در ادوار گذشته کشورهای عضو اتحادیه اروپا به عنوان شریک سنتی آمریکا سعی کردهاند تا به هر ترتیب که شده خود را با ادبیات و سیاست آمریکاییها در قبال تهران و حتی سایر پروندههای دیگر همسو کنند و بارها شاهد این همسویی بودهایم.
تکرار بازی اروپایی
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حاشیه نشست غیررسمی وزیران دفاع اتحادیه اروپا اعلام کرد که آزادی کشتیرانی باید رعایت شود و تلاشهای دیپلماتیک همچنان ادامه دارد، اما هنوز نتیجهای حاصل نشده است. وی بدون اشاره به اقدامات اسرائیل و آمریکا گفت که برای ما مهم است که در مسیرهایی که پیش از این باز بودهاند، هیچ عوارض یا هزینهای دریافت نشود و وزیران دفاع این اتحادیه موضوع تنگه هرمز را در چارچوب امنیت دریایی بررسی خواهند کرد. این مواضع در حالی از سوی کایا کالاس مطرح شده که اتحادیه اروپا از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بدون محکوم کردن این اقدام مغایر با قوانین بینالمللی، صرفاً بر تأمین منافع خود در تنگه هرمز تمرکز کرده که نشان میدهد قازه سبز در این مدت صرفاً به تماشای این وضعیت نشسته است. اینکه چرا اتحادیه اروپا اساساً در طول شش ماه گذشته سعی کرده تا یک بیتفاوتی مشخص را در قبال پرونده ایران برگزیند، موضوعی است که درونمایه آن را باید در رفتارشناسی سیاسی اروپاییها و وضعیت فعلی آنها جستوجو کرد. واقعیت این است که اتحادیه اروپا دیگر وجاهت و نفوذ سیاسی دهه ۹۰ میلادی را ندارد و این بلوک به شریک دسته دوم برای آمریکا بدل شده است. عضویت اروپا در ناتو که رهبری آن را آمریکا بر عهده دارد، یکی از حلقههای محکم ارتباطی دو سوی آتلانتیک با یکدیگر قلمداد میشود که در جنگ افغانستان و عراق این همکاری و تاثیرات شوم آن مشاهده شد، اما مساله این است که اتحادیه اروپا از چشم دونالد ترامپ مصرفکنندهای قلمداد میشود که فاقد خروجی مثبت برای واشنگتن است. ترامپ نه تنها در دور اول، بلکه در دور دوم ریاست جمهوری خود نیز بر این عقیده و اصول تاکید دارد که دولتهای اروپایی باید بیش از گذشته خواستههای آمریکا را تامین کنند. ترامپ یک شخصیت «ضدنهادی» است و به همین دلیل پیمانها و سازمانهایی را که از نظر او نفعی برای آمریکا ندارند، بلاموضوع میداند. جنگ تعرفهای که ترامپ علیه کانادا به راه انداخته، نوعی زهرچشم گرفتن هم به حساب میآید؛ چراکه او در قضیه جنگ علیه ایران بارها عملکرد اتحادیه اروپا را زیر تیغ نقد قرار داد و حتی با وجود مشارکت اطلاعاتی و تسلیحاتی ناتو در این جنگ، او همچنان اتحادیه اروپا را یک نوع شریک قابل اعتماد و غیرهمسو با سیاستهای خود قلمداد میکند. در چنین شرایطی باید توجه شود که جنگ اوکراین نیز در حال ورود به مراحل خطرناک است و میتواند روز بهروز گستردهتر شود و همین موضوع برای اتحادیه اروپا از یکسو هزینه هنگفت مالی را به دنبال خواهد داشت و از سوی دیگر ممکن است که حملات روسیه، به عمق این جغرافیا کشیده شود و بدون شک آمریکا در چنین شرایطی کمک چندانی به بروکسل نخواهد کرد. از نظر اروپاییها ترامپ این اتحادیه را به حال خود رها کرده و آنها نیز به نوعی برای همسویی بیشتر با واشنگتن در خصوص تنگه هرمز و ایران در شک و تردید قرار دارند. موضوع اصلی این است که رویکرد اروپاییها در مورد ایران و وضعیت کنونی کاملاً تکراری و خالی از یک موضع مشخص و اثرگذار است. به عبارت دیگر هم میتوان گفت اروپاییها در این پرونده از فرمول وسطبازی استفاده میکنند و هم میتوان گفت اروپاییها فاقد سازوکار و قدرت اثرگذاری در این موضوع هستند.
واکنش تهران به بروکسل
موضع ایران نیز در خصوص دوگانگی اتحادیه اروپا کاملا مشخص و روشن است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه درباره بیانیه اتحادیه اروپایی درباره تحریمهای جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، در ایکس نوشت: «به نظر میرسد اتحادیه اروپا به نحوی فزاینده در حال چشمپوشی از استقلال، قوانین، ارزشها و موازین اخلاقی خود در برابر ارعاب آمریکا باشد. این رفتار را با رویکرد اروپا در سال ۱۹۹۶ مقایسه کنید؛ زمانی که اتحادیه اروپا تصمیم گرفت مستقل عمل کند و برای دفاع از حاکمیت خود در برابر نظام تحریمهای آمریکا «مقررات انسداد» را به تصویب رساند. اما امروز، همین اتحادیه، تبدیل به حامی قانونشکنی واشنگتن شده است». او همچنین با نقد سیاست اروپا گفت که «اتحادیه اروپا نمیتواند تروریسم اقتصادی واشنگتن علیه ایران را تائید کند و همزمان مدعی تلاش برای تنشزدایی و برقراری ثبات منطقهای باشد؛ چراکه این دو با یکدیگر جمعپذیر نیستند و چنین رویکرد غیرمسئولانهای، گواه سقوط اخلاقی و بیکفایتی سیاسی اتحادیه اروپا است». بقایی خطاب به دولتهای اروپا اعلام کرد که «تبعیت اروپا از تحریمهای آمریکایی خلاف مقررات حقوق بینالملل و همچنین نقض صریح مقررات خود اتحادیه اروپایی است. بنابراین، اتحادیه اروپایی به قیمت چشمپوشی از استقلال خود، حاکمیت تکتک کشورهای عضو و زیر پا گذاشتن حاکمیت قانون، خود را به مطیع آمریکا تبدیل کرد».