تحولی که علاوه برسازوکارهای مالی و ارزی، تغییرات بسیاری را در نقل و انتقالات نفت سایر فرآوردههای نفتی درجهان موجب شد. استفاده از یوآن، ریال، تتر و... به منظور انجام مبادلات نفتی از سوی ایران و دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز با استفاده از همین رمز یا رمزارزها بدون استفاده از دلار، به گفته بسیاری از تحلیلگران، علاوه بر اینکه یک انتخاب تاکتیکی برای عبور از محدودیتهای مالی تلقی میشود، بلکه نشانهای از بازآرایی تدریجی نظم ارزی نوین در بازار انرژی به شمار میرود.
نظم نوین بازار انرژی
به گزارش «آرمان ملی»، حسن مرادی در این باره گفت: دلار نقش غالب و تعیینکنندهای در تجارت جهانی نفت داشته و اصطلاح پترودلار به عنوان یکی از پایههای نظم مالی بینالمللی معرفی شده بود. اما فشار تحریمها، محدودیتهای بانکی و پیچیدگیهای انتقال پول برای برخی کشورهای تحت تحریم و شکلگیری برخی از سازمانهای بین المللی مانند بریکس و... باعث شد تا اندک اندک به سمت حذف دلار و یا حتی تعریف ارز جدید گروه بریکس بروند و در مجموع باعث شد که به تدریج سازوکارهای جایگزین بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و در این میان، ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم انرژی، تلاش کرده است با تنوع بخشی به روشهای تسویه حساب، از وابستگی کامل به شبکه مالی منطبق بر دلار فاصله بگیرد. او افزود: به این ترتیب استفاده از ارزهای غیردلاری در معاملات نفتی، پیش از این آغاز جنگ رمضان در سطح کمتری وجود داشته، اما در شرایط جنگ و پساجنگ، به دلیل افزایش حساسیتهای ژئوپلیتیکی و نگرانی از تشدید فشارهای مالی، این روند شتاب گرفت و در این میان، ایران در مبادلات انرژی خود با چین سعی کرده است که سهم یوآن را در تجارت انرژی افزایش دهد و در نتیجه ریسک تحریمهای دلاری را در این مبادلات کاهش دهد و زمینه را برای گسترش معاملات غیردلاری فراهم کرده است.
تنگه هرمز و آغاز دلارزدایی
این کارشناس تشدید این روند در جریان مدیریت جدید ایران در تنگه هرمز را از پیامدهای روند دلارزدایی در عرصه بینالمللی ذکر و بیان کرد: فرآیند دلارزدایی هرچند به معنای کنار گذاشتن کامل دلار نیست، اما میتواند از انحصار آن در بلندمدت بکاهد. در این راستا، ایران تلاش کرده است بخشی از درآمدهای نفتی خود را از طریق سازوکارهای مالی دوجانبه یا چندجانبه دریافت کند و از شبکههایی بهره ببرد که کمتر در معرض نظارت مستقیم نظام مالی تحریمی قرار دارند. استفاده از ارزهای دیجیتال باثبات مانند تتر نیز در برخی گزارشها به عنوان یکی از ابزارهای مکمل مطرح شده است؛ هرچند حجم و گستره این روشها به طور رسمی اعلام نمیشود و اطلاعات موجود بیشتر بر پایه تحلیلهای غیررسمی و دادههای بازار است. مرادی اضافه کرد: مسأله دریافت عوارض یا حق مدیریت عبور نفتکشها از تنگه هرمز در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هم رویکرد جدیدی است که روند حذف دلار و تقویت یوآن را در این مسیر تقویت کرده است. از آنجایی که تنگه هرمز، یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان محسوب میشود، همواره نقشی کلیدی در معادلات ژئوپلیتیکی داشته است. او تاکید کرد: این تحولات در حالی رخ میدهد که آمریکا طی سالهای اخیر تلاش کرده است با اِعمال تعرفههای گمرکی، تحریمها و سایر ابزارهای مالی و... نفوذ خود دراین زمینه حفظ کند و بازار انرژی یکی از بخشهایی است که ترامپ سعی میکند با گستره نفوذ خود درکشورهای دیگر، تسلط چین در بازار انرژی به خصوص نفت را کاهش دهد تا در نهایت در مانع از گسترش نفوذ چین در عرصه بینالمللی در اقتصاد، سیاست و... شود، هرچند در مقابل، چین نیز با سرمایهگذاری در پروژههای انرژی، توسعه قراردادهای بلندمدت و ترویج استفاده از یوآن در تجارت بینالملل، به دنبال تثبیت جایگاه خود در بازار جهانی نفت است. به این ترتیب چین نیز از هر رویکردی مانند آنچه که اکنون در تنگه هرمز حاصل شده است که به افزایش سهم ارزهای غیردلاری در تجارت نفت میانجامد استقبال میکند.
برگهای برنده ایران
این کارشناس بازار انرژی با اشاره به اینکه جنگ رمضان پیشبینیهای آمریکا در باره پایان آن را نتوانست محقق کند گفت: فشار حداکثری علیه صادرات نفت ایران، برخلاف برخی پیشبینیها، به حذف کامل ایران از بازار منجر نشد، بلکه حتی در اینمیان با آنچه که پیش آمد، ایران توانست فروش بیشتری از نسبت به سالهای قبل با قیمت بالاتر نفت داشته باشد که با رویکرد جدید دلارزدایی، کاملاً برخلاف آنچه که میل ترامپ بود پیش رفت. در نتیجه همین تحولات باعث شد صادرات نفت ایران نه تنها به صفر نرسد، بلکه در مقاطعی با افزایش قیمتهای جهانی نفت، درآمد بیشتری نیز نصیب کشور شود. او اضافه کرد: در باره تنگه هرمز کاملاً واضح است که در حال حاضر نقش تعیین کنندهای در معادلات انرژی جهان ایفا میکند، اما ایران هم باید بتواند با حرکت صحیح مهرهها به موقع از این ابزار استفاده کند. در حقیقت این آبراهه، در حال حاضر اهرمی راهبردی است که میتواند در معادلات انرژی نقش تعیینکنندهای ایفا کند و حتی به عاملی فشار در تعاملات بینالمللی تبدیل شود، اما باید زمانبندی و دیپلماسی مناسب برای استفاده حداکثری در زمان مناسب را از این کارت برنده در نظر گرفت. بدیهی است، تنگه هرمز همچنان یکی از نقاط کانونی در محاسبات قدرتهای جهانی باقی مانده و هر تحول در نحوه مدیریت و تسویه هزینههای مرتبط با آن، بازتابی فراتر از مرزهای منطقه خواهد داشت.
شوک نفت غیردلاری
مرادی ادامه داد: چنانچه کشور بتواند بخشی از تجارت خود را با ارزهای مختلف انجام دهد، در برابر شوکهای سیاسی و مالی مصونیت نسبی بیشتری خواهد داشت. با این وجود، موفقیت این راهبرد به عواملی، چون ثبات ارزهای جایگزین، اعتماد شرکای تجاری، کارآمدی نظام بانکی داخلی و توان مدیریت ریسکهای ارزی وابسته است. او معتقد است: آنچه در بازار نفت ایران در دوران پساجنگ مشاهده میشود، صرفاً تغییر واحد پولی معاملات نیست؛ بلکه نشانهای از تلاش برای بازتعریف جایگاه در یک محیط ژئوپلیتیکی پیچیده و پررقابت است. اینکه این روند تا چه اندازه پایدار خواهد بود و چه تأثیری بر ساختار بلندمدت بازار جهانی انرژی خواهد گذاشت، بستگی به تحولات آینده در روابط میان قدرتهای بزرگ، ثبات منطقهای و مسیر اقتصاد جهانی گره خورده است. قطعاً آنچه که مسلم است اینکه؛ نفت همچنان نه فقط یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری اثرگذار در معادلات سیاسی و مالی جهان باقی مانده و هر تحول در شیوه مبادله آن، بازتابی فراتر از ارقام صادرات و واردات خواهد داشت.