اما با وجود تشدید جنگ میان ایران و آمریکا با رژیم صهیونیستی، گویا معادلهای متفاوت را پیش روی بازار قرار داد؛ معادلهای که برخلاف انتظار بسیاری از فعالان اقتصادی، به ریزش قیمت دلار و کاهش نسبی قیمت طلا منتهی شد. کارشناسان دلایل مختلفی را در این رویکرد موثر میدانند که در مجموع حول محور الزامات فروش دلار و دشواری معیشت مردم متمرکز است.
به گزارش «آرمان ملی»، احمد عزیزی کارشناس بازار سرمایه در این باره گفت: بازار ارز پیش از آغاز جنگ، نشانههایی از افزایش نگرانی نسبت به آینده سیاسی کشور را بروز داده بود و در این راستا، همزمان با بالا گرفتن تنشها میان ایران و آمریکا، قیمت دلار در بازار آزاد روندی افزایشی به خود گرفت و از محدوده حدود ۱۴۰ هزار تومان تا حوالی ۱۶۶ هزار تومان افزایش یافت که تا حد زیادی ناشی از انتظارات تورمی و نگرانی از وقوع درگیری نظامی بود که هیچ نشانی از احتمال آرام گرفتن بازار ارز و یا موفقیت مذاکرات در عمان به چشم نمیخورد. در واقع بخشی از بازار نسبت به نتیجهبخش بودن مذاکرات بدبین بود و احتمال درگیری نظامی را جدی میدانست. او افزود: اما همزمان با آغاز جنگ رمضان، واکنش اولیه بازار دقیقاً مطابق الگوی کلاسیک بحرانهای سیاسی بود. در ساعات اولیه انتشار خبر حمله، دلار با جهشی ناگهانی مواجه شد و از حدود ۱۶۵ هزار تومان تا حوالی ۱۸۰ هزار تومان افزایش یافت. بازار طلا نیز به تبعیت از این شوک اولیه رشد قابل توجهی را تجربه کرد و قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار که پیش از آن حدود ۱۸ میلیون تومان بود، تا نزدیکی ۲۳ میلیون تومان افزایش پیدا کرد. این جهش اما بسیار کوتاهمدت بود و بیشتر ناشی از شوک روانی اولیه جنگ و معاملات محدود و هیجانی بازار محسوب میشد.
اصل غافلگیری در بازار
او ادامه داد: اما در ادامه روند بازار ارز و همچنین طلا، بسیاری از تحلیلگران و حتی معاملهگران حرفهای بازار را غافلگیر کرد، چراکه از روز دوم درگیریها، روند قیمت دلار معکوس شد و بازار وارد فاز نزولی شد و قیمت دلار از سقف ۱۸۰ هزار تومان به تدریج کاهش یافت و حتی تا محدوده ۱۴۵ هزار تومان هم پایین آمد؛ یعنی حدود ۲۰ درصد کاهش نسبت به اوج اولیه را نشان داد، هرچند این کاهش در مقاطعی با نوسان همراه بود و قیمت بار دیگر به حوالی ۱۶۰ هزار تومان بازگشت، اما روند کلی بازار طی روزهای بعدی نزولی باقی ماند و قیمت در محدوده حدود ۱۵۰ هزار تومان تثبیت شد و کاهش قیمت طلا نیز کموبیش تحت تأثیر همین روند رخ داد، هرچند اثر آن در بازار ارز محسوستر بود. او درباره دلایل این رفتار غیرمنتظره گفت: این رویه معکوس باعث ایجاد پرسشی برای همگان شد که چرا در شرایطی که کشور با یک درگیری نظامی مستقیم مواجه شده، قیمت دلار به جای افزایش، کاهش یافته است. این کارشناس تاکید کرد: یکی از توضیحهای مهمی که در این باره مطرح میشود، به شرایط فعالیت بنگاههای اقتصادی در دوران بحران بازمیگردد. در شرایط جنگی بسیاری از بازارها بهطور کامل یا نسبی تعطیل میشوند و امکان نقدشوندگی داراییها کاهش پیدا میکند و در ادامه شرکتها، کسبوکارها و حتی واحدهای کوچک اقتصادی برای ادامه فعالیت و تأمین هزینههای جاری خود به نقدینگی ریالی نیاز دارند؛ هزینههایی مانند پرداخت حقوق کارکنان، اجاره محل کار، تأمین مواد اولیه یا حفظ سرمایه در گردش. در چنین شرایطی، بخشی از این فعالان اقتصادی ناچار میشوند داراییهای دلاری خود را در بازار بفروشند تا نقدینگی لازم را تأمین کنند. افزایش این عرضه ناخواسته ارز در بازار، یکی از عواملی است که میتواند به کاهش قیمت دلار در کوتاهمدت منجر شود.
معیشت و نوسانات ارز
این کارشناس ادامه داد: مسأله دیگری که نقش موثری در کاهش قیمت ارز در بازار داشت، عرضه ارز فراوان به خصوص پس از چندی از گذشت جنگ بود، چراکه فشار معیشتی بر خانوارها و کاهش درآمدهای واقعی مردم شکل گرفت. در حقیقت در سالهای اخیر با تشدید تورم و کاهش قدرت خرید، بسیاری از خانوارها بخشی از پساندازهای خود را به صورت ارز نگهداری میکردند، اما در شرایطی که بحران نظامی به نگرانیهای اقتصادی اضافه میشود و درآمدها نیز به اندازه کافی افزایش نمییابد، بخشی از مردم برای تأمین هزینههای روزمره یا جبران فشارهای معیشتی ناچار به فروش ذخایر ارزی خود میشوند. این روند نیز به افزای ش عرضه دلار در بازار کمک میکند.
شرایط آینده
عزیزی اضافه کرد: عامل موثر درگیر در این وضعیت این است که، برخی تحلیلها به رفتار گروه دیگری از مردم اشاره میکند که واکنش آنها بیشتر ناشی از نگرانیهای امنیتی و ذهنیتهای مرتبط با شرایط جنگی است. این افراد با تصور احتمال طولانی شدن درگیریها و حتی شکلگیری بحرانهای شدیدتر مانند کمبود کالا یا افزایش شدید قیمت مواد غذایی، تلاش میکنند ذخایر کالایی خود را افزایش دهند. در این راستا، بخشی از داراییهای ارزی خود را میفروشند تا بتوانند اقلام ضروری مانند مواد غذایی، دارو یا سایر کالاهای مصرفی را ذخیره کنند، به عبارتی، صفهای طولانی در برخی فروشگاهها در روزهای ابتدایی بحران نیز نشانهای از همین رفتار هیجانی بود. او توضیح داد: همچنین در عین حال گروه دیگری نیز با این ذهنیت که درگیری نظامی ممکن است نقطه پایانی بر یک دوره طولانی تنش میان ایران و آمریکا باشد و پس از آن فضای سیاسی و اقتصادی جدیدی شکل بگیرد، اقدام فروش ارز و یا طلای خود کردند تا بتوانند با در اختیار داشتن نقدینگی سبد اندوختههای خود را متنوع کنند. از این رو، این افراد، احتمال بهبود شرایط بینالمللی ایران در دوره پس از جنگ وجود دارد و همین انتظار باعث میشود که برخی نگهداری دلار را چندان سودآور ندانند و در نتیجه به فروش داراییهای ارزی خود روی میآورند و در نهایت ترکیب رفتار این گروههای مختلف در نهایت به شکلگیری یک پدیده قابل توجه در بازار ارز منجر شده است که در اثر آن افزایش در شرایطی که تقاضا به شدت کاهش یافته است.
شرایط پرریسک
عزیزی همچنین افزود: در وضعیت جنگی، بسیاری از سرمایهگذاران از ورود به بازارهای پرریسک خودداری میکنند و معاملات نیز کاهش پیدا میکند، لذا در چنین فضایی تقاضای جدید برای خرید دلار محدود است، زیرا چشمانداز آینده مبهم و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد، به این ترتیب، کاهش تقاضا در کنار افزایش عرضه، بهطور طبیعی فشار کاهشی بر قیمت وارد میکند. بعلاوه باید توجه داشت که بازار ارز ایران بیش از حد تحت تأثیر انتظارات روانی و فضای خبری قرار دارد و در نتیجه در روزهای ابتدایی جنگ، شوک اولیه باعث جهش سریع قیمت شد؛ اما پس از فروکش کردن هیجان اولیه و مشخص شدن ابعاد واقعی درگیری، رفتار معاملهگران تغییر کرد، به این دلیل، بخشی از افزایش قیمت پیش از وقوع جنگ در واقع پییشخور شدن ریسک درگیری نظامی بود و بازار پیش از وقوع رویداد، بخش زیادی از نگرانیها را در قیمتها منعکس کرده بود.
روزهای پایان و شروع سال
او در عین حال، عامل زمانی را در این میان بیتأثیر ندانست و گفت: در عین حال نزدیکی به پایان سال و افزایش نیاز مردم به پول نقد میتواند تقاضا برای ریال را افزایش دهد و در چنین وضعیتی، فروش داراییهای ارزی برای تأمین نقدینگی بیشتر میشود. اگر این روند با ادامه محدودیت در فعالیت بازارها و تداوم نااطمینانی همراه شود، احتمال افزایش عرضه دلار همچنان وجود خواهد داشت. عزیزی معتقد است: وقایع اخیر نشان میدهد که واکنش بازارها به بحرانهای سیاسی همیشه مطابق الگوهای گذشته نیست و مجموعهای از عوامل اقتصادی، روانی و رفتاری میتوانند نتیجهای متفاوت رقم بزنند، به عبارتی در شرایطی که کشور با یک بحران امنیتی مواجه است، رفتار اقتصادی بازیگران مختلف، از کسبوکارها گرفته تا خانوارها و سرمایهگذاران، میتواند جهت حرکت بازارها را تغییر دهد، از این رو، بسیاری از مردم معتقدند روند آینده بازار ارز تا حد زیادی به نحوه پایان یافتن این درگیری و همچنین تحولات سیاسی پس از آن وابسته است.
پیشبینی بازار
این تحلیلگر بازار در پیشبینی بازار در ادامه گفت: چنانچه، پایان بحران با نوعی توافق یا تعیین تکلیف سیاسی همراه شود، ممکن است شوک تازهای به بازار وارد شود که حتی کاهش بیشتری در قیمت دلار ایجاد کند. در مقابل، اگر نااطمینانیهای سیاسی ادامه پیدا کند یا درگیریها طولانی شود، احتمال بازگشت نوسانات شدید نیز وجود خواهد داشت، اما آنچه مسلم است این است که تجربه اخیر یک بار دیگر نشان داد بازار ارز در ایران تنها به متغیرهای ساده اقتصادی واکنش نشان نمیدهد، بلکه ترکیبی از انتظارات، ترسها، امیدها و رفتارهای جمعی بازیگران مختلف است که مسیر نهایی قیمتها را شکل میدهد.