مهدی ذاکریان، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: ایران اعلام کرده در میدان پیروز شده و آمریکا نتوانسته به پیروزی، برتری یا سلطه نسبت به جمهوری اسلامی ایران در عرصه میدان دست پیدا کند. اگر چنین باشد کشور پیروز یا برتر، در مقایسه با کشوری که در میدان برتری نداشته هنگام مذاکره با دست برتر و امید بیشتری حضور پیدا میکند.
بنابراین انتظار میرفت که شروط ایران طی مذاکره مورد پذیرش طرف مغلوب یا طرفی که حداقل ایران میگوید به اهداف خودش نرسیده به شروط ایران تن بدهد و آن شروط هم از یک طرف طرح 10 مادهای ایران و از طرف دیگر بازگشت اموال بلوکه شده ایران، وضع رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز با کنترل توسط ایران و عمان و لغو تحریمهای بینالمللی، تحریمها علیه سپاه و خروج این نهاد از لیست گروههای تروریستی و تحریمهای اشخاص و به عبارتی تمامی شروطی که در آن طرح 10 مادهای بود، تعابیری از این دست نیز در کنار آن گذاشته شد و لذا انتظار میرفت که آمریکاییها اینها را بپذیرند در صورتی که شروط ۱۰ مادهای تحقق پیدا کند مبین این است که جمهوری اسلامی در میدان و دیپلماسی توانست نتایج قابل انتظارش را پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به دست بیاورد.
اینکه گفته میشود مذاکرات شکست خورده من چنین جملهای از زبان رئیس تیم مذاکرهکننده ایران نشنیدم که بگوید مذاکرات شکست خورده است. آقای قالیباف گفت: در این دور از مذاکرات زیادهخواهی آمریکا سبب شده که نتوانند اعتماد ما را به دست بیاورند. ما با حسن نیت آمدیم اما آنها اعتمادی برای ما به وجود نیاوردند. بنابراین، دیده میشود که هم امیدی هست به اینکه آمریکاییها برگردند و امتیازات جدیدی به ایران ارائه کنند و هم مبادا این برداشت صورت گیرد که در مذاکرات شکست خوردیم.
برای اینکه در عرصه داخلی و تعامل جناحهای رقیبی که برای قدرت تلاش میکنند پس از جنگ این دستاورد یا عدم دستاورد میتواند موثر باشد. فلذا اگر در مذاکره موفقیتی به دست بیاید یا نه، پیامدهای مهمی خواهد داشت. این جمله آقای قالیباف که ما حسننیت از خود نشان دادیم اما آنها نتوانستند اعتماد ما را جلب کنند، مبین آن است که انتظار میرود طرف مقابل با شروط و آمادگی دیگری دوباره برای مذاکره ورود پیدا کند وگرنه اعلام میشد نخیر آمریکاییها مثل همیشه زیادهخواهی میکنند و مذاکرهای با آمریکاییها نداریم.
اصلا آمریکا تا حالا هم این همه نیرو و تجهیزات در منطقه آورد، اسرائیل و کشورهای عربی را هم آورد و برخی دیگر از کشورها هم کنارش ایستادند اما هیچ کاری نتوانست انجام دهد و از این به بعد هم هیچ کاری نمیتواند بکند! ما برای مذاکره آمدیم اما اینها از مذاکره هدف دیگری داشتند و میخواستند اتلاف وقت کنند. لذا اگر میخواستند، این فرصت آخرین فرصت بود که ما به آنها دادیم.
وانگهی بحث جدی از لبنان هم در طی مذاکرات نشد قبل از آن به عنوان پیش شرط مطرح میشد، اما خیلی هم صحبت از این نشد که مثلا دلیل اینکه مذاکرات به نتیجه نرسیده توقف حمله اسرائیل به لبنان باشد. اینها نشان میدهند که وقتی شکست مذاکرات را طرف ایرانی اعلام نکرده، انتظار ادامه یافتن دور از ذهن نیست. اگر ادامه پیدا کند یعنی دور دوم یا سوم به وجود بیاید بایستی ببینیم که چه انتظاری میرود. حداقل انتظار این است که با توجه به شهادت رهبر انقلاب توسط آمریکا و اسرائیل و همچنین از فرماندهان و وزرا و مسئولین تراز اول توافقی در نهایت امضا شود که این توافق امتیازهای بالاتر و وسیعتری از توافق برجام داشته باشد. انتظار میرود با توجه به خواستههای فعلی ایران مدیرانی که الان حضور دارند طرح 10 مادهای یا تعابیر منتج از این طرح را محقق کنند.