واقعیت این است که ایران طی سالها و دهههای گذشته نیز میتوانسته آنچه را که امروز در قالب مدیریت آمد و شد کشتیها و نفتکشها در تنگه هرمز انجام میشود، انجام دهد، اما تا پیش از این صرفا تلاش بر این بوده که ایران تامینکننده امنیت کشتیرانی در این آبراه بینالمللی باشد؛ اما پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه رمضان و حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی ایران نیز جدای از ایستادگی مقتدرانه و به رخ کشیدن برتری نظامی خود با هدف قرار دادن سرزمینهای اشغالی و همچنین منافع آمریکا در منطقه از تنگه هرمز به عنوان اسلحه پنهان خود استفاده کرد و در شرایطی که کمتر کسی تصور میکرد ایران بخواهد ترتیبات و مقرراتی بر عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز قرار دهد؛ اما ایران با محدود کردن عبور و مرور کشتیها و همچنین اخذ عوارض نشان داد جایی که امنیتش تهدید شود امنیت دسته جمعی را تحتالشعاع قرار خواهد داد. چنانکه اکنون میبینیم بسیاری از آن کشورهایی که مواضع ضد ایرانی داشتند امروز به دنبال بازگشت به مذاکره با ایران برای باز شدن تنگه هرمز و آزادی عبور و مرور کشتیها هستند. جالب اینکه آنهایی که تا دیروز متحد و همراه ترامپ بودند امروز جنگ را راهحل منطقی برای باز شدن تنگه نمیدانند و همه مذاکره و گفتوگو را پیشنهاد میدهند، چراکه همینطور قیمت سوخت و بنزین در کشورهای اروپایی و خود آمریکا به طرز بیسابقهای افزایش یافته و قیمت نفت به بیش از ۱۱۵ دلار رسیده و به قرائت کارشناسان امر اگر شرایط به همین منوال پیش برود و حساستر شود احتمال نفت ۱۵۰ و تا دویست دلاری و شاید هم بیشتر میرود. از همین رو است که مجدانه به دنبال جلوگیری از جنگ مجدد هستند. البته ترامپ سابق بر این نیز آنها و مواضعشان را به حساب نمیآورد و امروز نیز چندان توجهی به آنها نمیکند و وقعی نمینهد. با این حال سخن گزافی نیست اگر گفته شود ایران به جهت داشتن برگ برندهای، چون تنگه هرمز و احاطه بر آن از دست بالا برای چانهزنی و مذاکره برخوردار است و ترامپ را مجبور کرده تا در این خصوص با احتیاط عمل کند.
*نظم نوین
جنگ، مذاکره و حالا هم سناریوی شکست خورده فشار اقتصادی از طریق محاصره دریایی؛ این رویهای است که ترامپ چندی است پیش گرفته و با وجود اعلام آتشبس نامحدود، اما ناوهای هواپیمابر خود را به نحوی به منطقه گسیل داشته که در میانه همین آتشبس شکننده نیز با محاصره اقتصادی و دزدی دریایی از کشتیهای ایرانی یا کشتیهایی که قصد ایران دارند به ایران فشار بیاورد تا از این طریق تهران را وادار به پذیرش خواستههای خود کند. در حالی که ایران نشان داده با این رویه آمریکاییها آشنا است و سیاست شکست خورده فشار حداکثری را نیز تجربه کرده و ایستاده است؛ لذا این بار نه تنها تسلیم خواستههای آمریکا نخواهد شد بلکه از دست بالای خود در تنگه هرمز استفاده خواهد کرد تا منافع خود را تامین و طرف مقابل را به سمت خاتمه جنگ و مذاکره برابر و عادلانه سوق دهد. چه اینکه علی نیکزاد نایب رئیس مجلس در این خصوص گفته است: «کنترل تنگه هرمز حق ایران و خط قرمزی است که نمیتوان از آن عبور کرد و ایران در این مورد با کشورهای منطقه به توافق خواهد رسید. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تصمیم خود برای آغاز تجاوز علیه ایران اشتباه کرد. او اکنون با شکستهای پی در پی روبهرو است و آنها برای قیمت نفت ۱۲۰ دلاری در هر بشکه حسرت خواهند خورد». آنچه که مسلم است ایران با وضع مقررات جدید بر تنگه و طرح ۱۱ بندی که مجلس تصویب کرده و شرایط کنونی دیکر به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت و همه طرفها چه آمریکا، چه کشورهای منطفه و اروپاییها باید نظم نوین موجود در تنگه هرمز را بپذیرند. جالب اینکه به رغم تاکیدات آمریکاییها بر محاصره دریایی ایران، کشتیهای ایرانی از تنگه عبور میکنند و رفت و آمد دارند. چنانکه روز گذشته ابرنفتکش «هیوج» (HUGE) که تقریبا حامل ۲ میلیون بشکه نفت خام بود و ارزش تقریبی آن معادل ۲۲۰ میلیون دلار میباشد، موفق شد از محاصره ارتش آمریکا عبور کند و خود را به منطقه خاور دور برساند.
*آثار اقتصادی تنگههرمز
سخنگوی ارتش در خصوص وضعیت تنگه هرمز اظهار داشت: این جنگ موجب شد بیش از گذشته به ظرفیت و توان ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی خود پی ببریم و امروز این تنگه در کنترل راهبردی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. سپاه پاسداران غرب تنگه و ارتش جمهوری اسلامی ایران شرق تنگه را با قدرت کنترل میکنند و هیچ کشتی از هیچ دولتی بدون اذن و اجازه نیروهای ما حق عبور نخواهد داشت. امیر اکرمینیا با اشاره به پیامدهای این موضوع گفت: کنترل راهبردی تنگه هرمز میتواند آثار اقتصادی و امنیتی مهمی برای کشور به همراه داشته باشد، این تنگه برای ما درآمد اقتصادی خواهد داشت. محاسبات نشان میدهد درآمدی که ایران از تنگه هرمز همین امسال کسب خواهد کرد از درآمد فروش نفت ما بیشتر خواهد شد. وی همچنین تأکید کرد: ما میتوانیم با کنترل تنگه دشمنانمان را کنترل کنیم و اجازه ورود بیگانگان و فتنه انگیزی در منطقه را به آنها ندهیم و شاید آورده مهم دیگر کنترل راهبردی تنگه این است که به کشورهایی که در سالهای گذشته از آمریکاییها در تحریمها علیه ما تبعیت میکردند و پولهای نفت ما را بلوکه کرده بودند و ما را با اجرای فرامین آمریکاییها تحریم کرده بودند، دیگر اجازه عبور از تنگه را نخواهیم داد تا تحریمها خنثی شود. شما در ماههای آینده خواهید دید که تحریمهای اقتصادی آمریکا که به تعبیری تحریمهای ثانویه بود و باعث شده بود بخش بسیاری از کشورهای دنیا به تبعیت از آمریکا ما را تحریم کنند، بیاثر میشود.