اما واقعیت این است که برای عدهای آنچه اهمیت ندارد منافع ملی و انسجام ملی است. نگاهی به تحرکات بر خی جریانات طی ماههای گذشته به خوبی مؤید این نکته است که آنها جدای از منویات و اهداف خود به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنند و همه چیز را با مترو و معیار خود میسنجند و اساسا امنیت ملی و منافع ملی برایشان از چندان اهمیتی برخوردار نیست. دشمن به وضوح نشان داده که دنبال ترور و به شهادت رساندن مسئولان کشورمان است؛ اما اعجاب و حیرت از کسانی است در داخل حضور دارند و به تخریب چهره و شخصیت مسئولان کشور میپردازند و هیچ اصلاحی در کار خود صورت نمیدهند. آن هم در حالی که رهبر انقلاب در پیامهای مختلف تاکید بر عدم تخریب مسئولان و حمایت از آنها داشته و دارند.
*از رقابت درونگروهی تا تخریب
سالها اصولگرایان در پی این معنا بودند که چرا جریان مقابل به راحتی به اجماع و ائتلاف میرسد و پیروز هر انتخاباتی است؛ اما ما همواره شکست میخوریم؛ اما به جای اینکه پاسخ این پرسش را در نوع رویکردها، تفکرات و شعارهای خود بیابند به سراغ پاک کردن صورت مساله رفتند و به جای رقابت به رویکرد حذفی و خالصسازی در پیش گرفتند تا جریان اصلاحطلب و معتدل را از میدان به در کنند به این امید که بتوانند همه مناصب انتخابی را در اختیار خود بگیرند. اما به تجربه صابت شد که آنها حتی در میان خود نیز دچار شکاف و اختلاف هستند. جایی که اختلافات آنها در انتخاباتها به لیستهای مجزا هم کشید و به قول معروف کلاه اصولگرایان در هم رفت و این مساله به رسانههای حامی نیز کشیده شد و در حدی فراتر در مجلس خود را نشان داد. جایی که وقتی اکثریت نمایندگان مجلس از روند کلی دیپلماسی حمایت کردند نمایندگان طیف تندرو پایداری و حامیان جلیلی از این حمایت سر باز زدند و از تریبون مجلس گرفته تا سایر تریبونها مثل تجمعات شبانه و صداوسیما به تخریب مسئولان در اداره امور کشور پرداختند.
* انسجام ملی یا میتینگ انتخاباتی؟
تریبونهای شبانه قرار بود محلی برای تقویت انسجام ملی و حمایت از مسئولان و تصیمات ملی باشد؛ اما هر چقدر از روزهای ابتدایی شکلگیری این تجمعات فاصله گرفتیم دیدیم که این تجمعات از سوی جریان خاص تندرو مصادره شد و اهداف شکلگیری این تجمعات نیز به کل تغییر کرد. به عبارتی اگر تا دیروز شعارها در راستای حمایت از نظام و کشور و تصمیمات ملی بود کمکم شعارها به سمت تخریب و هجمه به مسئولان، دولت، شعام و هیات مذاکره کننده رفت.
چنانکه در این ارتباط سهشنبه محمدباقر قالیباف رئیس مجلس در نطق یش از دستور گفت: «تریبونداران و صحنهگردانان باید امر رهبر معظم انقلاب مبنی بر صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه، تنازع و اختلافات سیاسی و تفاوتهای اجتماعی را از اصولیترین محورهای عمل خود قرار دهند تا موجب طرد مردم با سلایق دیگر نشوند. خیابان محل میتینگهای انتخاباتی نیست، بلکه میدانهای اتحاد مقدسی است که باید هسته سخت ۹۰ میلیونی را در خود جای دهد».
گرچه این اظهارات قالیباف بیپاسخ نماند و رسانه حامی تندروها یعنی رجانیوز با حمله به قالیباف اظهارات او را بیانیه خوانی پر حاشیه خواند و نوشت: «رئیس مجلس با قرائت بیانیهای از روی کاغذ که معلوم نیست چه کسانی متن آن را برایش نوشتهاند، بازهم از توافق با آمریکا در اسلامآباد که رهبر انقلاب صراحتا با آن مخالفت کرده بودند، دفاع کرد».
واقعیت این است که تندروها در برنامهای هدفمند تخریب چهره قالیباف را در دستور کار قرار دادهاند، چون او را یک عنصر تاثیرگذار در میدان میبینند که عملا مقابل تندروها ایستاده و آنها را عنصر نامطلوب در میدانهای شبانه میبیند. همین لفظ «خیابان محل میتینگ انتخاباتی نیست» نشان میدهد که قالیباف کجا را نشانه گرفته است و هدف سخنانش چه اشخاص و جریاناتی هستند. آنهایی که تجمعات شبانه را به جایی برای عقدهگشایی و تخریب مسئولان قرار دادهاند. چنانکه حجتا... عبدالملکی وزیر کار دولت سیزدهم که شعار ایجاد اشتغال با یک میلیون تومان داده بود در تخریب هدفمند دولت گفته است: «گرانیها یک درصد هم به جنگ مربوط نیست» ادعایی که کذب بودن آن با یک بررسی ساده روشن میشود.
* دعوا در میدان خالی!
کشمکش و دعوای درونی اصولگرایان با هم و تخریب و هجمه علیه یکدیکر در شرایطی است که جامعه مدتها است آنها را شناخته و و این سنگاندازیها برایش عادی شده است. خود تندروها نیز در واقع میدانند که این اقداماتشان دعوا در میدان خالی است و جامعه خسته از فشارهای اقتصادی و تورم دیگر خام چنین رفتارهایی نمیشود. امروز جامعه دیکر میداند دعواهای این چنینی نه برای حل مشکلات کشور و در مسیر منافع ملی بلکه در جهت کسب قدرت بیشتر و منافع جناحی است که بر مبنای آن حاضرند یکی دیگر را تخریب و تخطئه کنند.