کسر قابل توجهی از جامعه ماجرای مواجهه قاطع امام خمینی (ره) با بنیصدر را به یاد دارند که پس از جنجالهای بنیصدر امام خطاب به او گفت: «نمیشود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط میکنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد، بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد، دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک کند، مفسد فی الارض است». گویا امروز پس از قریب به ۴۵ سال دوباره تاریخ به نحو دیگری تکرار شده است و جریانی حداقلی، اما با صدایی بلند در مقابل قانون ایستاده و احکام قانونی را به چالش میکشد و با فرافکنی و فرار به جلو میخواهد خود و افراد و منتسب به خود را تبرئه کند. در حالی که در همه مقاطع در تصمیمات اتخاذ شده، اقدامات و احکام صادره از سوی دستگاه قضایی در حوزه مسائل مختلف همواره جنبه قانونی این احکام رعایت شده است؛ لذا اینکه شاهدیم برخی جریانات تندرو امروز به واسطه صدور حکمی از سوی دستگاه قضایی اینگونه بر آشفتهاند و شهر را به هم ریختهاند ناشی از تقابل با قانون است. همزمان با حکم ۱۰ ماه زندان حمید رسایی نماینده تهران در مجلس برای صادق زیباکلام، عباس عبدی فعالان سیاسی و رسانهای و همچنین حشمتا... فلاحت پیشه نماینده ادوار محلس نیز احکامی صادر شد، اما هیچ یک از این افراد به سمت ایجاد جنجال نرفتند و به رای صادره و قانون تمکین کردند. اما تنها کسی که هم خود و هم حامیانش نسبت به حکمی که صادر شد اعتراض کردند و قوه قضائیه را مظان حمله و تخریب قرار دادند حمید رسایی و حامیانش بودند. امروز رسایی بابت جرمی که مرتکب شده در زندان بسر میبرد و این چیزی است که حامیان رسایی نمیخواهند بپذیرند و معتقدند رسایی و همه افراد حاضر در این جریان هر تخلفی مرتکب شدند نباید برخوردی با آنها صورت گیرد؛ لذا با فرافکنی برخورد صحیح قضایی با رسایی و صدور حکم وی را سیاسی میخوانند تا دستگاه قضایی را تحت فشار قرار دهند. در شرایطی که کشور در شرایط حساسی بسر میبرد و رهبر انقلاب بارها از لزوم وحدت و انسجام ملی صحبت کردهاند؛ اما تندروها و احزاب متبوعشان یعنی جبهه پایداری و شریان به جای حرکت در مسیر انسجام و وحدت ملی، به تخریب مسئولان میپردازند و از نماینده مجرم که در حال سپری کردن دوره محکومیت خود است دفاع میکنند. چنانکه یا به تخریب قالیباف میپردازند یا پزشکیان را مورد تخریب قرار میدهند. چه اینکه اخیرا مهدی جمشیدی چهره متمایل به جبهه پایداری در مناظره با احمد زیدآبادی با تخریب رئیسجمهور مسعود پزشکیان را حاصل رای قومیتی در انتخابات دانسته و این رای را بیارزشترین و بیفکرترین رای در انتخاباتها قلمداد کرده و گفته رئیسجمهور نمیتواند بیغلط حرف بزند یا درست راه برود».
* تقابل با حاکمیت
مروری بر اتفاقات مختلفی که در دهههای پیشین در کشور افتاد و هر کدام علل، عوامل و پیامدهایی داشت تندروها و جریان خاص همواره خود را در موضع طلبکار، و حامی مواضع نظام قرار دادهاند. گویی اینکه نظام، انقلاب و حاکمیت صرفا در این جریان خلاصه میشود و تمامی اعمال، تحرکات و اقدامات سایر جریانات در تقابل با نظام است. اما نگاهی به رخدادهای چند وقت گذشته به ویژه پس از جنگ ۴۰ روزه تا کنون نشان میدهد که دیگر جریان خاص و تندرو نه در جایگاه حامی تصمیمات نظام و حاکمیت، بلکه در جایگاهی قرار گرفته که پیش از این جریان مقابل خود را به آن متهم میکرد یعنی تقابل با حاکمیت. اینکه جریان خاصی در کشور خود را ذینفع و صاحب حق میداند و ولو با وقوع هر جرم و تخلفی خود را از هر گونه برخورد قضایی مصون میداند امری است که جریان تندرو خود گفته و گویا باور کرده است. چرا که رفتار امروز آنها با وجود یک اقدام حقوقی، قضایی و حکم صادره از سوی قوه قضائیه علیه حمید رسایی نشان از تقابل تندروها با ارکان حاکمیت دارد. چنانکه گویی تصور میکنند با فشار به نهادهای مختلف حاکمیتی میتوانند اهداف و منویات خود را پیش ببرند.
* تجمعات شبانه
تجمعات شبانه از زمانی که به راه افتاد با هدف حمایت از مواضع حاکمیت و نیروهای مسلح بود و اینکه بتواند ضلع سوم مثلث دیپلماسی- میدان و خیابان باشد. اما متاسفانه هر چه از روزهای پایانی جنگ ۴۰ روزه و پس از آن آتشبس فاصله گرفتیم این تجمعات به جای آنکه تبلور و تجلی انسجام ملی باشد بیشتر تحت تاثیر جریان تندرو افراد منتسب به جبهه پایداری و شریان قرار گرفت. چنانکه به اعتقاد بسیاری امروز این تجمعات از سوی جریان خاص مصادره شده و نه تنها در مسیر انسجام ملی پیش نمیرود بلکه صرفا در راستای تسویه حسابهای سیاسی و جناحی، حمله به مسئولان نظام و حمله و توهین به شخصیتهای سیاسی و حمایت از برخی افراد و چهرها تشکیل میشود. چنانکه پس از صدور حکم حمید رسایی از سوی دستگاه قضایی همه تجمعات در اختیار هواداران وی در جهت حمایت از او قرار گرفته و شعارها در باب مخالفت با این حکم و سایر حواشی ایجاد شده است. حال پرسش اینجا است که اگر قرار بود هر حکمی از سوی دستگاه قضایی با تجمع حامیان محکوم همراه شود آیا چهرههای دیگر هم که حکمی برایشان صادر شده، میتوانند حامیان خود را برای تجمع به میادین و خیابانها فرابخوانند؟ باید توجه کرد که برخی از محکومان دستگاه قضایی طرفدارانی دارند و اگر قرار بر تجمع باشد، آنها هم احتمالا میتوانند در این زمینه مانند تندروها عمل کنند. اینکه همه به احکام صادر تن بدهند، اما برخی افراد و جریانات از آن تمکین نکنند قابل پذیرش نیست. بدتر اینکه بخواهند از فضای تجمعات شبانه که عامل وحدت و انسجام بوده سوءاستفاده کنند و قوه قضائیه را بابت صدور یک حکم برای یک محکوم قضایی مورد هجمه قرار دهند.