در این میان عدهای دیگر بر این عقیده هستند که ترامپ به هر ترتیب دو سال دیگر به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده در قدرت حاضر است و در این راستا هیچکس نمیتواند او را بیش از یک حد مشخص زیر فشار قرار دهد. به عنوان مثال بسیاری بر این عقیده هستند که او پس از سوم ژانویه که یکصد و بیستمین کنگره ایالات متحده کار خود را آغاز کند، با دموکراتها وارد یک دعوای سیاسی حقوقی چندضلعی در خصوص پروندههایی از جمله ایران، اوکراین، خرید گازوئیل از روسیه و همچنین پروندههای شخصی خود و خانوادهاش که به اعمال نفوذ برای درآمد و تجارتهای پشتپرده مظنون هستند، خواهد شد. اعتقاد همین طیف بر این است که اولاً دموکراتهای در بسیاری از موارد به دلیل آنکه دو سوم آرای سنا را برای تقابل سیاسی با ترامپ ندارند، در نهایت صرفاً میتوانند آزار و مزاحمت سیاسی برای وی به بار بیاورند و در نهایت این ترامپ است که با «وتو» تمام مخالفانش را وارد سیکل سرکوب سیاسی خواهد کرد.
دوراهی جنگ و صلح
این دو نظریه از این جهت مهم است که بدانیم اساساً ترامپ در شرایط کنونی و با توجه به تمام لفاظیها و جنگ روانی که به راه انداخته، در یک وضعیت آشفته از منظر سیاسی قرار دارد. او جلوی دوربین رسانهها میایستد و اعلام میکند که همه چیز خوب پیش مرود و با ایران یا به توافق میرسیم و یا به جنگ بازمیگردیم، اما در پشت صحنه به نظر میرسد که خصوصاً پس از اعلام نتایج انتخابات نوامبر اتفاقات دیگری در جریان است. این اتفاقات حالا بیش از هر چیز حول محور پرونده ایران میگردد؛ چراکه به اذعان مقامات سیاسی کاخ سفید و حتی جی. دی ونس، معاون رئیسجمهوری ایالات متحده، بخش اعظمی از شکست جمهوریخواهان به دلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ علیه ایران رخ داده است و بدیهی است که هم اکنون در کاخ سفید هم دو دستگی در مورد اینکه، از این پس با ایران باید چگونه روبهرو شد، بیش از گذشته و حتی قبل از انتخابات به وجود آمده است. در این استا وال استریت ژورنال در گزارش خود مدعی شده که با پایان انتخابات میاندورهای آمریکا، مشاوران دونالد ترامپ و متحدان خارجی او با شتاب در تلاشاند بر تصمیم رئیسجمهور درباره پایان دادن به جنگ با ایران یا ازسرگیری آن تأثیر بگذارند. رأیدهندگان در انتخابات میاندورهای مخالفت قاطع خود را با جنگ نشان دادند و پس از آن، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در شبکههای اجتماعی این پرسش را مطرح کرد که آیا این جنگ ارزش هزینههایش را داشته است یا خیر. مقامهای آمریکایی گفتند ونس پیش از انتشار آن پیام، به رئیسجمهور گفته بود که قصد دارد شکست انتخاباتی را به جنگ نسبت دهد. اردوگاه دیگری که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، و دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در آن قرار دارند، در جریان نشستهای توجیهی اخیر درباره گزینههای نظامی، از بازگشت به عملیات نظامی گسترده حمایت کردهاند؛ این موضوع را مقامهای آمریکایی اعلام کردند. چندین مشاور تندرو خارج از دولت نیز از روز انتخابات تاکنون با ترامپ تماس گرفتهاند تا استدلال کنند که میراث سیاسی او به وادار کردن ایران به تسلیم برنامه هستهایاش بستگی دارد؛ اقدامی که به رئیسجمهور اجازه میدهد ادعا کند فداکاری سیاسی ناشی از جنگ، در نهایت ارزش هزینههای آن را داشته است. این موضوع را مقامهای آمریکایی و یک منبع دیگر آگاه از مسئله اعلام کردند. همچنین مارکو روبیو، وزیر خارجه، و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از تشدید تحریمها و ادامه محاصره تجارت ایران حمایت کردهاند. در مقابل، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، مانند ونس خواستار ادامه حمایت ترامپ از تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی بهمنظور پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز شده است. مقامها گفتند مشاوران دیگری در خارج از دولت نیز با ترامپ تماس گرفته و به او گفتهاند که زمان پایان دادن به جنگ فرا رسیده است.
متقاعد کردن ترامپ!
نکته مهم در این راستا اختلاف ترامپ با معاون خود یعنی جی. دی ونس در خصوص پرونده ایران است. اینکه او دلیل باخت جمهوریخواهان را هزینههای جنگ ایران اعلام کرده بود یک نوع اعتراض درون حزبی به حساب میآید، اما حالا اکسیوس به نقل از دو منبع دیپلماتیک مدعی شده که ونس، طی دو هفته گذشته شخصاً در مذاکرات غیرمستقیم با ایران با هدف دستیابی به آتشبس جدید و ازسرگیری مذاکرات هستهای مشارکت داشته است. از دید تحلیلگران آمریکایی، مشارکت گسترده ونس نشان میدهد که او شخصاً تلاش میکند آمریکا را از این درگیری خارج کند و از سوی دیگر این موضوع همچنین دور جدید مذاکرات غیرمستقیم را به بالاترین سطوح دولت آمریکا ارتقا میدهد. حال باید دید که آیا میانجیگری قطریها به انضمام دوقطبی به وجود آمده در کاخسفید پس از انتخابات میان دورهای میتواند خروجی مثبتی در پرونده ایران داشته باشد یا خیر.