تحولات اخیر در حالی رخ داد که ترامپ بارها از نزدیک بودن امضای تفاهمنامه و... خبر میداد، اما حملات و اقدامات تحریکآمیز علیه ایران، این معادله شکننده را برهم زد و ایران را ناگزیر کرد در برابر آنچه تعرض مستقیم به امنیت و منافع ملی خود میداند، واکنش نشان دهد. گفته میشود که واکنش سریع ایران به تجاوز آمریکا در رسیدن به نتیجه برای تفاهم اولیه بی تاثیر نبوده است. ایران به جهان نشان داد که هرگونه بیتوجهی به جایگاه ژئوپلتیکی ایران میتواند معادلات انرژی، تجارت و امنیت منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
منافع واقعی تنگههرمز
به گزارش «آرمان ملی»، محمد حسینی نماینده ادوار مجلس در این باره گفت: آمریکا و متحدانش در سالهای گذشته بارها تلاش کردهاند نقش ایران در امنیت انرژی منطقه را نادیده بگیرند یا آن را صرفاً در قالب تهدید معرفی کنند، اما واقعیت جغرافیا و اقتصاد جهانی چیز دیگری است. تنگه هرمز تنها یک مسیر آبی نیست، بلکه یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان است که بخش مهمی از نفت و فرآوردههای انرژی از آن عبور میکند. از همین رو، هر تصمیم سیاسی یا نظامی در اطراف این تنگه، صرفاً یک موضوع محلی یا منطقهای باقی نمیماند و بلافاصله در بازارهای جهانی نفت، بیمه کشتیرانی، حملونقل دریایی و حتی بودجه کشورهای مصرفکننده انرژی بازتاب پیدا میکند. او با اشاره به ظرفیتهای ایران در تنگه هرمز، تأکید کرد: باوجود اهمیتی که این تنگه برای ایران و جهان دارد، نگاه کشور به این منطقه نباید فقط بر مبنای اخذ عوارض یا درآمدهای مستقیم از عبور کشتیها تعریف شود، چراکه ایران از موقعیت جغرافیایی ویژهای برخوردار است و این موقعیت، بخشی از حقوق و ظرفیتهای راهبردی کشور محسوب میشود، اما بهرهبرداری درست از این ظرفیت، الزاماً به معنای گرفتن پول از هر کشتی عبوری نیست، چون ارزش واقعی تنگه هرمز برای ایران در مدیریت راهبردی آن نهفته است و مدیریتی که میتواند اثرات بسیار گستردهتری بر درآمدهای نفتی و جایگاه سیاسی ایران در منطقه داشته باشد.
تعیین قیمت بیشتر نفت
او معتقد است: اگر ایران بخواهد فقط به سمت دریافت عوارض از کشتیهایی برود که از محدوده تنگه هرمز عبور میکنند، درآمد حاصل از آن در مقایسه با ظرفیتهای بزرگتر اقتصادی چندان قابل توجه نخواهد بود. حتی اگر چنین اقدامی از نظر حقوقی و سیاسی در دستور کار قرار گیرد، رقم نهایی آن نمیتواند با درآمدی که از افزایش قیمت نفت حاصل میشود، قابل مقایسه باشد. در حقیقت مسأله اصلی این نیست که ایران از هر کشتی چه میزان عوارض بگیرد، بلکه مسأله مهمتر آن است که جایگاه ایران در این گذرگاه چگونه میتواند بر قیمت نفت، امنیت عرضه و معادلات انرژی جهان اثر بگذارد. حسینی در توضیح این موضوع به تفاوت میان درآمد عوارضی و درآمد ناشی از افزایش قیمت نفت اشاره کرد و گفت: اگر ایران بتواند با اتکا به موقعیت خود در تنگه هرمز، نقش مؤثرتری در مدیریت بازار انرژی ایفا کند، درآمدی که از محل افزایش قیمت نفت به دست میآید بسیار بیشتر از هر نوع عوارض احتمالی در تنگه هرمز خواهد بود. به گفته او، در زمان بودجه بندی سال گذشته قیمت نفت در بودجه حدود ۶۵ دلار پیشبینی شده بود، اما ایران در حال حاضر نفت را با مدیریت آنچه که جریان دارد به سطحی حدود ۸۵ یا ۹۰ دلار میفروشد، همین اختلاف قیمت میتواند برای کشوری مانند ایران که روزانه بین یک تا دو میلیون بشکه نفت صادر میکند، درآمدی قابلتوجه ایجاد کند که قابل مقایسه با میزان عوارض دریافتی احتمالی از کشتیها در تنگه هرمز نیست.
افزایش قدرت چانهزنی
این نماینده سابق مجلس اضافه کرد: بر اساس این نگاه، تنگه هرمز بیش از آنکه یک مسیر برای کسب درآمد مستقیم باشد، یک ابزار ژئوپلیتیکی و اقتصادی برای تقویت قدرت چانهزنی ایران است. ایران میتواند از طریق مدیریت هوشمندانه این منطقه، نهتنها امنیت منافع خود را حفظ کند، بلکه در تعیین شرایط بازار انرژی نیز نقش پررنگتری داشته باشد و این همان نقطهای است که تفاوت میان نگاه کوتاهمدت و نگاه راهبردی آشکار میشود. از این رو، نگاه کوتاهمدت ممکن است به دریافت عوارض، محدودسازی رفتوآمدها یا اقدامات فوری فکر کند، اما نگاه راهبردی به دنبال اثرگذاری بر قیمت، عرضه، امنیت انرژی و رفتار بازیگران خارجی است. این نماینده ادوار مجلس با تأکید بر اینکه برخی درباره درآمدهای احتمالی ناشی از عوارض تنگه هرمز اغراق میکنند، توضیح داد: حتی اگر چنین درآمدی در بهترین حالت به چند میلیارد دلار در سال برسد، باز هم در مقایسه با اثر افزایش قیمت نفت رقم بزرگی محسوب نمیشود. به گفته او، اگر مدیریت شرایط در تنگه هرمز باعث شود نفت ایران با قیمت بالاتری فروخته شود، درآمد حاصل از همین تفاوت قیمت میتواند چندین برابر درآمدی باشد که از محل عوارض عبور کشتیها تصور میشود.
اهمیت مدیریت تنگه هرمز
او تاکید کرد: این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که در سالهای اخیر، اقتصاد ایران بارها تحت تأثیر محدودیتهای فروش نفت، تحریمها و نوسانات قیمت جهانی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، هر دلار افزایش در قیمت فروش نفت میتواند بر منابع ارزی کشور، تأمین بودجه، کنترل کسریها و حتی مدیریت بازار داخلی اثرگذار باشد. اگر ایران روزانه یک میلیون بشکه نفت صادر کند، افزایش ۱۰ دلاری قیمت هر بشکه به معنای حدود ۱۰ میلیون دلار درآمد بیشتر در روز است. این رقم در مقیاس سالانه به چند میلیارد دلار میرسد. حال اگر صادرات روزانه بیشتر باشد یا افزایش قیمت در سطوح بالاتری رخ دهد، اثر مالی آن بسیار قابلتوجهتر خواهد شد. حسینی افزود: از طرفی، تنگه هرمز برای آمریکا و متحدان منطقهای آن نیز یک نقطه حساس و تعیینکننده است. هرگونه افزایش تنش در این منطقه، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم زیادی برای اقتصاد جهانی ایجاد میکند. افزایش قیمت نفت، بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها، نگرانی شرکتهای حملونقل و واکنش بازارهای مالی، تنها بخشی از پیامدهای ناامنی در این گذرگاه است، از این رو، اقداماتی که بدون توجه به حساسیت تنگه هرمز انجام میشود، عملاً میتواند تنش را در کل منطقه تشدید کند و طرفهای مختلف را وارد چرخهای از واکنش و پاسخ متقابل کند.
حق مقابله با تهدید ترامپ
او همچینین درباره واکنش ایران نسبت به اقدامات نظامی یا تهدیدهای ترامپ گفت: ایران بارها اعلام کرده که امنیت منطقه باید برای همه طرفها باشد و نمیتوان انتظار داشت که منافع ایران هدف قرار گیرد، اما مسیرهای انرژی و منافع دیگران بدون هزینه و تبعات باقی بماند. از این منظر، تنگه هرمز تنها یک ابزار فشار نیست، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی ایران محسوب میشود معادلهای که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به درک هزینههای بیثباتسازی منطقه است. این نماینده اضافه کرد: البته این به معنای آن نیست که ایران الزاماً به دنبال بستن کامل تنگه یا اخلال گسترده در تجارت جهانی باشد. به این ترتیب، رویکرد مطلوبتر برای ایران، مدیریت راهبردی و استفاده حسابشده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی است. چنین مدیریتی میتواند بدون ورود به مسیرهای پرهزینه، پیام سیاسی و اقتصادی لازم را به طرف مقابل منتقل کند. در واقع، قدرت ایران در تنگه هرمز زمانی مؤثرتر است که با محاسبه دقیق، شناخت بازار انرژی و درک پیامدهای بینالمللی همراه باشد. بعلاوه از نظر اقتصادی نیز، استفاده از ظرفیت تنگه هرمز باید با هدف تقویت درآمدهای پایدار کشور صورت گیرد، نه ایجاد درآمدهای محدود و پرهزینه. دریافت عوارض ممکن است در ظاهر جذاب به نظر برسد، اما در عمل میتواند با واکنشهای حقوقی، سیاسی و امنیتی روبهرو شود و حتی هزینههای جانبی آن از درآمد احتمالی بیشتر باشد. در مقابل، اثرگذاری بر قیمت نفت و حفظ جایگاه ایران در بازار انرژی، اگر با سیاستگذاری دقیق همراه شود، میتواند منافع بیشتری برای کشور ایجاد کند.
ضرورت مدیریت زمان
او یادآور شد: ایران در یکی از حساسترین نقاط جهان قرار گرفته و این موقعیت، اگر درست مدیریت شود، میتواند به ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی، تقویت درآمدهای نفتی و کاهش فشارهای خارجی تبدیل شود. در شرایطی که برخی بازیگران خارجی با نادیده گرفتن حساسیتهای منطقه دست به اقدامات تنشزا میزنند، طبیعی است که ایران نیز از ظرفیتهای خود برای دفاع از منافع ملی استفاده کند. تنگه هرمز بخشی از قدرت ژئوپلیتیکی ایران است قدرتی که میتواند در زمانهای حساس، بر بازار جهانی نفت، رفتار قدرتهای خارجی و امنیت منطقه اثر بگذارد. از این رو، مدیریت آن باید با دقت، هوشمندی و در چارچوب منافع بلندمدت کشور دنبال شود. قطعاً تحولات اخیر نشان داد که هرگونه تشدید اقدام علیه ایران، بهویژه در شرایطی که منطقه در ظاهر به سمت کاهش تنش حرکت کرده بود، میتواند واکنشهای جدی درپی داشته باشد. تنگه هرمز در چنین شرایطی بار دیگر به مرکز توجه بازگشته است نه به عنوان یک مسیر ساده دریایی، بلکه به عنوان نقطهای که امنیت، اقتصاد، انرژی و سیاست جهانی در آن به هم گره خوردهاند. ایران اگر بتواند این ظرفیت را نه با هیجان، بلکه با محاسبه و مدیریت راهبردی به کار گیرد، بیتردید منافع حاصل از آن بسیار فراتر از هر درآمد محدود عوارضی خواهد بود.