با این حال، اما به رغم اظهارات ترامپ مبنی بر دیدار موفق و سازنده با شی به نظر نمیرسد ترامپ حداقل درباره مساله ایران به نتیجه دلخواه رسیده باشد. در همین راستا «آرمان ملی» با مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*سفر ترامپ به چین و دیدار وی با همتای چینیاش را چطور ارزیابی میکنید؟
سفر دونالد ترامپ به چین از ابعاد مختلفی مورد توجه محافل سیاسی و رسانهای جهان قرار گرفته است. به خصوص که این سفر در بحبوحه بحران در منطقه خاورمیانه انجام شد و با توجه به جایگاه و نقش چین در عرصه جهانی گمانهزنیهای بسیاری در مورد اهداف سفر ترامپ به چین و پیامدهای این سفر صورت گرفت. به هر حال ترامپ در این سفر یک هیات بلندپایه از تجار و بازرگانان و صاحبان سرمایه در آمریکا، به خصوص در حوزه هوش مصنوعی را با خود همراه کرد که نشان میداد در این سفر دنبال این است که به نوعی به تکنولوژیهای برتر و هوش مصنوعی و تلاشهای پیشرفته دست پیدا کند و شاید دنبال یک معامله بود تا بتواند در گسترش همکاریهای چین و آمریکا در حوزههای تکنولوژی برتر از جایگاه و موقعیت چین نیز در خصوص همکاری و همسویی با آمریکا در منطقه استفاده کند و شاید مهمترین درخواست ترامپ این بود که فشار لازم را به جمهوری اسلامی ایران برای پاسخ مثبت به خواستههای آمریکا جلب کند. اما مجموعه خبرهایی که از پکن منتشر شد و واکنشی که آمریکا به طرح ۱۴ ماده ایران نشان داد و مواضعی که چینیها اتخاذ کردند و به نوعی از حقوق هستهای ایران حمایت کردند و در عین حال بر دیپلماسی و گفتوگو تاکید کردند، به نظر نمیرسد سفر به چین دستاورد چندانی برای ترامپ در پیشبرد اهداف منطقهای آن داشته باشد. ضمن اینکه به همان اندازه هم نباید انتظارات از این تفکر را بالا برد که چین بخواهد نقش تعیین کنندهای در روند تحولات منطقه به دست بگیرد. با وجود اینکه نوع رفتار و کنش چینیها همچنان به نسبت گذشته در خصوص جنگ تغییر کرده و در برخی حوزهها صحیحتر عمل کردند که یکی از آنها وتوی پیشنویس قطعنامهای بود که علیه ایران تنظیم شده بود یا موضعی که چینیها در خصوص اعمال تحریمها علیه پالایشگاهایی که با ایران همکاری میکنند اتخاذ کرد و عملاً در مقابل این سیاست آمریکاییها ایستاد و مالکان پالایشگاها را ملزم کرد که به قوانین آمریکا در این زمینه تعهدی ندارند. ولی همچنان چینیها با احتیاط در این خصوص موضعگیری میکنند و نمیخواهند در این موقعیت خود را در مقابل آمریکا قرار دهند و یا نقششان در منطقه به گونهای باشد که مواضع و همکاریشان به کشورهای جنوبی خلیج فارس آسیبی وارد کند. به نظر میرسد سفر ترامپ به چین در خصوص روند تحولات ایران و مذاکره با آمریکا دستاورد مدنظر آمریکاییها را به دنبال نداشته است، اما همچنان جمهوری اسلامی ایران باید با اتکا به مردم و قدرت داخلی خود از فرصتی که در عرصه منطقهای و جهانی در نتیجه اختلافات و تفاوت در اهداف بین قطبهای قدرت ایجاد میشود، برای دفاع از استقرار حاکمیت خود استفاده کند.
*اساسا نقش چین در تعاملات میان ایران و آمریکا را چطور میبینید؟ آیا چین به سمت میانجیگری بین طرفین خواهد رفت؟
نقشی که پاکستان در خصوص مذاکرات ایران و آمریکا ایفا میکند تا حدودی با حمایت و پشتیبانی چین است و با توجه به روابط سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تجاری گستردهای که پاکستانیها با چین دارند و همواره سعی کردند روابط متوازنی با کشورهایی مانند چین، عربستان، آمریکا و روسیه بازی کنند این نقش تا حدودی از سوی چین حمایت میشود. کلیاتی که چین در خصوص ایفای نقش میانجیگرانه میانه ایران و آمریکا مطرح کرده باید انعطافی در مواضع طرفین باشد که چین بخواهد نقشآفرینی کند. چین نشان داده که دنبال استفاده از فرصتهایی است که بحران ایجاد شده در منطقه را حل و فصل کند و از این فرصتها به گونهای استفاده میکند که منافع بلندمدتش در منطقه به مخاطره نیفتد. ضمن اینکه این جنگی است که بسیاری از معادلات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و انرژی جهان را دچار تغییر تحولات بنیادی کرده و این تغییر معادلات به چینیها میقبولاند که باید با توجه متغیرهای جدید در این منطقه بازیگری کنند. موضع چین در خصوص اینکه برای میانج یگری میان ایران و آمریکا آمادگی دارد این است که تا زمانی که طرفین انعطافی در مواضع خود نشان ندهند چینیها نیز اقدامی نمیکنند. آمریکاییها همچنان میخواهند با معادلات و محاسبات قبل از جنگ با ایران مذاکره کنند و به همین دلیل در دو ماه و اندی گذشته در روند معادلات اتفاق خاصی نیفتاده و این چیزی نیست که ایران آن را بپذیرد، اما اگر طرف مقابل کمی انعطاف در مواضع خود ایجاد کند، قطعا این انعطاف پذیری در طرف مقابل هم هست که بتواند دیدگاههای دو طرف را به هم نزدیک کند و فضایی برای گفتوگو و مذاکره فراهم شود. پاسخی که آمریکاییها به ۱۴ ماده پیشنهادی ایران دادند، احتمالا موجب موضعگیری چین را فراهم کرده و متوجه شدهاند باوجود چنین عدم انعطافی در سمت آمریکاییها نمیتوان انتظار تحولی در نوع رفتار و کنش آمریکاییها برای پایان دادن به جنگ داشت و روی آن حساب جداگانهای باز کرد.
* با توجه به روابط عمیق تهران-پکن، خواسته ترامپ از شی برای تاثیرگذاری بر ایران و نوع مواجهه چین با این مساله را چطور میبینید؟
سفری که آقای عراقچی به چین که قبل از سفر ترامپ به پکن انجام شد، این پیام را دارد که ایران با چین به دنبال هماهنگی و استفاده از فرصتهای ایجاد شده در روابط ایران، چین و روسیه است؛ به خصوص پس از جنگ ۴۰ روزه و در عین حال خطوط قرمز خود را نیز دارد. صحبتهایی که آقای عراقچی در نشست بریکس انجام داد و مواضعی که اتخاذ کرد و اینکه تنگه هرمز بسته نیست و با وجود محاسبات سیاسی و امنیتی جدید، برای کشورهایی که میخواهند از این آبراه استفاده کنند قابل تردد است و اینکه به هر حال ایران نمیخواهد از این اهرم بزرگ ژئوپلیتیکی خود به راحتی صرف نظر کند در حالی که دیگر کشورهای منطقه از همه جور امکانات خود در جهت ضربه زدن به ایران استفاده کرده و میکنند. روابط ایران با چین روابط راهبردی و بلندمدت است ولی روابطی نیست که بخواهد در سطحی باشد که ایران بخواهد از خطوط قرمز خود عقب نشینی کند تا یک مذاکره میان با آمریکا شکل بگیرد.