی نباشد اعتماد مردم به سمت این بازار جذب نمیشود. در بازار سرمایه یک مورد کوچک میتواند تاثیرات بالایی داشته باشد و باعث شود تا اعتماد به کلی از بین برود مثلا دولت پالایشگاهها را خصوصی میکند و آن را به مردم میفروشد اما در تعیین قیمت محصول و نهادهها و همچنین سود نقش تعیینکننده دارد. یا دولت یک بانک دولتی که سهام آن به مردم فروخته شده است را مجبور کرد تا یک موسسه مالی غیرمجاز را پوشش دهد همه این فعالیتها به صورت مستقیم به سهامداران منتقل میشود و هیچ کس حاضر نیست خود را تحت این ریسکها قرار دهد.
منبع: ایلنا