نکتهای که تقریبا در همه این فضاها مشترک است، وفور اکانتهای فیک است. برخی جریانها با ایجاد اکانتهای فیک و یا جذب آنها، سعی در ایجاد فضایی دارند تا بتوانند در فضای سیاسی تاثیرگذار باشند. گاهی بین اکانتهای معلوم درگیری رخ میدهد و آنگاه هریک به فراخور لشکری از اکانتهای فیک را به میدان میآورند و به قول معروف موج ایجاد میکنند و در این فضا پروژهگیری هم رواج پیدا کرده است. گروهی به مراکز ثروت نزدیک شده و در جهت برجسته کردن یا جلوگیری از ایجاد موضوعی خاص، پروژهای تعریف میکنند و بقیه کار به عهده اکانتهای فیک گذاشته میشود. یعنی فضای مجازی قرار بود امکان دسترسی آزاد به اطلاعات و گسترش گفتوگو را فراهم کند، اما امروز بخشی از همین فضا به ابزاری برای مخدوش کردن واقعیت تبدیل شده است. اکانتهای جعلی، هویتهای ناشناس و شبکههای هماهنگ انتشار محتوا میتوانند تصویری بسازند که لزوما با واقعیت جامعه یا میزان حمایت عمومی از یک دیدگاه مطابقت ندارد. خطر اصلی این است که مخاطب بهجای مواجهه با واقعیت افکار عمومی، با تصویری دستکاری شده از آن روبهرو میشود.
موجسازی و هزینه سیاسی
در شبکهای مانند ایکس تعداد بازنشرها، تکرار یک ادعا و حضور پرشمار حسابهای همنظر ممکن است این تصور را ایجاد کند که دیدگاهی مشخص به گفتمان غالب تبدیل شده است، اما فراوانی یک پیام، لزوما به معنای فراوانی باورمندان به آن نیست. گاهی چند حساب هماهنگ میتوانند با انتشار مکرر یک ادعا، برجسته کردن یک موضوع یا حمله به مخالفان، وزن اجتماعی یک نظر را بیش از اندازه واقعی آن نشان دهند و در آن صورت مرز میان مطالبه جامعه و فضایی که برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ساخته شده مبهم میشود. این مسأله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که موضوع به سیاست خارجی، امنیت ملی یا تصمیمهای سرنوشتساز کشور مربوط باشد. برای مثال، اگر در میانه اختلافنظر درباره یک سیاست حساس، گروهی از حسابها یک موضع مشخص را بهطور گسترده بازنشر کنند، ممکن است این تصور شکل بگیرد که جامعه یا نخبگان سیاسی به اجماعی رسیدهاند که در واقع وجود ندارد. چنین فضاسازیای میتواند دامنه بحث را محدود کند، هزینه مخالفت را بالا ببرد و تصمیمگیران را به برداشت نادرست از فضای عمومی سوق دهد.
ارزش راستیآزمایی
پیامد مهمتر این روند، فرسایش اعتماد عمومی است. وقتی مخاطب بارها با حسابهای جعلی، ادعاهای گمراهکننده و موجهای ساختگی مواجه شود، ممکن است بهتدریج نهفقط به شبکههای اجتماعی، بلکه به هر خبر و روایت متفاوتی بدگمان شود. مقابله با این وضعیت صرفا با حذف حسابها ممکن نیست؛ سواد رسانهای، راستیآزمایی مستقل، شفافیت منابع و پرهیز رسانهها از بازتاب دادن هیجانهای مجازی بهعنوان صدای قطعی جامعه ضروری است. در نهایت، مسئله فقط انتشار اطلاعات دروغ نیست؛ مسأله، ساختن تصویری دروغین از واقعیت و واداشتن جامعه به واکنش در برابر آن است.