امید علیبابایی، فعال حوزه جوانان نوشت: در یونان باستان، افسانهای وجود دارد که پروکروستس نامیده میشود. ماهیت رفتاری پشت این افسانه آنقدر جهانشمول و گسترده است که بعد از چندین قرن، نسیم نیکلاس طالب نام یکی از اصلیترین کتابهای خود را از آن برداشت کرده است. در مقدمه این کتاب گفته شده که در اسطورههای یونانی، پروکروستس فردی بود که در خانهاش مراسم مرموزی اجرا میکرد و شیوه مهماننوازی عجیبی داشت.
او از مهمانانش با بهترین خوراکیها پذیرایی میکرد، اما برای خواب اصرار داشت که تختخواب کاملا اندازه مهمانها باشد، اما با یک نکته کلیدی؛ در آنجا فقط یک تختخواب وجود داشت، آنهایی که بلندقد بودند پاهایشان با تبر تیزی قطع میشد و آنهایی که کوتاهقد بودند را آنقدر میکشید تا هماندازه تخت شوند. در روایتی دیگر آمده که او دو تخت داشت، قربانیان کوتاهقد را در تخت بزرگ و قربانیان بلندقد را در تخت کوچک میخواباند و همان بلای قبلی را سرشان میآورد.
این موضوع چه یک داستان پندآموز و چه یک روایت واقعی باشد نشاندهنده دردی است که بشریت از گذشتههای دور با خود برای نوادگانش به ارث گذاشته و با گذشت زمان بهجای درمان این درد، برخی خودآگاهانه و بسیاری هم ناخودآگاه خود را به آن مبتلا ساختهاند. تختی که استعارهای از افکار و عقاید هر شخص است و مهمانانش، قربانی تفاوت دیدگاه هستند، دیدگاهی که شاید برای هیچکدام از طرفین داستان تاثیرگذار نباشد! شاید در جوامعی که هنوز درگیر گذار از سنت به مدرنیته هستند این تمثیل مشهودتر باشد.
در فضایی که ظاهر افراد و ابزار، مدرن شده و زندگی بدون شکل مدرن، آسایش را مختل میکند و آرامش هم کمتر از قبل است، چنگ زدن به گذشته و نوستالژیبازی ناخودآگاه به وسیلهای برای بازگشت به سنتها تبدیل میشود که حتی ممکن است آرامش ناشی از این تداعی هم حقیقی باشد و در واقعیت هم گذشته بسیار آرامتر از امروز بوده باشد، اما جنبه منفی قضیه آنجایی است که سنت با خود دردهایی مثل پروکروستسگرایی را به ارث گذاشته و در جامعهای که کسوتگرایی به هر قیمتی باید رعایت شود، میتواند تاثیر منفی بیشتری بر عدم آرامش نسلهای نو به نسبت نسلهای قبل بگذارد. تفاوتهای نسلی، تضاد یا حتی تنازع نسلی که علت بسیاری از مشکلات کنونی جامعه ماست از همین پروکروستسگرایی ناشی میشود یعنی به جای اینکه بستر مشکل تغییر کند و به همسانسازی آن با پارامترهای معیار نسلهای نو اقدام شود، آن پارامترها تخریب و سرزنش میشوند.
در شرایط فعلی با گستردگی زیاد روابط، ابزارها و... تعداد پارامترهای تشکیلدهنده عقاید، ظواهر، رفتار و... نسلهای نو بسیار بیشتر از گذشته هستند پس ممکن است، پروکروستسهای امروزی حتی یک پارامتر اشتباه را در تختخواب معروف قرار دهند و آن را هماندازهاش کنند درحالی که همان پارامتر ممکن است نقطه مشترک بین نسلها باشد.
شاید هم این پروکروستسگرایی نتیجه غیرقابل انکار یک دومینوی رفتاری باشد که نسل به نسل، دههها و قرنها ادامه پیدا کرده و نسلهای قبل در تلافی رفتاری که با آنان شده به ادامه این راه گرایش پیدا کردهاند یا شاید هم نتایج و دستاوردهای خوبی از این نوع رفتار دیدهاند و نسلهای نو را برای رسیدن به سعادت به این وادی کشاندهاند! اما در این بین نکته حائز اهمیت این است که نسلهای قبل برای زندگی روزمره مجبور به استفاده از ابزارهای مدرن هستند و بهروز شدن و بهروز ماندن آنها مستلزم کمک گرفتن از نسل نو است پس مجبور به همراهی با جوانان هستند تا خودشان هم بتوانند در جامعهای مدرن زندگی کنند و در ظاهر هم که شده از برخی روشها برای حفظ منافع شخصی عبور کنند، چون همانطور که نسیم نیکلاس طالب میگوید: «مدرنیته هم ما را به پیری زودرس دچار میکند، هم به ما عمر طولانیتر میدهد». شاید همین پارادوکس ناشی از مدرنیته و تغییر سریع شرایط، نسلهای قبل را مجبور به همگرایی با نسلهای نو کند و مثل یک تبر به جان تخت پروکروستس بیفتد.