بستن
کد خبر: ۱۵۲۴۸۰۹
جلال خوش‌چهره در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

تهران نقطه تعادل کنترل منازعه را تعیین کند

تهران نقطه تعادل کنترل منازعه را تعیین کند
آرمان ملی- سهیل ثابت: تحولات حول محور ایران و آمریکا همچنان پر شتاب پیش می‌رود و هر روز شاهد اظهار نظر مقامات هر دو کشور درخصوص جنگ یا مذاکره هستیم.

 این در حالی است که بسیاری معتقدند نتایج انتخابات اخیر در آمریکا تاثیر بسیاری بر مواضع کاخ سفید خواهد داشت. در چنین شرایطی پرسش این است که در میانه دوگانه جنگ و مذاکره نهایتا طرفین به کدام سمت نیل خواهند نمود؟ در همین راستا «آرمان ملی» با جلال خوش‌چهره تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت‌و‌گو کرده که می‌خوانید. 

*تاثیر انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا بر تحولات میان تهران و واشنگتن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جنگ با ایران می‌تواند به عنوان به عنوان یک متغیر در انتخابات آمریکا به حساب بیاید، اما اینکه آن را متغیر اصلی بدانیم فکر می‌کنم که اشتباه فاحشی خواهد بود اگر چنین تصوری باشد و ما را دچار نوعی خوش‌بینی کند. همانطور که پیش از این هم گفته‌ام بحث جنگ آمریکا و ایران دو وجه دارد؛ یک وجه مساله درگیری و منازعاتی است که بین ایران و آمریکا وجود دارد کما اینکه بین ایران و اروپا هم این وضعیت هست، اما وجه دیگر استراتژی کلان آمریکا در ارتباط با این جنگ است. از یک سو محدود کردن چین به عنوان یک قدرت رو به رشد که از پوسته گذشته خود خارج می‌شود و برخلاف گذشته که اعلام می‌کردند ما کشور در حال توسعه هستیم و ادعای ابرقدرتی نداریم اکنون با کسب یک اعتماد به نفس تازه این گزاره را رسما اعلام می‌کنند؛ بنابراین آمریکایی‌ها به ویژه در استراتژی کلان خود مسئله را با چین و در عین حال محدود کردن قدرت روسیه دنبال می‌کنند. در این استراتژی کلان که آمریکا در مقابله با ایران قرار دارد مسئله نگاه به شرق تهران هم قابل ملاحظه است که این نه تنها برای آمریکا بلکه برای اروپا هم قابل قبول نیست و اتفاقاً یکی از شروط آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها برای از سرگیری گفت‌و‌گو‌ها با تهران برگشت از این نگرش است. در واقع نگاهی که آنها به ایران دارند این است که نباید در تعریف قدرت در بلوک شرق یا قطب بندی‌های جهانی ایران در بلوک شرق جای بگیرد؛ بنابراین من فکر می‌کنم ممکن است که نتایج انتخابات در کوتاه‌مدت برای روز‌ها یا ماه‌های آینده تعدیلی ایجاد کند؛ اما به نظرم می‌آید که رویارویی بین تهران و واشنگتن دیر یا زود محقق خواهد شد. به ویژه فراموش نکنیم یک متغیر دیگر یعنی اسرائیل نیز وجود دارد که تنها به منافع خود فکر می‌کند و خیلی به دغدغه‌هایی که اروپا یا آمریکا دارند بها نمی‌دهد. از این رو من معتقدم که باید نگاه واقع‌گرایانه به موضوع داشت. ممکن است که تعدیلاتی در زمینه دیپلماسی فراهم شود؛ اما اینکه آن تعدیلات به منازعه پایان می‌دهد اینگونه نیست. در چنین شرایطی تهران یا باید از این وضعیت به عنوان یک امکان یا یک فرصت استفاده کند و الا غیر از این اگر قرار باشد که مثل بعضی از سیاسیون یا تریبون‌داران تنها به رجزخوانی اکتفا شود یا به نحوی افراد را دچار نوعی خودفریبی کند، به نظر من ساده‌لوحی خواهد بود بلکه باید با هوشیاری با این مساله برخورد کرد. 


* تحرکات و سفر‌های دیپلماتیک اخیر پیرامون همین موضوع را چطور می‌بینید؛ آیا می‌توان میانجی‌گری چین و روسیه را برای رسیدن به یک توافق در جهت جلوگیری از جنگ تعریف کرد؟

باید به یک نکته اساسی اشاره کنم. من وقتی گفتم وضعیتی که اخیرا در پی انتخابات آمریکا و حتی اسرائیل پیش آمده را می‌توان امکان یا فرصت دید باید اضافه کنم نکته‌ای که الان ورود چین یا روسیه به شکل علنی و خروج از وضعیت زیرپوستی که قبلا داشتند به این وضعیت جدید باید با یک مراقبت جدی از سوی تهران همراه باشد. اینکه یا تهران موضوع گفت‌وگوی قدرت‌های بزرگ می‌شود یا طرف گفت‌وگوی این قدرت‌ها خواهد شد. مساله در این است که تهران باید به شدت مراقبت کند که موضوع گفت‌و‌گو روی میز نشود بلکه یکی از طرف‌های اصلی گفت‌و‌گو باشد که موقعیت خود را برای هرگونه امتیاز فراهم کند. فراموش نکنیم اگر قرار است که هر نوع تنش و منازعه‌ای پایان پیدا کند این تهران و واشنگتن هستند که باید امضا کنند نه اینکه ما نگاه کنیم ببینیم بازی قدرت‌های بزرگ در این زمینه چگونه است. 


* مرور مواضع طرفین مخصوصا ترامپ نشان می‌دهد که هم آمادگی مذاکره وجود دارد و هم اراده کامل برای جنگ؛ چگونه می‌توان از میان این دوگانه، طرفین هم منافع خود را احصاء کنند و هم تنش را پایین بیاورند؟

من معتقدم روی صحبت‌های ترامپ خیلی نمی‌توان حساب کرد. ترامپ لحظه‌ای تصمیم می‌گیرد و حرف می‌زند. یکی از مشکلات بزرگ دولت آمریکا به عنوان ابرقدرت این است که آقای ترامپ در اندازه رئیس‌جمهور ایالات متحده صحبت نمی‌کند. به همین دلیل هم مردم در انتخابات اخیر میان‌دوره‌ای کلافه شدند یعنی دولت دوم ترامپ به دو سال نکشید که مردم آمریکا خسته شدند. کما اینکه اروپایی‌ها و به همین ترتیب جامعه جهانی از وضعیت سینوسی و قابل پیش‌بینی نبودن او خسته شدند. همین قابل پیش‌بینی نبودن در ارتباط با ایران هم وجود دارد یعنی به تهدید‌های ترامپ و به نرمش‌ها و انعطاف‌های او نمی‌توان به عنوان صددرصد نگاه کرد. آنچه که اهمیت دارد این است که تهران باید ببیند که نقطه تعادل کنترل منازعه کجاست، انتخاب کند و تصمیم بگیرد. چون خود تهران هم گاه انعطاف‌هایی را نشان می‌دهد، اما بلافاصله بعد از اظهارات ترامپ یا بعضی از دولت مردان آمریکایی واکنش تند نشان می‌دهد. تهران باید اهداف، وسایل و آنچه که قرار است به دست بیاید را برای خود تعریف کند و در عین حال خیلی فریب حرکت‌های سینوسی ترامپ را نخورد و باهوش و هوشیاری با این موضوع برخورد کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار