با این حال افزایش شدید قیمتها، قطع اینترنت، ازدیاد بیکاران و رکود بسیاری از مشاغل باعث شده تا جامعه انتقاداتی را نسبت به دولت و حاکمیت روانه کند. در همین راستا برای بررسی نحوه مواجهه مردم با دولت، مشکلات اقتصادی و اینترنت «آرمان ملی» با غلامعلی رجایی فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*با توجه حمایتهای مردمی از حاکمیت و دولت در مقاطع مختلف، اما شاهدیم مباحثی، چون مشکلات اقتصادی و مساله اینترنت همچنان موجبات نارضایتی جامعه و از بین رفتن کسب و کارها شده است؛ با این اوصاف مواجهه حاکمیت و مردم را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نکته مهمی اشاره کردید که من دیدم در بعضی از محافل خصوصی نخبگان هم مطرح شده است. بحث مردم با دولتها اساساً یک رابطه دو طرفه است. حال این در جنگ یک ویژگی و حساسیت بیشتری پیدا کرده است. همه دولتها از خود دفاع میکنند، اما میزان تابآوری مردم که تا چه اندازه پشت دولتها باشند امری است که مشروط به میزان پاسخ مثبت مردم به دولتها است. من فکر میکنم مسئولان قدر این تابآوری و ظرفیت را آنطور که باید هر چند که میگویند؛ اما ندانستهاند. الان قطعی اینترنت باعث شده طبق نظرسنجیها حدود ۵۰ درصد مردم اظهار ناراحتی کنند و از مطالبات جدی مردم شده است. من در هر فرصتی به دولت هم گفتهام که آقا این مساله دست خودتان است و ببرید در شعام این مساله را حل کنید. حال اگر درصدی سوءاستفادههایی صورت میگیرد با رسانههای معاند، فیلترشکن و این امکانات ماهواره جدیدی که در فضا ایجاد شده کار خود را میکنند. در حالی که با قطعی اینترنت بسیاری از افراد را داریم که شغل خود را از دست دادند، بیکار شدند و ضرر کردند. معمولا هم این شغلها به رونق اول برنمیگردد؛ لذا تصور من این است که مساله اینترنت از آن کارهایی است که دولت باید فوراً تغییر مسیر دهد و تا حالا هم اشتباه بوده است. خود من به عنوان معلم دانشگاه واقعا روزی که درس دارم عزا میگیرم که به چه شکل میتوانم با دانشجویان ارتباط بگیرم. البته این شکل علمی کار است و مسائل تجاری مباحث خاص خود را دارد. من توصیه میکنم که دولت این مساله را در اولویت قرار داده و باز کند. اگر هم میخواهند تالی فاسد آن را در نظر بگیرند به هر حال هر پنجرهای باز شود گرد و خاک هم به درون میآید. اما دستاوردهای این کار بسیار بیشتر است. اینطور قطع اینترنت در دنیا تقریبا بیسابقه است و برای کشوری که گردش آزاد اطلاعات دارد اصلا مقبول نیست و حقالناس است. دولت حق ندارد به بهانه امنیت باعث ضرر مردم شود. ما باید هم امنیت را حفظ کنیم و هم در عین حال جلوی ضرر و زیان مردم را بگیریم. معتقدم اگر دولت دیر بجنبد میزان اعتمادی را که در نظرسنجیها گفته شده مردم تا ۷۰ درصد نسبت به دولت دارند این سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمند فرو میپاشد و من فکر میکنم نشانههایش هم آشکار شده باشد. این سرمایه اجتماعی اسان به دست نیامده است. دولت تاکنون و در زمان جنگ به خوبی کار کرده، اما باید این مطالبه را به سرعت، به درستی و به دقت پاسخ دهد. البته جوانب امنیتی را نیز رعایت کند.
* طی چند وقت اخیر شاهد برخی اظهارنظرها در تجعات شبانه مردمی علیه مسئولان، تیم مذاکره کننده و شخصیتهای سیاسی هستیم؛ اساسا این نوع اظهارات با چه اهداف و نیاتی مطرح میشود؟
من در حرفهایی که در بعضی از میدانها زده میشود رد پای نفوذ را میبینم. به صراحت عرض میکنم که اینگونه موضع گرفتن نمیتواند تصادفی باشد. اینکه در این شرایطی که همه نیاز به همصدایی و یکصدایی داریم و شخصی بیاید بگوید که باید فلانی و فلانی اعدام شوند، این قطعا مخالف امنیت ملی است. من تعجب میکنم مدعیالعموم چرا به این مسائل وارد نمیشود. کسی که اینطور حرف میزند شأن فتوا ندارد که بر اساس حکم خدا سخن میگوید. من فکر میکنم نهادهای مسلح و امنیتی به میدانها را اداره میکنند باید به خود بیایند چرا که الان این نوع اظهارات در تجمعات، در رودررویی با جمهوری اسلامی قرار میگیرد. شعارهایی که من دیدم اطراف میدانها نوشته شده نفی کامل مذاکره، اینکه مذاکره خیانت است و رهبر شهید گفتهاند که مذاکره عاقلانه نیست اینها کل قضیه نیست. رهبری شهید گرچه اینها را گفته بود ولی در مواردی هم بعد از آن اجازه مذاکره داده بود. چرا برخی این سخنان رهبری شهید را کامل نمیبینند؟ این نوع اظهارات را خیلی خطرناک میبینم و پیشبینی میکنم که از دل این میدانها و اینگونه اظهارنظرها خوارج ظهور کنند. متولیان امر باید سریعا ورود کنند و این ویروسهای افراط را شناسایی کنند چرا که این دست اظهارات باعث شود که مردم به خیابان نیایند. چرا دغدغه آنهایی که به خیابان میآیند ایران است.
* با توجه به شرایط نابسامان اقتصادی و رشد فزاینده و تصاعدی قیمتها عملکرد دولت در مدیریت این شرایط را چگونه میبینید؟
مدیریت دولت را باید دستهبندی کرد. دولت از ابتدای جنگ تاکنون توانسته به خوبی اداره کند. چیزی کم نبود مردم به فروشگاه مراجعه میکردند و هیچ کمبودی نبود و باید نمره خیلی خوبی به دولت داد. اما دولت با عدم کنترل قیمتها گسل خاموشی را فعال میکند. در شرایطی که گفته میشود در این حوزه دولت خوب ایستاده و همه چیز هم هست وقتی مردم دست در جیب میکنند میبینند که کالاها را باید ۳ برابر قیمت بخرند. قبلا میگفتند ارزش دلار ربطی به داخل ندارد و متاثر از خارج است. اما اکنون دیگر هیچ معنایی ندارد که قیمتها سه برابر شوند و به نظر من در این قضیه دولت خوب عمل نکرده و مردم ناراضی هستند. الان به خاطر اینکه جنگ است مردم نمیخواهند صدایی بلند کنند ولی به مرور زمان، چون این مساله به جیب مردم ارتباط دارد پیشبینی میکنم که این به نوعی نارضایتی، عصبانیت و خشم تبدیل شود. دولت باید سختگیری بیشتری کند و بعضیها را مجازات کند.