بستن
کد خبر: ۱۵۱۰۱۵۸

چهارضلعی ژئوپلیتیک

سفر دونالد ترامپ به پکن، ده روز پس از پایان شوک نظامی اخیر، بستری شد برای رو کردن لایه‌هایی از یک چهارضلعی پنهان که چین آن را روی میز گذاشته است. این چهار ماده، نه یک قطعنامه بی‌جان، بلکه نقشه راه بیرون‌کشی ایران از باتلاق تحریم، بازتعریف رابطه با همسایگان عربی، و مهم‌تر از آن، بازطراحی معادله تهدید فوری علیه تهران است.

چهارضلعی ژئوپلیتیکعلی‌محمد نمازی؛ عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نوشت: در شگرف‌ترین نمایش بازی بزرگ قرن بیست و یکم، چین نه به‌عنوان تماشاگری منفعل، که به مثابه معمار سایه‌ها بر سکوی فرمانروایی جهان نوپدید شرق ایستاده است. آن‌گونه که تحلیل‌گران میانه‌میدان به درستی رمزگشایی می‌کنند، نقش پکن در مناسبات التهاب‌زده ایران و آمریکا، دیگر در چارچوب کهن‌الگوی میانجی نمی‌گنجد، بلکه گونه‌ای آبشستگی راهبردی را رقم زده است، ترکیبی از مهندسی بحران، تضمین‌دهنده آتش‌بس‌های پنهان، و خلق الفبایی تازه از همکاری‌های فراقاره‌ای.

سفر دونالد ترامپ به پکن، ده روز پس از پایان شوک نظامی اخیر، بستری شد برای رو کردن لایه‌هایی از یک چهارضلعی پنهان که چین آن را روی میز گذاشته است. این چهار ماده، نه یک قطعنامه بی‌جان، بلکه نقشه راه بیرون‌کشی ایران از باتلاق تحریم، بازتعریف رابطه با همسایگان عربی، و مهم‌تر از آن، بازطراحی معادله تهدید فوری علیه تهران است.

 آنچه شاه‌کلید این معماری محسوب می‌شود، تضمین دوگانه است، ضمانت پکن در برابر هرگونه اقدام نظامی غافلگیرکننده از سوی واشنگتن، و نیز تضمین عدم بازگشت تحریم‌های کمرشکن در ازای واکنش ایران به یک نگرانی آمریکایی‌ها. شگرد چینی در این میانه هوشمندانه است، می‌خواهد دونالد ترامپ را در همان باتلاقی که خود ساخته، معطل نگه دارد و از دل آن، حلّال بحران قد علم کند.

 اما تصویر واقعی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. گفته می‌شد که در روز‌های آغازین جنگ، چین که بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران، عربستان، امارات و دیگر کشور‌های منطقه است، به تلفن‌ها جواب نمی‌داد. تحلیل اشتباه سقوط حتمی جمهوری اسلامی، پکن را به فاصله‌گذاری موقت واداشته بود. اما از روز دهم به بعد، وقتی روشن شد جمهوری اسلامی ایران نه تنها فرو نمی‌پاشد، بلکه پیروز از دل آتش بیرون می‌آید، محور‌ها چرخید.

 کمک‌های دفاعی محرمانه در روز‌های پایانی جنگ، آزادسازی گزینشی منابع بلوکه‌شده نفتی و بازتعریف رابطه به مثابه هم‌پیمان راهبردی تمام‌عیار، اینها نشانه‌های یک لایه‌ربایی هوشمندانه در سیاست خارجی چین است. در میانه همین تحولات، ترامپ به یکباره پروژه آزادی را، که می‌توانست منطقه را وارد فاز محاصره کامل تنگه هرمز و جنگ تمام‌عیار کند، متوقف ساخت.

 اعلام کرد به درخواست پاکستان و برخی کشور‌های دیگر. اما تحلیل واقع‌بینانه چیزی دیگر می‌گوید، ایران تلگراف شفافی فرستاد که «اگر تهدید نظامی ادامه یابد، میز مذاکره برای همیشه جمع می‌شود و تنگه هرمز به قطب رویارویی بدل می‌گردد». ترامپ که دیده بود در همان روز نخست اجرای تهدید، تنها دو کشتی موفق به خروج می‌شوند و حمله به امارات می‌تواند منطقه را شعله‌ور کند، عقب‌نشینی تاکتیکی را به بهای دیدن پیشنهاد نهایی ایران خرید.

او اکنون گفته است اگر توافق امضا شود، دو معجزه همزمان رخ خواهد داد، محاصره دریایی شکسته می‌شود و جنگ بساطش برچیده می‌شود. اما اگر توافق نرسد، بازگشت به جنگ. این نقطه نفس‌گیر حساس، کانون بی‌صبری جهانی است. آنچه این میان‌افزار تاریخی را منحصر‌به‌فرد ساخته، طلوع یک هندسه مثلثی نانوشته است، چین در قامت اَبَرتضمین‌دهنده، آمریکا در مقام کاهنده هزینه‌ها، و ایران به‌عنوان معماری که از دل آتش، چهارچوب صلح هرمز را ورق می‌زند. در این درام ژئوپلیتیک، دیگر سخن از برنده و بازنده نمی‌شود. آنچه بیرون می‌آید، نه توافق، که پارادایمی تازه در روابط شرق با خاورمیانه‌ای است که دیگر هرگز به شکل سابق بازنخواهد گشت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار