طرح کلیات در رسانههای کشور واکنشهایی را پدید آورد و ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دوازدهم خبر داد که این طرح در نخستین هفتههای بازگشایی مجلس به صحن خواهد آمد. در بین مجموعه اظهارنظرهایی که درباره این طرح صورت گرفته، سخنان عباس گودرزی توجه را جلب میکند. او در مقام سخنگوی هیات رئیسه مجلس گفته است: در این طرح هرگونه فعالیت یا ارتباط اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از ایرانی یا خارجی که موجب نقض استقلال، حاکمیت، امنیت ملی و هویت ایرانی-اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و یا تسهیل نفوذ و سلطه و سیطره بیگانگان بر منافع جمهوری اسلامی ایران شود بر اساس جرم انگاری صورت گرفته در این طرح، متخلفان مجازات خواهند شد. حسن قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در دفاع از این طرح گفته است: «در موضوع جاسوسی قانون داریم، اما در حوزه نفوذ، خلأ قانونی وجود داشت. ضرورت تصویب قانون برای مقابله با نفوذ برای همه دستگاههای ذیربط محرز و مسلم است و این طرح با هدف ایجاد چارچوب قانونی مشخص برای شناسایی، پیشگیری و مقابله با نفوذ تهیه شده است». تأمین امنیت ملی، خلأ قانونی و جلوگیری از جنگ ترکیبی از جمله دلایلی بوده که در پس این طرح قرار داشته است. اما این طرح مخالفانی هم داشته است. عثمان سالاری نایب رئیس دوم کمیسیون قضایی و حقوقی با طرح این اشکال که مطابق نظریه تفسیری شورای نگهبان، هر طرح یا لایحهای که ماهیت قضایی و حقوقی داشته باشد، باید نظر قوه قضاییه درباره آن اخذ شود، گفته است: «تا آنجا که اطلاع دارم، در فرآیند بررسی این طرح نظر قوه قضاییه اخذ نشده و این قوه مورد مشورت قرار نگرفته است. متأسفانه در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، قاضی یا حقوقدانی که با اصول کلی حقوقی و عمومات قانونی آشنایی داشته باشد، حضور ندارد و اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی نیز در بررسی این طرح مورد مشورت قرار نگرفتهاند». محسن زنگنه نماینده مردم تربت حیدریه نیز با طرح این پرسش که آیا موافقان این طرح، بندهای آن را بهصورت دقیق بررسی کردهاند، گفته است: «در این طرح به همه حوزههای اقتصادی و فرهنگی تعرض شده و بر اساس ماده ۳ آن از این به بعد انجام تمامی فعالیتهای دستگاههای مشمول این قانون باید در سامانه ثبت و دریافت مجوز پیشبینی شده است و در واقع با این ماده از تمامی فعالیتهای اقتصادی جلوگیری خواهد شد».
نگاه دقیقتر به طرح
با اینکه موافقان این طرح معتقدند که فعلا کلیات تصویب شده و هنوز برای بررسی جزییات فرصت هست و با همین نگاه، فارس نوشته است که نسبت دادن همه مواد و مجازاتهای منتشرشده به قانون مصوب فعلاً دقیق نیست و حتی مرکز رسانه مجلس درباره برخی برداشتها از متن طرح توضیح داده است. با این حال میتوان تصور کرد چه نگاهی پشت تصویب این طرح وجود داشته است. به نظر میرسد یکی از مهمترین دلایلی که طراحان سراغ آن رفتهاند، بعد از ماجرای ضربات امنیتی بوده و حال درصدد رفع حفرهها و پیشگیری از تکرار آن هستند. احتمالاً مهمترین انگیزه واقعی، احساس یک شکاف امنیتی جدی است. وقتی کشور در معرض عملیات اطلاعاتی و نظامی قرار گرفته، طبیعی است که بخشی از حاکمیت به این نتیجه برسد که باید دایره کنترل و شناسایی ارتباطات مشکوک را افزایش دهد. احتمالا این نتیجه به دست آمده که «نفوذ فقط در اتاق فرماندهان اتفاق نمیافتد؛ باید محیط اجتماعی را که ممکن است سرویسهای خارجی از آن نیرو، اطلاعات یا پوشش بگیرند نیز کنترل شود»، و قابل درک است، اما این همان نقطهای است که احتمال انحراف وجود دارد. ممکن است در ذهن برخی طراحان، تصویر این نیست که مامور خارجی وارد کشور میشود و اطلاعات جمع میکند، بلکه باید این تصویر باشد که فضا از قبیل رسانه، دانشگاه، فرهنگ و شبکه اجتماعی باعث شکل گیری ارتباط با خارج میشود و از این ارتباط فرد جذب شده و اطلاعات منتقل میشود. از این منظر، حتی فعالیتی که خودش جاسوسی نیست، ممکن است بخشی از محیط مساعد برای جاسوسی تلقی شود. به همین دلیل است که در طرح، حوزههایی مثل رسانه، فرهنگ و هنر نیز مورد توجه قرار گرفتهاند و در حوزه فرهنگ و هنر، نقش ضابطان و مراجع قضایی میتواند پررنگتر شود. یعنی احتمالا گفته نمیشود که «یک فیلمساز جاسوس است» بلکه ممکن است گفته شود «محیط فرهنگی میتواند محل اثرگذاری سرویس خارجی قرار گیرد». طراحان احتمالا یک تعریف حداکثری از امنیت دارند و در این تعریف امنیت فقط به معنای سالم ماندن تأسیسات نظامی یا کشف جاسوس نیست. فرهنگ، سبک زندگی، رسانه، پوشش و رفتار اجتماعی نیز میتواند بخشی از امنیت تلقی شود. مثلاً در نقشه مهندسی فرهنگی کشور صراحتاً از ارتقای سطح امنیت فرهنگی و مقابله با تهدیدهای «جنگ نرم» سخن گفته شده و حتی هویتزدایی، ناامنی و بیاعتمادی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و القای ناکارآمدی نظام اسلامی در زمره این تهدیدها قرار گرفته است؛ بنابراین میتوان گفت ذهنیتی که چنین طرح را تنظیم کرده از مدتها قبل، فرهنگ را بخشی از امنیت میدانسته است و مسئله امروز این است که چنین نگاهی به مسئله نفوذ اطلاعاتی تعمیم داده شده است. البته این همه در صورتی است که در بررسی جزییات، تغییر معناداری صورت نگیرد.
شکار جاسوس
با توجه به اهمیت مساله نفوذ و الزامی که در پس کنترل آن نهفته است، اگر نمایندگان مجلس و طراحان این طرح میخواهند بر نفوذ تمرکز کرده و جلو آن را سد کنند، باید خود را برای پاسخ دادن به سوالهای جدی آماده کنند. این سوالها معطوف به اتفاقات افتاده است. آیا کسی از بین نمایندهها به سخنان عراقچی توجه کرده است؟ آیا غیر از قوه قضاییه که نسبت به سخنان عراقچی واکنش نشان داد و از او خواست مستندات خود را به این قوه ارائه دهد، آیا نمایندههای مجلس به این مهم توجه دارند که باید به کدام سو نظر کنند؟ بستن راه نفوذ فرهنگی و... به جای خود محفوظ، آیا نمایندهها توجه دارند که بخش موثری از نفوذ در چه ساحتی جریان دارد؟ این پرسشها و پرسشهایی از این دست وارد حریمهای حساس میشود. آیا نمایندههای طراح فکری برای چگونگی مواجهه با این حریمهای حساس کردهاند؟ نگرانی از این است که جامعه تصور کند که نمایندههای مجلس دچار جابجایی مساله شده باشند. با همه اینها یک احتمال دیگر را نباید نادیده گرفت. ممکن است بخشی از نمایندگان اصلاً چنین نگاهی نداشته باشند و یا به این سوالها فکر نکنند. آنها ممکن است تحت تأثیر فضای سیاسی و امنیتی موجود، صرفاً با این منطق رأی داده باشند که کشور در وضعیت جنگی است؛ پس هر قانونی که دست دشمن را ببندد، باید تصویب شود. این توضیح با واقعیت سیاسی مجلس هم سازگار است. حتی در میان نمایندگان موافق، مخالفت با اصل مقابله با نفوذ مطرح نبوده، بلکه انتقادهایی درباره منقح و منسجم نبودن طرح و تبدیل مقابله با نفوذ به مجموعهای از محدودیتها و احکام پراکنده مطرح شده است. اما غلبه یک نگاه خاص به مفهوم امنیت در طراحی طرح قابل مشاهده است. ممکن است طراحان طرح واقعاً قصد داشته باشند با نفوذ مقابله کنند، اما اگر تعریف آنها از محیط نفوذ آنقدر گسترده شود که بخش بزرگی از جامعه را دربر بگیرد، در نهایت به جای شکار جاسوس، جامعه را شکار میکنند.